مرد مومن شایسته زن مومنه است

دنیای جوان/ تصمیم‌ها(ازدواج)

البته برخلاف آنچه در بین مردم رایج گشته، کفویت در موضوع ازدواج، چنان‌که از آیه‌ی بیست‌و ششم سوره مبارکه نور نیز استفاده می‌شود، ارتباطی به مسائل اقتصادی‌ و ظاهری ندارد، بلکه مقصود از آن…

***********************************************************************

پدیدآورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

دنیای جوان/ تصمیم‌ها(ازدواج)

بی‌گمان سخت‌ترین انتخاب‌ها در زندگی انسان‌، مسأله‌ی انتخاب همسر و موضوع ازدواج است که اگر با آگاهی و شناخت کامل صورت پذیرد، در آسایش روحی و تعالی معنوی پسر و دختر نقش اساسی ایفا کرده و سرآغاز فصل جدیدی در شکوفایی، رشد و بالندگی آنان خواهد بود؛ اما اگر به‌طور صحیح و مطلوب انجام نشود، آثار تلخ و مخرب خود را بر زندگی زن و شوهر گذاشته و امکان پیمودن مسیر کمال را از ایشان سلب و زندگی را با تلاطم‌های کوبنده روبرو می‌سازد.

این جایگاه ممتاز موجب شده تا در این بخش از سلسله مقالات «دنیای جوان» به بیان نکاتی پیرامون اهمیت ازدواج و شرایط تحقق آگاهانه‌ی آن پرداخته شود.

اهمیت ازدواج

اولین موضوعی که در مقوله‌ی ازدواج، باید نسبت به‌آن تأمل دقیق نمود، اهمیت و نقش اساسی ازدواج در سلامت فرد و جامعه و بقاء نسل آدمی است که متأسفانه در عصر حاضر مورد بی‌اعتنایی واقع شده و زندگی بدون همسر – جاهلانه و مغرضانه – مورد تبلیغ قرار می‌گیرد. این در حالی‌‌است که فواید بی‌شمار ازدواج، اگر به‌درستی تبیین و ترویج شود، مشکلات و معضلات موجود در جامعه را برطرف نموده و زیبایی‌های بی‌حد و حصر خویش را آشکار می‌سازد. موضوعی که در دین جاودانه‌ی اسلام از آن به‌عنوان سنت‌ نبی مکرم صلوات‌الله علیه و آله و حافظ نصف، بلکه دو سوم دین، یاد شده و قرآن کریم در سوره مبارکه نور، خانواده‌ها و حاکمان را به سوق‌دادن جوانان به سوی آن و فراهم ساختن مقدماتش فرمان داده است؛

«وَ أَنْکِحُوا الْأَيامي‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ»[۱]

«دختران و پسران و غلامان و کنیزان مجرد خود را اگر شایستگی دارند، نکاح نمایید.»

چنان‌که رسول اعظم صلی‌الله علیه و آله در حدیث ذیل بر محبوبیت آن، نزد خداوند متعال تأکید نموده‌اند؛

«مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ‏ التَّزْوِيجِ‏»[۲]

«در اسلام هیچ بنایی بر پا نشده که نزد خداوند متعال محبوب‌تر از ازدواج باشد.»

همان‌گونه که نسبت به‌آثار دنیوی ازدواج می‌فرمایند:

«مَا اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلَامِ أَفْضَلَ‏ مِنْ‏ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ تُطِيعُهُ إِذَا أَمَرَهَا وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ»[۳]

«پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد، بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هرگاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.»

از آن‌حضرت درباره آثار اخروی این امر مقدس نیز نقل شده است:

«مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ‏ دِينِه‏»[۴]

«کسی که ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده است.»

واقعه‌ی میمون و مبارکی که شکل‌گیری آن، بر اساس سخن پیامبر اعظم صلوات‌الله علیه و آله، ناراحتی و خشم شیطان لعین را به‌همراه دارد؛

«مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلَّا عَجَّ شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ‏ مِنِّي‏ ثُلُثَيْ‏ دِينِهِ‏ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ فِي الثُّلُثِ الْبَاقِي»[۵]

«هیچ جوانی نیست که در دوران شکوفایی سن خود ازدواج کند، مگر آن که شیطان فریاد برآورد: «وای بر او، وای بر او! دو سوم دینش را از (گزند) من حفظ کرد» پس انسان باید برای حفظ یک سوم دیگر، تقوای خدا را در پیش گیرد.»

آن‌چه در اسلام درباره عواقب باقی‌ماندن بر تجرد و تأخیر در انجام ازدواج وارد شده نیز برای متوجه ساختن انسان‌ها به این امر ضروری و مهم است؛ چنان‌که از امام رضا علیه‌السلام روایت شده است،

«نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ إِنَ‏ الْأَبْكَارَ مِنَ‏ النِّسَاءِ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ فَإِذَا أَيْنَعَ الثَّمَرُ فَلَا دَوَاءَ لَهُ إِلَّا اجْتِنَاؤُهُ وَ إِلَّا أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ غَيَّرَتْهُ الرِّيحُ وَ إِنَّ الْأَبْكَارَ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا تُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَا دَوَاءَ لَهُنَّ إِلَّا الْبُعُولُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفِتْنَةُ»[۶]

«همانا جبرائیل بر پیامبر اعظم صلی‌الله‌ علیه‌ و ‌آله نازل شد و عرضه داشت: اى محمّد! پروردگارت به تو سلام مى‌رساند و مى‌فرماید: دختران باکره مانند میوه درختان هستند؛ همان‌گونه که وقتى میوه مى‌رسد، چاره‌اى جز چیده شدن ندارد، و در غیر این‌صورت تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد کرده و تغییر می‌دهد، دختران باکره نیز وقتى به سن بلوغ و ازدواج مى‌رسند، چاره‌اى جز ازدواج ندارند، در غیر این‌صورت از ابتلا به فتنه در امان نیستند.»

متأسفانه برخی از جوانان، به‌دلیل بروز مشکلات و موانعی هم‌چون نرسیدن به همسر مورد نظر، عدم توانایی انتخاب صحیح، مخالفت خانواده با دختر یا پسر مورد نظر خود، مهریه‌ی زیاد، جهیزیه‌های سنگین، چشم‌به‌هم چشمی، تجملات، نداشتن کار مناسب و مسکن، ادامه‌ی تحصیل، ترس از مسئولیت‌پذیری و … از ازدواج فاصله گرفته و برای همیشه عزوبت و تجرد را بر می‌گزیند و در این‌ راه به‌ کار خویش، افتخار نیز می‌نمایند؛ معضل بزرگ و انحراف خطرناکی که اگر چه در گذشته نیز مواردی از آن وجود داشته، اما در عصر حاضر به‌سبب تسلط فرهنگ مادی غرب بر فضای علم، هنر و رسانه گسترش یافته و جوامع اسلامی نیز از آن تأثیر پذیرفته‌اند. در‌ حالی که در فرهنگ اسلام، فرار از ازدواج و باقی ماندن بر تجرد، نه تنها باعث افتخار و سعادت آدمی دانسته نشده، بلکه از خطرات فراوان آن سخن به‌میان آمده و نسبت به آن هشدار داده شده است. در همین زمینه از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نقل شده است،

«أَكْثَرُ أَهْلِ‏ النَّارِ الْعُزَّابُ‏.»[۷]

«بیش‌ترین کسانی که وارد دوزخ می‌شوند، مجردها هستند.»

در روایتی نیز که مرحوم کلینی در کتاب کافی آورده است، عبدالصمد‌بن بشیر می‌گوید:

«دَخَلَتِ امْرَأَةٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَتْ أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنِّي امْرَأَةٌ مُتَبَتِّلَةٌ فَقَالَ وَ مَا التَّبَتُّلُ عِنْدَكِ قَالَتْ لَا أَتَزَوَّجُ قَالَ وَ لِمَ قَالَتْ أَلْتَمِسُ بِذَلِكَ الْفَضْلَ فَقَالَ انْصَرِفِي فَلَوْ كَانَ ذَلِكِ فَضْلًا لَكَانَتْ فَاطِمَةُ ع أَحَقَّ بِهِ مِنْكِ إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ يَسْبِقُهَا إِلَى الْفَضْل»[۸]

«زنی خدمت امام صادق علیه‌السلام آمده و گفت: من رها هستم. حضرت فرمود: رهایی نزد تو چیست؟ عرض کرد: ازدواج نمی‌کنم! امام فرمودند: چرا؟ زن گفت: به‌واسطه‌ی آن در پی ‌فضل و برتری هستم. حضرت فرمود: منصرف شو؛ زیرا اگر در ترک ازدواج، فضل و برتری وجود داشت، حضرت زهرا سلام‌الله علیها به آن از تو سزاوارتر بود؛ در حالی‌که احدی بر حضرت زهرا سلام‌الله علیها در فضیلت، سبقت نمی‌گیرد.»

  • وساطت در امر ازدواج

ایجاد پیوند و برپایی سنت حسنه‌ی ازدواج در اسلام از چنان محبوبیت و ارزشی برخوردار است که تلاش برای معرفی و شناساندان دختران و پسران و تسهیل امر ازدواج آنان مورد سفارش واقع می‌شود و کسانی که به‌واسطه‌ی وجاهت و یا تمکن مالی خویش در مسیر ازدواج جوانان، قدمی ‌برمی‌دارند، نزد خداوند متعال از مقام و منزلتی رفیع برخوردار شده تا خیر و برکت را برای خود و فرزندان‌شان مهیا ساخته و به ‌ارث گذارند. بر همین اساس امیرالمؤمنین علیه‌السلام، وساطت و شفاعت نسبت به امر ازدواج را برترین وساطت‌ها بر می‌شمارند؛

«أَفْضَلُ‏ الشَّفَاعَاتِ‏ أَنْ تَشْفَعَ بَيْنَ اثْنَيْنِ فِي نِكَاحٍ حَتَّى يَجْمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُمَا»[۹]

«از بهترین شفاعت‌ها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا این‌که خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.»

و امام صادق علیه‌السلام از آن به‌عنوان عامل نزول رحمت الهی در قیامت نام می‌برند؛

«مَنْ‏ زَوَّجَ‏ عَزَباً كَانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»[۱۰]

«کسی که باعث ازدواج جوان مجردی شود، از جمله افرادی خواهد بود که خداوند در روز قیامت به آن‌ها نظر می‌کند.»

چنان‌چه در روایتی از امام ‌کاظم علیه‌السلام آمده است،

«ثَلَاثَةٌ يَسْتَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ رَجُلٌ زَوَّجَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ أَوْ أَخْدَمَهُ أَوْ كَتَمَ لَهُ سِرّاً»[۱۱]

«در روز قیامت که سایه‌ای جز سایه الهی نیست، سه گروه در زیر ظل عرش خداوند خواهند بود: کسی که موجب ازدواج برادر مسلمانش شود، یا به او خدمت کند و یا از راز او محافظت نماید.»

ازدواج آگاهانه

نیاز جوانان به داشتن همسر و ضرورت تسریع در آن، نباید سبب عدم توجه به ویژگی‌های همسر مناسب شده و انسان را از رعایت موازین عقلی و شرعی ازدواج بازدارد، زیرا همان‌گونه که تأخیر در امر ازدواج، آفات و مضرات فراوانی را به‌دنبال دارد، عدم انتخاب صحیح و توجه‌نکردن به علقه‌های فرهنگی و دینی و نیز روحیات و خلقیات دختر و پسر، معضلات بی‌شماری را به‌همراه می‌آورد و با تلخ کردن زندگی، زن و شوهر را نسبت به‌ آن، دلسرد و خسته می‌سازد.

در این‌خصوص و با هدف آشنایی جوانان با دستورات شرع مقدس، در ادامه به بیان اصول، ضوابط و نکاتی پرداخته می‌شود که متأسفانه در هیاهوی تبلیغات دنیای مادی کمتر به‌آن توجه می‌شود؛ اموری حیاتی که ضمن مصونیت بخشیدن به ازدواج، فرصت تعالی معنوی زن و شوهر را آماده می‌نماید. علاقه‌مندان به ازدواج می‌توانند با در نظر گرفتن شرایط اولیه‌ی انتخاب درست و با توکل به‌خداوند متعال، به‌عنوان وجود بی‌همتایی که محبت مرد را در قلب همسر و عشق زن را در قلب شوهر قرار داده و نواقص هر یک را در نظر دیگری محو می‌نماید، برای پایداری و ازدیاد صفا و صمیمیت در زندگی خویش تلاش نمایند.

  • اصالت خانوادگی

توجه به خانواده و اصالت آن به عنوان بستری که دختر و پسر در آن رشد یافته و تربیت شده‌اند، یکی از مؤلفه‌های ضروری در انتخاب صحیح است؛ زیرا امام صادق علیه‌السلام در بیانی ارزشمند می‌فرمایند:

«تَزَوَّجُوا فِي الْحُجْزِ الصَّالِحِ فَإِنَ‏ الْعِرْقَ‏ دَسَّاسٌ‏»[۱۲]

«با خانواده خوب و شايسته وصلت كنيد؛ زيرا خون اثر دارد.»

هم‌چنین از آن‌امام همام نقل شده که رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله فرمودند:

«أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ‏ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ‏»

«از گل‌های روییده در مَزبله بپرهيزيد.»

وقتی به‌حضرت عرض نمودند:

«وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ»

«اى رسول خدا! خضراءالدمن چيست؟»

پیامبر صلوات‌الله علیه و آله فرمودند:

«الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ»[۱۳]

«زن زيبارويى كه در خانواده‏اى بد رشد كرده باشد.»

  • اهل دین

ضرورت توجه به گرایشات و باورهای دینی دختر و پسر، بسیار مورد سفارش قرار گرفته است، در این زمینه رسول مکرم صلی‌الله علیه و آله می‌فرمایند:

«انْكِحْ، وَ عَلَيْكَ بِذَاتِ‏ الدِّينِ‏، تَرِبَتْ يَدَاكَ»[۱۴]

«با زن دین‏دار ازدواج کن، تا خداوند به زندگى‌ات برکت دهد

صاحب کتاب مکارم‌الاخلاق نیز این روایت زیبا را نقل کرده است:

 «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ ع يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ فَقَالَ زَوِّجْهَا مِنْ‏ رَجُلٍ‏ تَقِيٍ‏ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا»[۱۵]

«مردی به‌منظور مشورت در امر ازدواجِ دخترش، خدمت امام مجتبی علیه‌السلام رسید. حضرت به او فرمودند: او را به ازدواج مردی پرهیزکار در آور، زیرا اگر او را دوست بدارد، اکرامش می‌کند و اگر دوستش نداشته باشد، به او ظلم نمی‌کند.»

اهمیت در نظر گرفتن این ویژگی در بیان پیامبر صلوات‌الله علیه و آله هم نمایان است؛

«من‏ زوّج‏ كريمته‏ من‏ فاسق‏ نزل عليه كلّ يوم ألف لعنة»[۱۶]

«هرکسی که دخترش را به ازدواج فاسقی در آورد، هر روز، بر او هزار لعنت وارد می‌شود.»

  • اخلاق نیک

ملاک دیگری که توجه به آن در انتخاب همسر، دارای اهمیت است، در نظر گرفتن ویژگی‌ها و صفات اخلاقی پسر و دختر است. در این‌باره از رسول گرامی صلی‌الله علیه و آله روایت شده است،

«إذا جاءَكُم مَن تَرضَونَ‏دِينَهُ وأمانَتَهُ يَخطُبُ إلَيكُم فَزَوِّجُوهُ»[۱۷]

«هرگاه كسى برای خواستگارى نزد شما آمد، اگر ديندارى و امانتدارى او را پسندیدید، به او زن دهید.»

هم‌چنین در کتاب فقه‌الرضا علیه‌السلام آمده است:

«إِنْ خَطَبَ إِلَيْكَ رَجُلٌ‏ رَضِيتَ‏ دِينَهُ‏ وَ خُلُقَهُ فَزَوِّجْهُ وَ لَا يَمْنَعْكَ فَقْرُهُ وَ فَاقَتُهُ»

«اگر مردی به خواستگاری آمد که دین و اخلاقش مورد پسند بود، به او زن دهید و فقر و گرفتاری‌اش مانع از قبول درخواستش نشود.»

حسین‌بن بشار نیز می‌گوید: به امام رضا علیه‌السلام نامه نوشتم، مردی از بستگان‌ ما به خواستگاری آمده ولی اخلاقش درست نیست، حضرت فرمودند:

«لَا تُزَوِّجْهُ‏ إِنْ‏ كَانَ‏ سَيِّئَ الْخُلُقِ»[۱۸]

«اگر بد اخلاق است، به او زن ندهید.»

  • عقل و فکر

زندگی زناشویی، تنها بستری برای التذاذ و تأمین نیازهای جنسی نیست، بلکه ظرفی مناسب جهت رشد و تکامل معنوی انسان است، بدین‌خاطر رسول گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله از ازدواج با شخصی که از نعمت عقل بهره نبرده و با جهل و نادانی مأنوس است، نهی می‌نمایند؛

«إِيَّاكُمْ وَ تَزَوُّجَ‏ الْحَمْقَاءِ فَإِنَّ صُحْبَتَهَا ضَيَاعٌ وَ وُلْدُهَا ضِبَاعٌ»[۱۹]

«از ازدواج با زن احمق بپرهيزيد؛ زيرا هم‌نشينى با او تباهى است و فرزندانش كفتار صفت هستند.»

در فرازی از بیانات امام کاظم علیه‌السلام نیز آمده است:

«خَيْرُ الْجَوَارِي‏ مَا كَانَ‏ لَكَ فِيهَا هَوًى وَ كَانَ لَهَا عَقْلٌ وَ أَدَبٌ فَلَسْتَ تَحْتَاجُ إِلَى أَنْ تَأْمُرَ وَ لَا تَنْهَى»[۲۰]

«بهترین دختران، کسی است که به او علاقه داشته باشی و دارای عقل و ادب باشد، زیرا دیگر نیاز نیست، او را امر و نهی نمایی.»

  • کفویت و هم‌ترازی

در سخنان معصومین علیهم‌السلام نظیر حدیث ذیل که از پیامبر صلوات‌الله علیه و آله نقل شده است، بر ویژگی کفویت و هم‌ترازی در ازدواج تأکید شده است؛

«أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ»[۲۱]

«دختران و پسران هم‌کفو را به همسری هم در آورید و با هم‌کفوتان ازدواج نماید و برای نطفه‌هاتان جایگاهی خوب انتخاب کنید.»

البته برخلاف آنچه در بین مردم رایج گشته، کفویت در موضوع ازدواج، چنان‌که از آیه‌ی بیست‌و ششم سوره مبارکه نور نیز استفاده می‌شود، ارتباطی به مسائل اقتصادی‌ و ظاهری ندارد، بلکه مقصود از آن، پاکیزگی سرشت و کردار سالم همسران مؤمنان است؛

«الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَ الْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِکَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَريمٌ»[۲۲]

«زنان بدکار و ناپاک، شایسته مردانی بدین وصف‌اند و مردان زشت‌کار و ناپاک نیز شایسته زنانی بدین صفت‌اند و زنان پاکیزه و نیکو لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه و نیکو لایق زنانی همین گونه‌اند، و این پاکیزگان از سخنان بهتانی که ناپاکان درباره آنان گویند، منزه‌اند و برای‌شان آمرزش و رزق نیکوست.»

در این زمینه می‌توان به روایتی که امام باقر علیه‌السلام درباره ازدواج جویبر در صدر اسلام نقل کرده‌اند نیز استناد جست، زیرا پیامبر صلوات‌الله علیه و آله فرمودند:

«الْمُؤْمِنُ‏ كُفْوُ الْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوُ الْمُسْلِمَةِ»[۲۳]

«مؤمن، همتای مؤمنه و مسلمان، همتای مسلمان است.»

  • ازدواج آسان

فراهم ساختن ضروریات زندگی جوانان توسط والدین، امری شایسته و نیکو است، اما نباید این مسأله که فلسفه‌ آن کمک به شکل‌گیری و آغاز زندگی جوانان است، تبدیل به مانعی سخت و دشوار در مسیر زندگی ایشان شود. متأسفانه ترویج فرهنگ تجمل‌گرایی با برگزاری عروسی‌های پر هزینه و خرید جهیزیه‌های زیاد و گران‌قیمت، باعث ایجاد توقعات و انتظارات باطل شده و اثر سوء خود را بر ترویج سنت ازدواج گذاشته و به عاملی برای خانه‌نشینی دختران شایسته و پاک و عدم ازدواج پسران مؤمن تبدیل شده است.

سال‌ها قبل، روزی خدمت حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی رسیدم و مردی را نزد ایشان دیدم. بعد از رفتن آن فرد، آقای قرائتی پرسیدند: او را شناختید؟ گفتم نه. گفتند: ایشان از نویسندگان معروف است؛ و سپس ادامه دادند: متأسفانه این آقا برای تأمین جهیزیه‌ی دختران خود، خانه‌‌اش را فروخته و هم‌اکنون در منزل استیجاری زندگی می‌کند. امروز هم به این‌جا آمده بود تا پول چند جلد کتابی که به من داده بود را بگیرد.

در همین زمینه باید از مهریه‌های سنگین و نجومی سخن گفت که به‌دلیل زیاده‌خواهی‌ و جهالت‌ برخی افراد به مانعی بلند بر سر راه زندگی آرام جوانان تبدیل شده است؛ با وجود این‌که در اسلام بر مهریه‌ی کم، تأکید فراوان صورت گرفته است.

حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله در بیانی بهترین مهریه را ساده‌ترین آن معرفی می‌نمایند؛

«خَیرُ الصِّداقِ اَیسَره»[۲۴]

«بهترین مهرها ساده‌ترین آن است.»

و در حدیث دیگری، فزونی‌اش را نشانه‌ی شومی و بدقدمی زن بر شمرده‌اند؛

«فَأمَّا شُومْ الْمَرْآةِ فَکَثْرَةُ مَهْرِهَا»[۲۵]

«نامبارکی زن، زیادی کابین او است.»

چنان‌که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در کلامی ارزشمند می‌فرمایند:

«لَا تُغَالُوا بِمُهُورِ النِّسَاءِ فَتَكُونَ عَدَاوَةً»[۲۶]

«مهریه زنان را زیاد مکنید که دشمنی را زیاد می‌کند.»

حقیقتی که صف‌های طویل دادگاه‌های خانواده و زندانیان مهریه گواه صدق آن است.

  • حق انتخاب

درحالی که به‌واسطه‌ی تفاوت و فاصله‌ی بین نسل‌ها، خواسته و نیاز جوانان با علائق والدین متفاوت گردیده و پدران و مادران، توانایی تشخیص دقیق گرایشات فرزندان‌شان را ندارند، در بسیاری از خانواده‌ها، همانند گذشته، عدم توجه به حق انتخاب جوانان مشاهده می‌شود.

ابن ابی‌یعفور می‌گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم:

«قُلْتُ إِنِّي‏ أَرَدْتُ‏ أَنْ‏ أَتَزَوَّجَ‏ امْرَأَةً وَ إِنَّ أَبَوَيَّ أَرَادَا غَيْرَهَا قَالَ تَزَوَّجِ الَّذِي هَوِيتَ وَ دَعِ الَّتِي هَوَى أَبَوَاك‏»[۲۷]

«من تصمیم گرفته‏ام با زنى ازدواج كنم، اما پدر و مادرم به فرد دیگری نظر دارند. حضرت فرمودند: با آن‌كه خودت دوست دارى ازدواج كن، و کسی را كه آنان مى‏خواهند واگذار.»

بدیهی است، بیان امام صادق علیه‌السلام با ضرورت مشورت و استفاده از تجارب دیگران، به‌ویژه پدر و مادر و در نظر گرفتن سخنان و توصیه‌های ایشان منافات ندارد؛ زیرا مشورت در هر کار به‌ویژه در موضوع ازدواج، باعث سبقت گرفتن جنبه‌های عقلانی انتخاب بر ابعاد هیجانی آن می‌شود و به انتخاب شایسته و سازنده‌ کمک فراوانی می‌کند که نباید خود را از برکات آن محروم ساخت.

[۱]. نور/۳۲

[۲]. من لا یحضره‌الفقیه، ج۳، ص۳۸۳

[۳]. کافی (دار الحدیث)، ج۵، ص۳۲۷

[۴]. کافی (دار الحدیث)، ج۱۰، ص۵۸۲

[۵]. بحار‌الانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱

[۶]. بحار‌الانوار، ج۲۲، ص۴۳۷

[۷]. وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۰

[۸]. كافي (ط – الإسلامية)، ج‏۵، ص۵۰۹

[۹]. وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۴۵

[۱۰]. بحار‌الانوار، ج۷، ص۲۹۸

[۱۱]. وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۴۶

[۱۲]. مکارم الاخلاق، ص۱۹۷

[۱۳]. کافی (دار الحدیث)، ج۱۰، ص۵۹۱

[۱۴]. کافی (دار الحدیث)، ج۱۰، ص۵۹۲

[۱۵]. مكارم‌الأخلاق، ص۲۰۴

[۱۶]. جامع أحاديث‌الشيعة (للبروجردي)، ج‏۲۵، ص۲۳۰

[۱۷]. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲

[۱۸]. الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۵، ص۵۶۳

[۱۹]. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۳۷

[۲۰]. الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۵، ص۳۲۳

[۲۱]. الكافي (ط – دارالحديث)، ج‏۱۰، ص۵۹۱

[۲۲]. نور/۲۶

[۲۳]. وسائل الشيعة، ج‏۲۰، ص۶۸

[۲۴]. نهج الفصاحه، ص۴۶۷

[۲۵]. وسائل الشيعه، ج۲۰، ص۵۳

[۲۶]. وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۵۳

[۲۷]. کافی (دار الحدیث)، ج۱۰، ص۷۷۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *