دستور داد رسول خدا ص بر ما به عیادت کردن از مریض

سبک زندگی دینی در سیره نبوی / توجه به اقشار آسیب پذیر

ماجرای ورود حضرت به مدینه و اقامت گزیدن در خانه ‏‏ی فقیر­ترین فرد شهر، گواه دیگری است بر محبت و مراقبت رسول خدا صلی­ الله علیه و آله از فقرا و مستمندان و بی ­توجه بودن به زندگی اشرافی و طبقاتی…

************************************************************************

پدید آورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

سبک زندگی دینی در سیره نبوی

«توجه به اقشار آسیب ‏پذیر»

 ۳۳- اصل مراقبت و توجه به اقشار آسیب ‏پذیر

هر انسانی جهت بقاء حیات خود و جامعه ­ای که در آن زندگی می­ کند، نیازمند به ارتباط و برقراری پیوند با دیگران می‏ باشد؛ زیرا نیازهای مادّی، معنوی و عاطفی انسان به گونه ­ای است که به تنهایی قادر به برطرف ساختن آن­ ها نیست، بلکه مساعدت دیگران را می ­طلبد؛ به ­ویژه این ­که در هر جامعه ­ای انسان ­های ناتوانی وجود دارند که به دلیل برخوردار نبودن از امکانات مادی و وجود مشکلات حادی که بدان مبتلا هستند توان برطرف ساختن و برداشتن موانع رشد خویش را نداشته و نیازمند به مساعدت و کمک دیگران می ‏باشند.

موضوعی که در این بخش از سلسله مباحث سبک زندگی دینی بر اساس سیره نبی مکرم اسلام صلی ­الله علیه و آله به دنبال طرح آن هستیم، اصل دگردوستی با تأکید و توجه به اقشار و طبقاتی می ­باشد که از آسیب ­پذیری رنج می ­برند؛ امری که می ­تواند سهم بسزایی در آرامش و شادی و نیز نزول برکات مادی و معنوی در زندگی ما و فرزندان ‏مان به همراه داشته باشد و خصلتی که در سیره ­ی نبی مکرم صلی ‏الله علیه و آله مورد تأکید فراوان واقع گردیده است؛ چنان‏ چه انس بن مالک می­ گوید:

«كانَ رَسولُ اللّهِ صلى ‏اللّه‏ عليه‏ (وآله) مِن أشَدِّ النَّاسِ لُطفا بِالنَّاس‏»[۱]

«رسول خدا صلی ­الله علیه و آله بیش ‏ترین لطف و محبت را به مردم داشت»

حضرت آیت ا.. جوادی آملی دامت برکاته در کتاب گران ­سنگ و پر مخاطب مفاتیح الحیات، چهارده گروه از طبقاتی که مورد توجه و محبت ویژه رسول خدا صلی ­الله علیه و آله قرار داشتند را این ‏گونه معرفی می ‏نمایند:

۱-  همسایگان ۲- دانشمندان، اساتید و شاگردان ۳ – همکاران ۴- بیماران ۵- مردگان ۶- مصیبت ­دیدگان  ۷- میهمانان  ۸- مجاهدان  ۹- کودکان ۱۰- جوانان ۱۱- سالمندان ۱۲- یتیمان ۱۳- فقیران ۱۴- مدد جویان.

ما نیز به مواردی از عنایات و ملاطفت نبی مکرم اسلام صلی ­الله علیه و آله نسبت به برخی از این گروه ‏ها اشاره ‏ای می ‏نماییم تا میزان مهر و محبت رسول خدا صلوات ‏الله علیه و آله نسبت به آنان بیش از پیش آشکار گردد.

  • فقراء و مستمندان

در متون دینی، رسیدگی به تهیدستان و توجه به ایشان از جایگاهی ویژه و خاص برخوردار است تا حدی که خداوند متعال بخشی از صدقات را مخصوص مستمندان و فقیران قرار داده است. در همین راستا پیامبر صلی ­الله علیه و آله عامل تقرب به خداوند را محبت و کمک به فقرا بیان کرده ‏اند:

«الْقُرْبَةُ إِلَى اللَّهِ حُبُّ الْمَسَاكِينِ وَ الدُّنُوُّ مِنْهُم‏»[۲]

«وسيله نزديك شدن به خدا، دوست داشتن مستمندان و نزديك شدن به ايشان است»

امری که در سیره‏ ی رفتاری رسول خدا صلی­ الله علیه و آله نمونه­ های فراوانی برای آن یافت می ­شود. آن بزرگوار نسبت به مهاجرینی که در راه اسلام، از دارایی و اموال خویش گذشته و به مدینه هجرت کرده بودند و در مضیقه ­ی شدید به سر می ­بردند، توجه زیادی داشتند و آنان را مورد تفقد قرار می­ دادند. امام صادق علیه ‏السلام در مورد این افراد که به علت اقامت بر سکوهای مسجد النبی صلوات ‏الله علیه و آله، به اهل صفه معروف گردیده ‏اند، نقل می ­کند:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ كَانَ يَأْتِي أَهْلَ الصُّفَّةِ وَ كَانُوا ضِيفَانَ رَسُولِ اللَّهِ ص كَانُوا هَاجَرُوا مِنْ أَهَالِيهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ إِلَى الْمَدِينَةِ فَأَسْكَنَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص صُفَّةَ الْمَسْجِدِ وَ هُمْ أَرْبَعُمِائَةِ رَجُلٍ يُسَلِّمُ عَلَيْهِمْ بِالْغَدَاةِ وَ الْعَشِيِّ فَأَتَاهُمْ ذَاتَ يَوْمٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَخْصِفُ نَعْلَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَرْقَعُ ثَوْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَتَفَلَّى وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَرْزُقُهُمْ مُدّاً مُدّاً مِنْ تَمْرٍ فِي كُلِّ يَوْم‏»[۳]

«اهل صُفَّه ميهمان رسول خدا صلى ­الله عليه و آله بودند. آن ­ها خانواده و اموال خود را رها كرده و به مدينه هجرت كرده بودند. پيامبرخدا صلى ­الله عليه و آله این گروه را كه چهارصد مرد بودند، در صحن مسجد اسكان داد. آن حضرت هر صبح و شام نزد ايشان مى ­رفت و به آنان سلام می ‏کرد. روزى بر صفّه نشينان وارد شد، ديد يكى كفش خود را پينه مى ­كند، ديگرى لباسش را وصله مى ­زند و عدّه­ اى هم جامه­ ى خود را از حشرات (شپش) پاك مى ­كنند. پیامبر صلی ‏الله علیه و آله هر روز يك مُدّ (تقريبا معادل هفتصد و پنجاه گرم) خرما به آن ­ها مى ­داد»

هم ­چنین از طرد کردن نیاز­مندان به بهانه ­های مختلف و برخورد نا­مناسب با فقرا و مستمندان نهی می ­فرمودند؛ امام صادق علیه ­السلام در همین رابطه می­ فرماید:

«جَاءَ رَجُلٌ مُوسِرٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ نَقِيُّ الثَّوْبِ فَجَلَسَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ فَجَاءَ رَجُلٌ مُعْسِرٌ دَرِنُ الثَّوْبِ فَجَلَسَ إِلَى جَنْبِ الْمُوسِرِ فَقَبَضَ الْمُوسِرُ ثِيَابَهُ مِنْ تَحْتِ فَخِذَيْهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: أَ خِفْت‏ أَنْ يَمَسَّكَ مِنْ فَقْرِهِ شَيْ‏ءٌ؟ قَالَ: لَا؛ قَالَ:فَخِفْتَ أَنْ يُصِيبَهُ مِنْ غِنَاكَ شَيْ‏ءٌ؟ قَالَ: لَا؛ قَالَ: فَخِفْتَ أَنْ يُوَسِّخَ ثِيَابَكَ؟ قَالَ: لَا؛ قَالَ: فَمَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ؟ فَقَالَ:يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ لِي قَرِيناً يُزَيِّنُ لِي كُلَّ قَبِيحٍ وَ يُقَبِّحُ لِي كُلَّ حَسَنٍ وَ قَدْ جَعَلْتُ لَهُ نِصْفَ مَالِي. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لِلْمُعْسِرِ:أَ تَقْبَلُ؟ قَالَ: لَا فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ:وَ لِمَ؟ قَالَ:أَخَافُ أَنْ يَدْخُلَنِي مَا دَخَلَك‏»[۴]

«ثروتمندى با جامه ‏اى پاكيزه نزد رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله آمد و در نزديكى او نشست؛ پس از او مرد تهيدستى با جامه ‏اى چركين آمد و در كنار مرد ثروتمند نشست. توانگر دامن لباس خود را از زير پای او بيرون كشيد؛ رسول خدا صلی ­الله علیه و آله به او فرمود: آيا ترسيدى كه از فقر او چيزى به تو سرايت كند؟ گفت: نه. فرمود: بيم آن داشتى كه چيزى از ثروت تو به او برسد؟ گفت: نه. فرمود: پس چه چيز تو را به كارى كه كردى‏ برانگيخت؟ شخص توانگر گفت: يا رسول­ اللَّه، مرا همدمى است كه هر زشت را بر من زيبا و هر زيبا را زشت می ‏سازد. من نيمى از مالم را به اين مرد بخشیدم. رسول خدا صلی ­الله علیه و آله به آن مرد تهيدست رو كرد و فرمود: آيا مى ‏پذيرى؟ عرضه داشت: نه. مرد توانگر پرسيد: چرا؟ گفت: مى ‏ترسم آن ­چه در وجود توست در من نيز پيدا شود»

عبدالله بن مسعود نیز نمونه ­ای دیگر از واکنش رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله در برابر برخورد نا­مناسب اغنیاء با فقرا را نقل کرده است:

«مَرَّ الْمَلَأُ مِنْ قُرَيْشٍ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ عِنْدَهُ صُهَيْبٌ وَ خَبَّابٌ وَ بِلَالٌ وَ عَمَّارٌ وَ غَيْرُهُمْ مِنْ ضُعَفَاءِ الْمُسْلِمِينَ فَقَالُوا: «يَا مُحَمَّدُ! أَ رَضِيتَ بِهَؤُلَاءِ عَنْ قَوْمِكَ أَ فَنَحْنُ نَكُونُ تَبَعاً لِهَؤُلَاءِ اطْرُدْهُمْ عَنْ بَيْتِكَ فَلَعَلَّكَ إِنْ طَرَدْتَهُمْ اتَّبَعْنَاكَ فَقَالَ صَلَی ­اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِين»[۵]

«جماعتی از بزرگان قریش به محضر رسول خدا صلی ­الله علیه وآله وارد شدند در حالی که نزد آن حضرت، صهیب و خباب و بلال و عمار و دیگران که از اقشار ضعیف مسلمین (به لحاظ تمکن مالی) بودند، حضور داشتند. آن ­ها گفتند: ای محمد، آیا به این افراد از قوم خود راضی هستی؟! آیا باید ما تابع این افراد باشیم؟! آن ­ها را از خانه ­­ات طرد کن؛ اگر آن ­ها را از خود دور کنی، شاید از تو پیروی نمائیم؟ حضرت فرمود: من طرد کننده مؤمنین نیستم»

هم ‏چنین در برابر نگاه طبقاتی برخی اصحاب که به دلیل تمکن مالی و جایگاه اجتماعی بالاتر، خواهان سهم بیش ‏تری از امکانات و غنائم جنگی بودند، واکنش نشان داده و جایگاه خاص ناتوانان را تبیین می‏ فرمودند:

«لَمّا قَسّم رسولُ اللَّه صَلَی ­اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ غنائمَ بدر، قَالَ سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَی ­اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ أَ تُعْطِي فَارِسَ الْقَوْمِ الَّذِي يَحْمِيهِمْ مِثْلَ مَا تُعْطِي الضَّعِيفَ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَی ­اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ وَ هَلْ تُنْصَرُونَ إِلَّا بِضُعَفَائِكُم‏؟»[۶]

«هنگامى كه پيامبر صلوات‏ الله علیه و آله غنائم جنگ بدر را تقسيم مى ‏كرد، سعد بن ابى وقّاص گفت: اى پيامبر خدا، آيا به سواران كه نگاهبانان مردمند به اندازه ناتوانان سهم مى ‏دهى؟ پيامبر صلی ­الله علیه و آله فرمود: مادرت به عزايت بنشيند، آيا شما جز به بركت ناتوانان پيروز مى ‏شويد؟»

ماجرای ورود حضرت به مدینه و اقامت گزیدن در خانه ‏‏ی فقیر­ترین فرد شهر، گواه دیگری است بر محبت و مراقبت رسول خدا صلی­ الله علیه و آله از فقرا و مستمندان و بی ­توجه بودن به زندگی اشرافی و طبقاتی. سلمان در این زمینه نقل می ­کند:

«لَمَّا قَدِمَ النَّبِيُّ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ الْمَدِينَةَ تَعَلَّقَ النَّاسُ بِزِمَامِ النَّاقَةِ فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَی ­اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ يَا قَوْمِ دَعُوا النَّاقَةَ فَهِيَ مَأْمُورَةٌ فَعَلَى بَابِ مَنْ بَرَكَتْ فَأَنَا عِنْدَهُ فَأَطْلِقُوا زِمَامَهَا وَ هِيَ تَهِفُّ فِي السَّيْرِ حَتَّى دَخَلَتِ الْمَدِينَةَ فَبَرَكَتْ عَلَى بَابِ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ وَ لَمْ يَكُنْ فِي الْمَدِينَةِ أَفْقَرُ مِنْهُ فَانْقَطَعَتْ قُلُوبُ النَّاسِ حَسْرَةً عَلَى مُفَارَقَةِ النَّبِيِّ صَلَی ­اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ»[۷]

«چون پيامبر صلی ­الله علیه و آله به نزديكى مدينه رسيد، مردمان به مهار شتر آويختند (و هر کدام ‏گفتند: نزد ما فرود آى). پيامبر فرمود: اى مردم، شتر را رها كنيد كه او مأمور است، پس بر در خانه هر كس كه خوابيد در نزد او فرود خواهم آمد. مهار شتر را رها كردند، شتر هم ‏چنان پيش رفت تا به شهر مدينه داخل شد و بر سراى ابو ايوب انصارى بر زمين قرار گرفت؛ در آن روز، در مدينه كسى فقيرتر از او نبود و دل ­های مردم در حسرت مفارقت پيامبر صلی ­الله علیه و آله باقی ماند»

مرحوم طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه ‏ی شریفه:

«وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا»[۸]

«و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى ‏خوانند [و] خشنودى او را مى ‏خواهند، شكيبايى پيشه كن و دو ديده‏ ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته ‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده ‏روى است، اطاعت مكن»

نقل می ­کند: عده‏ ای از اصحاب که در میان آن ­ها ابوذر و عمّار هم بودند، خدمت پیامبر صلی ­الله علیه و آله رسیده و عرض کردند: اگر شما در جمع ما باشید، تسکینی است بر فقر ما. در این هنگام، این آیه نازل گردید. پیامبر صلی ­الله علیه و آله به جمع آن ­ها پیوستند و ایشان را در گوشه ­ای از مسجد جا داده و فرمودند:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُمِتْنِي حَتَّى أَمَرَنِي أَنْ أَصْبِرَ نَفْسِي مَعَ رِجَالٍ مِنْ أُمَّتِي مَعَكُمُ الْمَحْيَا وَ مَعَكُمُ الْمَمَات»[۹]

«ستايش خداي راست كه مرا زنده گذاشت و به من امر كرد كه با مردانى صبر كنم كه در مرگ و زندگى، با آن ها هستم»

خصیصه ‏ای که در دعای رسول خدا صلی ­الله علیه و آله نیز منعکس گردیده است:

«اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مِسْكِيناً وَ أَمِتْنِي مِسْكِيناً وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَةِ الْمَسَاكِين»[۱۰]

«خدايا، مرا مسكين زنده بدار و مسكين بميران و با مساكين محشور نما‏»

  • یتیمان

خداوند متعال در بیانی سرشار از لطف و محبت، به پیامبر صلی ­الله علیه و آله می ‏فرماید:

«أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى»[۱۱]

«مگر نه تو را يتيم يافت، پس پناه داد»

و  به ایشان دستور می ‏دهد:

«فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ»[۱۲]

«و اما [تو نيز به پاس نعمت ما] يتيم را ميازار»

و نسبت به مال یتیم سفارش می ‏نماید تا اموال ایتام جز در مسیر خیر و صلاح آنان هزینه نشده و خدای ناکرده مورد تعدی و دست­ درازی قرار نگیرد:

«وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَن»[۱۳]

«و به مال يتيم جز به نحوى [هر چه نيكوتر] نزديك مشويد»

و در سوره بقره می ­فرماید:

«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ»[۱۴]

«درباره يتيمان از تو مى ‏پرسند، بگو: به صلاح آنان كار كردن بهتر است»

رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله نیز که خود، قرآن ناطق هستند، در باب احترام و تکریم ایتام، برکات نیکی و آثار سوء بدی به یتیمان می ­فرماید:

«خَيْرُ بُيُوتِكُمْ بَيْتٌ فِيهِ يَتِيمٌ يُحْسَنُ إِلَيْهِ وَ شَرُّ بُيُوتِكُمْ بَيْتٌ يُسَاءُ إِلَيْهِ»[۱۵]

«برترین خانه ­های شما خانه ­ای است که در آن به یتیم نیکی شود و بد­ترین خانه ­های شما خانه ­ای است که در آن، نسبت به یتیم بدی گردد»

هم ‏چنین امام صادق علیه­ السلام از رسول خدا صلی­ الله علیه و آله در جریان واقعه ‏ی معراج نقل می ­فرماید:

«مَضَيْتُ فَإِذَا أَنَا بِأَقْوَامٍ تُقْذَفُ النَّارُ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَ تَخْرُجُ مِنْ أَدْبَارِهِمْ، فَقُلْتُ: مَنْ هَؤُلَاءِ يَا جَبْرَئِيلُ! فَقَالَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْما»[۱۶]

«گروهی را دیدم که آتش در شکم‏ شان ریخته می ­شود و از پشت آنان خارج می ­شود. پرسیدم: ای جبرئیل، این ‏ها چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی هستند که از روی ستم، اموال یتیمان را می ­خورند»

عشق و علاقه ‏ی پیامبر صلوات ‏الله علیه و آله به ایتام تا بدان حد است که رابطه­ ی محبت ‏آمیز پدری و فرزندی را برای آن‏ حضرت و یتیمان ذکر کرده ‏اند:

«كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ أَرحَمُ النَاسِ بِالنَاسِ وَ كَانَ لِليَتيمِ كَالوَالِدِ وَ كَانَ لِلمَرأَةِ كَالزَوجِ الكَريمِ»[۱۷]

«رسول خدا صلى ­الله عليه و آله نسبت به مردم مهربان­ ترین و برای یتیم چونان پدر و برای زن، مانند شوهری کریم بود»

تفقد و دل­ جویی از ایتام، به ویژه فرزندان و خانواده­ ی شهدا از برنامه ­های همیشگی رسول خدا صلی ­الله علیه و آله بود که تفقد از فرزندان جعفر بن ابی ­طالب نمونه ­ای روشن از این دست می ­باشد.

عبدالله بن جعفر بن ابی ­طالب می­ گوید:

«أَنَا أَحْفَظُ حِينَ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَلَى أُمِّي فَنَعَى لَهَا أَبِي فَأَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ هُوَ يَمْسَحُ عَلَى رَأْسِي وَ رَأْسِ أَخِي وَ عَيْنَاهُ تهراقان [تُهْرِقَانِ‏] الدُّمُوعَ حَتَّى تَقْطُرَ لِحْيَتُهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ جَعْفَراً قَدْ قَدِمَ إِلَيْكَ إِلَى أَحْسَنِ الثَّوَابِ فَاخْلُفْهُ فِي ذُرِّيَّتِهِ بِأَحْسَنِ مَا خَلَفْتَ أَحَداً مِنْ عِبَادِكَ فِي ذُرِّيَّتِه‏»[۱۸]

«به یاد دارم هنگامی که رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله بر مادرم وارد شد تا خبر شهادت پدرم را به وی بدهد. در حالی که به او می ­نگریستم بر سر من و برادرم دست نوازش می ­کشید و اشک­ چنان از چشمان حضرت جاری بود که از محاسنش می ­چکید. سپس گفت: خدایا، جعفر به پاداشی نیکو رسیده است. تو در میان فرزندانش جانشین او باش؛ نیکوتر از آن­ چه خلق کردی از جانشینی هر یک از بندگان تو در میان فرزندانش»

نمونه ­ا­ی دیگر از برخورد محبت ­آمیز رسول خدا صلی ­الله علیه و آله با ایتام را، می ­توان در برخوردشان با فرزند رفاعه انصاری مشاهده کرد که پدرش در جنگ احد به شهادت رسیده و مادرش او را رها ساخته بود:

«پیامبر صلی ‏الله علیه و آله از میان کوچه عبور می ­کردند که مشاهده کردند بچّه­ ها مشغول بازی هستند، اما کودکی نظاره ‏گر آن ­هاست و در کناری ایستاده است. از او پرسید: چرا با بچّه ­ها بازی نمی ­کنی؟! گفت: به من می ‏گویند: چون تو پدر نداری، حق بازی با ما را نداری. پیامبر صلی ­الله علیه و آله او را به خانه برد و بدنش را شست و لباس زیبایی بر او پوشاند و به او فرمود: من جای پدر تو و فاطمه جای خواهر توست. این طفل یتیم می ‏گوید: تا پیامبر صلی ­الله علیه و آله زنده بود، من غم یتیمی را نچشیدم؛ بلکه یتیمی من زمانی آغاز شد که پیامبر صلی ‏الله علیه و آله از دنیا رفت»[۱۹]

کودکان

از جمله گروه ­هایی که در جامعه باید مورد توجه، محبت و احترام قرار گیرند، کودکان هستند که در کتب روایی  سفارش زیادی نسبت به ایشان صورت گرفته است. آن‏ چه در ادامه می ‏آید برخی از این روایات می ‏باشد:

  • مهرورزی و مراقبت از کودکان

امیرالمومنین­ علیه ­السلام در بیانی سفارش حضرت رسول صلی ­الله علیه و آله در مورد کودکان را این ­گونه نقل می­ کند:

«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ خَطَبَنَا فَقَال‏: وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَكُم‏»[۲۰]

«رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله در خطبه ­ای فرمود: به بزرگان ‏تان احترام بگذاريد و با كوچك ­ترها مهربان باشيد»

جابر بن عبدالله انصاری نیز محبت حضرت به کودکان را از عادات ایشان بر می ­شمارد:

 «وَ التَّلَطُّفُ بِالصِّبْيَانِ مِنْ عَادَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ»[۲۱]

«مهربانى و احترام به كودكان، عادت رسول ‏الله صلّى‏ الله عليه و آله بود»

هم ‏چنین در این رابطه آمده است:

«كانَ صلى ­اللّه عليه وآله يَقدِمُ مِنَ السَّفَرِ فَيَتَلَقّاهُ الصِّبيانُ فَيَقِفُ لَهُم، ثُمَّ يَأمُرُ بِهِم فَيُرفَعونَ إِلَيهِ، فَيَرفَعُ مِنهُم بَينَ يَدَيهِ ومِن خَلفِهِ، ويَأمُرُ أصحابَهُ أن يَحمِلُوا بَعضَهُم، فَرُبَّما يَتَفاخَرُ الصِّبيانُ بَعدَ ذلِكَ فَيَقولُ بَعضُهُم لِبَعضٍ: حَمَلَنِي رَسولُ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله بَينَ يَدَيهِ، وحَمَلَكَ أنتَ وَراءَهُ، ويَقولُ بَعضُهُم: أمَرَ أصحابَهُ أن يَحمِلوكَ وَراءَهُم‏»[۲۲]

«پیامبر صلی ‏الله علیه و آله از سفری بازگشته بودند که کودکان، ایشان را دیدند. آن ­حضرت به خاطر بچه ‏ها توقّف کرده و از آن‏ ها خواستند تا از دوشش بالا بروند؛ پس بعضی از کودکان از آغوش آن‏ حضرت و بعضی از پشت­ ایشان بالا ­رفتند؛ از اصحاب نیز خواستند تا کودکان را در آغوش بگیرند. پس از پایان بازی، بچه ­ها به یکدیگر فخر فروشی ­کرده و می ­گفتند: رسول خدا صلی ­الله علیه و آله مرا در آغوش خود گرفت، اما تو را بر پشت خویش سوار کرد. بعضی هم می ­گفتند: رسول خدا صلی ­الله علیه و آله به اصحابش دستور داد تا تو را در پشتش سوار کند»

‏در زمان جنگ نیز سفارش کودکان و خردسالان را به اصحاب می ­کردند:

«وَ لَا تَقْتُلُوا شَيْخاً فَانِياً وَ لَا صَبِيّاً وَ لَا امْرَأَة»[۲۳]

«پیران سالخورده و کودکان و زنان را نکشید»

  • سلام به کودکان

آن حضرت صلی ­الله علیه و آله هم ­چنین سلام کردن به کودکان را سنت خویش معرفی کرده و به انجام آن فرا می ‏خواندند:

«وَ التَّسْلِيمُ عَلَى‏ الصِّبْيَانِ‏ لِتَكُونَ‏ سُنَّةً مِنْ‏ بَعْدِي»[۲۴]

«به کودکان سلام کنید تا بعد از من سنت شود»

  • شاد کردن کودکان

 پیامبر صلوات ‏الله علیه و آله پاداش شاد کردن کودکان را این­ گونه می ‏دانند:

«إنّ في الجَنَّةِ دارا يقالُ لَها دارُ الفَرَحِ، لا يَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ الصِّبيانَ»[۲۵]

«همانا در بهشت سرايى است به نام «خانه­ ی شادی» كه كسی به آن داخل نمی ­شود مگر شخصی كه كودكان را شاد كند»

سالمندان

در فرهنگ دینی ما توجّه به سالمندان و عنایت به جایگاه و منزلت ایشان، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می ­باشد. پیامبر صلی ­الله علیه و آله در بیانی رسا مقام سالمندان را در میان مردم، به جایگاه پیامبر در میان امتش تشبیه می ­نمایند:

«الشَّيْخُ فِي أَهْلِهِ كَالنَّبِيِّ فِي أُمَّتِه‏»[۲۶]

«کهنسال در میان خاندانش همانند پیامبر در میان امّت است»

و در بیانی دیگر در زمینه‏ ی احترام و تکریم سالمندان می ­فرماید:

«مِنْ إِجَلَالِ اللَّهِ إِكْرَامُ ذِي الشَّيْبَةِ الْمُسْلِم‏»[۲۷]

«از بزرگی خداوند، اکرام سالخورده مسلمان است»

و پاداش تکریم سالمندان را، نجات از ترس روز قیامت عنوان می ­نمایند:

«مَنْ وَقَّرَ ذَا شَيْبَةٍ لِشَيْبَتِهِ آمَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَة»[۲۸]

«کسی که پیرِ مسلمانی را تجلیل نماید، خداوند او را از ترس روز قیامت ایمن می ‏دارد»

بیماران

توجه و مراعات حال بیماران، به ویژه بیمارانی که از امکانات اولیه درمان محرومند و اطرافیان او قادر به ‏پی ‏گیری معالجه ‏اش نیستند، از جمله وظایف دینی و انسانی می­ باشد که پاداشی عظیم برای آن در نظر گرفته شده است.

  • عیادت بیمار

امیر­المؤمنین علیه ­السلام از سفارش رسول خدا صلی ­الله علیه و آله در زمینه ‏ی عیادت بیماران، چنین نقل می ‏کند:

«أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِعِيَادَةِ الْمَرِيض»[۲۹]

«رسول الله صلی الله علیه و آله، مرا امر به عیادت مریض کرد»

و در حدیثی دیگر در این رابطه از قول پیامبر صلی ­الله علیه و آله می ­فرمایند:

«يَا عَلِي‏! سِرْ مِيلًا عُدْ مَرِيضاً»[۳۰]

«ای علی، یک میل (دو کیلومتر) سفر کن و مریضی را عیادت نما»

‏در سیره ­ی آن ‏حضرت صلوات ‏الله علیه و آله آمده است، اگر مؤمنی را سه روز در مسجد مشاهده نمی ‏کردند از وضعیتش سئوال می ‏کردند و در صورت اطلاع از بیماریش به عیادت او می ­رفتند؛

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ إِذَا فَقَدَ الرَّجُلَ مِنْ إِخْوَانِهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ سَأَلَ عَنْهُ فَإِنْ كَانَ غَائِباً دَعَا لَهُ وَ إِنْ كَانَ شَاهِداً زَارَهُ وَ إِنْ كَانَ مَرِيضاً عَادَهُ»[۳۱]

«رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله هرگاه یکى از اصحاب خود را سه روز نمى ‏دید، از حال او جویا مى‏ شد، آن­ گاه اگر در سفر بود، دعایش مى ‏کرد و اگر در شهر بود، به دیدارش و اگر مریض بود، به عیادتش مى ‏رفت»

  • ملاطفت نسبت به بیماران

پیامبر صلوات ‏الله علیه و آله هیچ ‏گاه فردی را به سبب بیماری از خود دور نمی ­ساختند:

«وَ رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ كَانَ يَطْعَمُ فَجَاءَ رَجُلٌ أَسْوَدُ بِهِ جُدَرِيٌّ قَدْ تَقَشَّرَ فَجَعَلَ لَا يَجْلِسُ إِلَى أَحَدٍ إِلَّا قَامَ مِنْ جَنْبِهِ فَأَجْلَسَهُ النَّبِيُّ ص إِلَى جَنْبِه‏»[۳۲]

«در یکی از روزهایی که رسول خدا صلی ­الله علیه و آله اطعام می ‏دادند، مردی سیاه ­چهره و مبتلا به آبله (بیماری واگیر) با پوستی تاول زده، وارد مسجد شد. اما هنگامی که می ­خواست کنار کسی بنشیند، آن شخص از کنار او بلند می ‏شد، پس پیامبر صلی ­الله علیه و آله او را کنار خود نشاندند»

هم‏ چنین انجام اموری را به هنگام ملاقات بیماران توصیه می ‏کردند:

«مِنْ تَمَامِ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ إِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ أَنْ تَضَعَ يَدَكَ عَلَى رَأْسِهِ، وَ تَقُولَ: كَيْفَ أَصْبَحْتَ وَ كَيْفَ أَمْسَيْت‏»[۳۳]

«کمال عیادت مریض آن است که وقتی بر مریض وارد شدی، دست خود را بر سر او بگذاری و از او احوال پرسی نمایی که چگونه شب و روز را می گذرانی»

  • صبر جهت بهبودی

در حدیث ذیل نیز شاهد بیان حقی از حقوق شخص بیمار، توسط نبی مکرم صلوات ‏الله علیه و آله می ‏باشیم:

«حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ أَصْحَابُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلَاثاً»[۳۴]

«حق مسافر است که اگر مریض شد، همراهانش تا سه روز توقف کنند»

  • مراقبت و پرستاری

هم ‏چنین نسبت به پرستاری از بیمار سفارش می ­کردند:

«وَ مَنْ قَامَ عَلَى مَرِيضٍ يَوْماً وَ لَيْلَةً، بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مَعَ إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ علیه ­السلام فَجَازَ عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ اللَّامِع‏.»[۳۵]

«کسی که یک روز و یک شب پرستاری بیماری را بر عهده گیرد، خداوند او را با ابراهیم خلیل علیه ­السلام محشور می کند؛ پس به مانند درخشش برقی از صراط عبور می کند»

  • تأمین هزینه ‏ی درمان

از جمله وظایف مسلمان نسبت به بیماران، کمک به تأمین هزینه ­های درمانی فرد بیمار می ­باشد؛ اگر چه این کار در گام نخست، وظیفه ­ی دولت و حکومت اسلامی است، اما کسانی که دارای تمکّن مالی هستند نیز باید به کمک بیماران محتاج و خانواده ­های آنان بشتابند و بدانند اجر و پاداش بزرگی در پیشگاه خداوند برای ایشان خواهد بود؛ چنان ‏چه پیامبر اعظم صلی ­الله علیه و آله فرمودند:

«وَ مَنْ سَعَى لِمَرِيضٍ فِي حَاجَتِهِ فَقَضَاهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه»[۳۶]

«هرکس برای برآوردن نیاز بیماری بکوشد و آن­ را برطرف سازد، همانند روزی که از مادر متولد شده، از گناهان خود خارج خواهد شد»

  • آسیب ‏دیدگان از حوادث

از دیگر گروه ­هایی که رسول خدا صلوات ­الله علیه و آله توجه ویژه ­ای به آنان داشتند و اصحاب را به کمک و دست ­گیری از ایشان فرا­ می ­خواندند، آسیب‏ دیدگان حوادث بوده ‏اند.

ایشان ضمن توصیه و سفارش به یاری و کمک انسان ­هایی که در زندگی دچار مشکلی هم‏ چون آتش ‏سوزی، سیل و … می ‏گردند، می ­فرمایند:

«مَنْ رَدَّ عَنْ قَوْمٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَادِيَةَ مَاءٍ أَوْ نَارٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»[۳۷]

«هرکس خطر سیل و آتش سوزی را از مسلمانان  باز دارد، بهشت بر او واجب می ‏گردد»

  • معلولین جسمی

آن ‏حضرت صلی ‏الله علیه و آله پاداش دست ­گیری و کمک به معلولین جسمی را بسیار زیاد می ‏دانند:

«مَنْ قَادَ ضَرِيراً أَرْبَعِينَ خُطْوَةً عَلَى أَرْضٍ سَهْلَةٍ لَا يَفِي بِقَدْرِ إِبْرَةٍ مِنْ جَمِيعِهِ طِلَاعُ الْأَرْضِ ذَهَباً فَإِنْ كَانَ فِيمَا قَادَهُ مَهْلَكَةٌ جَوَّزَهُ عَنْهَا وَجَدَ ذَلِكَ فِي مِيزَانِ حَسَنَاتِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَوْسَع‏ مِنَ الدُّنْيَا مِائَةَ أَلْفِ مَرَّة»[۳۸]

«هر كس نابينايى را در دشتى چهل قدم راه برد، اگر همه زمين پر از طلا گردد، [و به او داده شود] به اندازه سوزنى از پاداش اين كار او داده نشده است و چنان­ چه او را از خطرى كه بر سر راهش قرار داشته باشد بگذراند، روز قيامت اين كار در ترازوى حسنات او صد هزار بار بزرگ ‏تر از دنيا باشد»

کارگران و زیر دستان

احترام به زیردستان اعم از غلامان و کنیزان، از ویژگی­ های رسول خدا صلی ­الله علیه و آله بوده است؛ انس بن مالک در مورد این صفت ممتاز رسول خدا صلی ­الله علیه و آله این ­گونه می ‏گوید:

«خَدَمْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَشْرَ سِنِينَ , فَمَا قَالَ لِي أُفٍّ قَطُّ وَ مَا قَالَ لِشَيْءٍ صَنَعْتُهُ، لِمَ صَنَعْتَهُ، وَلا لِشَيْءٍ تَرَكْتُه، لِمَ تَرَكْتَهُ؟»

«من ده سال به رسول خدا صلى ­الله علیه وآله خدمت کردم، به خدا سوگند، هرگز «أُفّ» به من نگفت و هرگاه کارى انجام مى ‌دادم، نمى ‌گفت چرا آن را انجام دادى؟ و براى کارى که انجام نمی ‏دادم، نمى ‌فرمود چرا انجام ندادى»

این صحابی هم ­چنین در نقلی دیگر می­ گوید:

«و الّذي بعثه بالحقّ ما قال لي في شي‏ء كرهه: لم فعلته؟ و لا لامني أحد من أهله إلّا قال: دعوه إنّما كان هذا بكتاب و قدر»[۳۹]

«قسم به کسی که پیامبر صلی ­الله علیه و آله را به حق بر انگیخت، پیامبر در مورد چیزی که دوست نداشت، نمی گفت: چرا انجام دادی و اگر خانواده‏ ی پیامبر صلی ­الله علیه و آله من را سرزنش می ‌کردند، ایشان از من دفاع می ‌کرد و می ‌فرمود: رهایش کنید؛ مقدّر ما همین بوده است، برای چه او را سرزنش می ‌کنید»

[۱]. فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج‏۱، ص۱۲۴

[۲]. مكارم الأخلاق، ص۱۴۹

[۳]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۶، ص۳۰۲

[۴]. الكافي، ج‏۲، ص۲۶۲

[۵]. بحار الأنوار، ج‏۱۷، ص۴۱

[۶]. الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏۲، ص۸۰

[۷]. بحار الأنوار، ج‏۱۹، ص۱۲۱

[۸]. کهف/۲۸

[۹]. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۶، ص۷۱۸

[۱۰]. بحار الأنوار، ج‏۶۹، ص۴۹

[۱۱]. ضحی/۶

[۱۲]. ضحی/۹

[۱۳]. انعام/۱۵۲

[۱۴]. بقره/۲۲۰

[۱۵]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۲، ص۴۷۴

[۱۶]. تفسير القمي، ج‏۲، ص۷

[۱۷]. کنزالعمال ج۱۲، ص۴۱۹، حدیث۳۵۴۶۴

[۱۸]. بحار الأنوار، ج‏۲۱، ص۵۶

[۱۹].شمس­الدین، اخلاق­ اسلامی، ص۳۰

[۲۰]. الأمالي( للصدوق)، ص۹۳

[۲۱]. المحجة البيضاء، جلد۳، ص۳۶۵

[۲۲]. المحجة البيضاء، جلد۳، ص۳۶۶

[۲۳]. المحاسن، ج‏۲، ص۳۵۵

[۲۴]. أمالي الصدوق، ص۷۲

[۲۵]. كنز العمّال، ج۳، ص۱۷۰، ح۶۰۰۹

[۲۶]. بحار الأنوار، ج‏۷۲، ص۱۳۷

[۲۷]. بحار الأنوار، ج‏۷۲، ص۱۳۷

[۲۸]. بحار الأنوار، ج‏۷۲، ص۱۳۷

[۲۹]. روضة الواعظين و بصيرة المتعظي، ج‏۲، ص۳۸۸

[۳۰]. من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص۳۶۱

[۳۱]. مكارم الأخلاق، ص۱۹

[۳۲]. مجموعة ورام، ج‏۱، ص۲۰۱

[۳۳]. الأمالي (للطوسي)، ص۶۳۹

[۳۴]. الكافي، ج‏۲، ص۶۶۹

[۳۵]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۸۹

[۳۶]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۸۹

[۳۷]. وسائل الشيعة، ج‏۱۵، ص۱۴۲

[۳۸]. بحار الأنوار، ج‏۷۲، ص۱۵و۱۶

[۳۹]. المحجة البيضاء، جلد۴، ص۱۲۹

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *