جنگ یا صلح اثر شهید شاهچراغی

جنگ یا صلح

وقتی می‌بینیم همه‌ی این‌ها را، و ده‌ها شواهد و قرائن دیگر را، چگونه به این نتیجه نرسیم که: می‌رود تا شرایط، آماده‌ی یک سازش، آرامش و یک صلح!! شود؛ و اگر ناراحت شدی، می‌توانیم وصف «شرافت‌مندانه» را چاشنی‌اش کنیم که آرام بگیری و دیگر دم نزنی…

********************************************************************

حوادث مهم سال ۱۳۵۹ه.ش، اختلاف‌افکنی‌ها و اتهام‌های ناشایست بنی‌صدر به چهره‌های برجسته‌‌‌ی نظام اسلامی هم‌چون شهیدان بهشتی و رجایی رضوان‌الله علیهما و مظلوم‌نمایی این عنصر فاسد و خائن، هر روزه بر مشکلات کشور که درگیر جنگ سخت تحمیلی بود، می‌افزود و تقابل طرفدران تفکر لیبرال با معتقدان به انقلاب مکتبی و خط امام را آشکار می‌ساخت.

در این شرایط بسیار حساس و ملتهب، روحانی اندیشمند، شهید سید حسن شاهچراغی – نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی و سرپرست مؤسسه کیهان – با شناخت ماهیت روشنفکران وابسته به‌غرب و توطئه‌ این عناصر خودفروخته جهت وادار ساختن نظام اسلامی به صلح، به‌نوشتن مقالات روشنگرانه همت گمارده و به‌همگان هشدار می‌دهد، مراقب باشند تا صلحی خسارت‌بار بر کشور تحمیل نشود. متن حاضر که در تاریخ ۱۳۶۰/۱/۱۷ ه.ش به‌نگارش درآمده و متأسفانه بخش پایانی آن نیز در دسترس نیست، نشان‌دهنده‌ی روح مقاوم و مبارز این شخصیت ارزشمند حکومت اسلامی است.

……………………………………………………………………………………………..
پدیدآورنده: سید حسن شاهچراغی
دسته‌بندی: مقاله

بسم الله الرحمن الرحیم

«جنگ یا صلح»

۶۰/۱/۱۷

وقتی می‌بینیم … سران هشت کشور اسلامی[۱] می‌آیند و می‌روند و باز می‌آیند تا بالأخره و به هر صورت، ما را به صلحی وادارند؛ … و ترکیب این پیام‌آورانِ صلح، با اکثریتِ آن‌هایی است که جز منافع امریکا و آینده‌ی وحشتناک خویش، چیز دیگری را نمی‌خواهند؛

… و ترکیه و پاکستان بر سر این جنگ دارند که نیروهای کدام‌شان، در کمیته‌ی نظامی صلحِ بین ما و تجاوزگران عراقی بیشتر باشد؛

وقتی می‌بینیم «سکوتوره» با کوله‌باری از هیمنه و متانت و سوابق درخشان، اصرار می‌ورزد که شما را به‌اسلام، به‌خدا، به‌پیامبر و به‌هر کس که دوست دارید، قسم، بیایید صلح را بپذیرید!

… و مفسّران غربی خوشحال و شاد از این‌که در تغییرات اخیرِ شورای دفاع، جنگ‌طلبان افراطی با پیام امام کنار رفته‌اند و زمینه برای پذیرش صلح در ایران آماده‌تر می‌شود؛

… و زمزمه‌ها آغاز می‌شود که نباشد در برابر پیامِ صلحِ صلح‌مندان کشورهای اسلامی، جوری عمل نماییم که دچار سرنوشت گروگان‌ها شویم؛

وقتی می‌بینیم … گزارشات اقتصادی و وضع نگران‌کننده، بدان سو سوق داده می‌شود که اصلاً اگر وضع، هم‌چنان جنگی باقی بماند، «نه از تاک، نشان خواهد ماند و نه از تاک‌نشان» و ما شکست خورده‌ایم، فلج شده‌ایم و چاره‌ای نداریم جز…، ای داد و فریاد! دنیا تمام شده و کسری بودجه، سر به فلک کشیده!!…[۲]

وقتی می‌بینیم همه‌ی این‌ها را، و ده‌ها شواهد و قرائن دیگر را، چگونه به این نتیجه نرسیم که: می‌رود تا شرایط، آماده‌ی یک سازش، آرامش و یک صلح!! شود؛ و اگر ناراحت شدی، می‌توانیم وصف «شرافت‌مندانه» را چاشنی‌اش کنیم که آرام بگیری و دیگر دم نزنی![۳]

حال پاسخ خون شهیدان، ملت مظلوم و تحت ستم عراق، و توده‌های خواستار آزادیِ اسلام از بند جبّاران و آماده‌ی شهادت و شیران شرزه‌ی میدان‌های خوزستان و ایلام و کرمانشاهان، چه می‌شود؟! این چیزی نیست که هنرمندانه و زیرکانه از این فرصت طلایی استفاده نکنیم و دشمن را از میدان‌های نبرد، به پشت میز مذاکره نکشانیم!!! بگذار او را بر سر مذاکره بیاوریم؛ آن‌وقت پدری از او دربیاوریم که در داستان‌ها بنویسند و آیندگان، الی‌ الأبد، انگشت حیرت از این‌همه درایت و کفایت سیاسی و روح رزمندگی ما به دهان بگزند!!

و اگر گفتند که چرا حالا به‌صلح بنشینیم که هفت ماه، خود را و روح مقاومت و شهامت خویش را آزموده‌ایم؛ وضع جبهه‌های غرب‌مان چنان است که توان حمله به‌داخل عراق را یافته‌ایم؛ در خوزستان، لااقل از تحرک و پیش‌روی نیروها و امید به‌موفقیت آنان، حتی در خطرناک‌ترین جبهه‌ی آبادان، آن‌چنان کاسته شده که خطر به آسانی محتمل نیست؛ و همه‌ی اخبار، حاکی از رشد نظامی و سیاسی توده‌های مسلمان در داخل عراق و ضعف و جُبنِ زاید‌الوصفِ سربازانِ فریب‌خورده‌ی عراقی است؛ خواهیم گفت که همه‌ی این‌ها به جای خود ………

[۱]. سفر هیأت بررسی جنگ تحمیلی عراق به ایران، اسفندماه ۱۳۵۹ه.ش: احمد سکوتوره (رئیس جمهوری گینه) – الحاج داوود اجوارا (رئیس جمهوری گامبیا) – ضیاء الرحمن (رئیس جمهوری بنگلادش) – ضیاءُ الحق (رئیس جمهوری پاکستان) – بولنت اولوسو (نخست وزیر ترکیه) – حبیب شطّی (دبیرکل کنفرانس اسلامی) – یاسر عرفات (دبیرکل سازمان آزادیبخش فلسطین) و وزیران امور خارجه ترکیه، سنگال، بنگلادش و پاکستان.

[۲]. مطلب ذیل در این قسمت، نوشته‌ شده و سپس خط خورده است:

«…وقتی می‌بینیم که چنین وانمود می‌شود و حقیقتاً هم، در داخل آشوب‌ها و تشنج‌ها اوج می‌گیرند و بسیارند آن‌هایی که رسالت ایجاد آشوب دارند و هر جریانی که منجر به تشنج می‌شود و خود بهترین….»

[۳]. حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی در همین زمینه در یادداشت‌های روز چهارشنبه ۶۰/۱/۱۲  خویش می‌نویسد:

«آقای بنی صدر در کارنامه دیروز خود نوشته، مایل است به‏‎ ‎‏جنگ خاتمه بدهد و صلح کند، ولی شعارهای امروز و اظهارات امام یقیناً راه را برای‏‎ ‎‏ایشان بسته است.» ‏عبور از بحران، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال ۱۳۶۰؛ ص ۴۹ـ۵۲٫

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *