به وسیله اخلاص است كه انسان [از اسارت ها] آزاد مى شود.»

عدالت و ظلم در آینه قرآن/ عدالت، هدف رسولان الهی

موضوعی که در شئون مختلف زندگی انسان ها از اخلاق، اعمال و عقاید گرفته تا محیط خانه، اجتماع و معاشرت های روزانه جریان دارد؛ ولی توجه به آن مورد غفلت واقع می شود…

*********************************************************

پدید آورنده: سید محمد شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

 

«عدالت و ظلم در آینه قرآن/ عدالت، هدف رسولان الهی»

 

در اسلام، کمتر مسأله ای است که به اندازه عدالت، مورد سفارش و تأکید واقع گردیده و به آن اهمیّت داده شده باشد؛ موضوعی که در شئون مختلف زندگی انسان ها از اخلاق، اعمال و عقاید گرفته تا محیط خانه، اجتماع و معاشرت های روزانه جریان دارد؛ ولی توجه به آن مورد غفلت واقع می شود.

قرآن کریم به عنوان کتاب راهنما و هدایت بشر در آیات مختلف و متعدد خویش به این مسأله توجه نموده است که در نوشتار حاضر به دو آیه ی مهم این کتاب آسمانی در زمینه عدالت اشاره خواهد شد و در پایان نیز چند روایت در این زمینه مطرح می گردد.

«آیه بیست و پنجم سوره حدید»

خداوند متعال در این آیه ی شریفه‌ درباره عدالت می فرماید:

«لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ وَأَنزَلنَا الحَديدَ فيهِ بَأسٌ شَديدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ وَلِيَعلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالغَيبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ»[۱]

«به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آن ها كتاب و ترازو را فرود آورديم، تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى كند. آرى، خدا نيرومند و شكست ناپذير است.»

هر چند دامنه بحث در آیه فوق بسیار وسیع است اما به شکل مختصر به برخی نکات آن که با موضوع مبحث کنونی مرتبط است، اشاره می شود:

  •       تجهیز رسولان الهی به کتاب و میزان

خداوند متعال در فراز نخست آیه تأکید می کند که پیامبرانش را با دست تهی به سوی بشر نفرستاده است، بلکه آنان را به سلاح بینات و معجزات، مسلح ساخته و کتاب و میزان را همراه آنان قرار داده است. اگر چه در تفسیر و مقصود از میزان، اختلاف وجود دارد، اما این امر یقینی است که مراد از میزان، ترازوی دنیوی نیست؛ بلکه مقصود از آن ممکن است، حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله باشد که ملاک سنجش اعمال و رفتار و گفتار بشریت محسوب می شود، چنان چه در برخی از روایات، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان میزان معرفی شده است؛ به عنوان نمونه در زیارت آن حضرت علیه السلام آمده است:

«السَّلامُ عَلی میزانِ الاَعمالِ»

«سلام بر میزان و وسیله سنجش اعمال»

این بخش از زیارت آن حضرت بیان کننده این حقیقت است که تمام اعمال شرعی انسان باید با زندگانی علی علیه السلام منطبق گردد و تمسک به ایشان به عنوان معیار و وسیله سنجش اعمال خواهد بود.

احتمال دیگر در خصوص «میزان» آن است که مراد از میزان، کتاب آسمانی است، زیرا هر کتاب آسمانی در زمان خود، به عنوان معیار و ابزار سنجش حق از باطل بوده است؛ امری که در روایات نیز بر آن تأکید شده و حتی به عنوان ملاک و معیار سنجش سخنان منتسب به معصومین علیهم السلام معرفی گردیده است. رسول خدا صلی الله‌ علیه ‌و در ‌آله در این زمینه در مراسم باشکوه حجۀ الوداع فرمودند:

«فَإِذَا أَتَاكُمُ الْحَدِيثُ فَاعْرِضُوهُ‏ عَلَى‏ كِتَابِ‏ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَخُذُوا بِهِ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّتِي فَلَا تَأْخُذُوا بِهِ الْخَبَر»[۲]

«پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنّت من عرضه كنید. آن چه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آن چه را كه مخالف كتاب خدا و سنّت من بود، رها كنید.»

  •        عدالت، هدف رسالت انبیاء

نکته ی مهم دیگری که از این آیه شریفه به دست می آید، اقامه عدل در جامعه به عنوان هدف بعثت پیامبران الهی است. تأکید قرآن کریم بر این مطلب قرار گرفته است که تلاش و کوشش انبیاء الهی با این هدف صورت می پذیرد که مردم در جامعه بر اساس قسط و عدل با یکدیگر برخورد نمایند.

البته باید به این حقیقت توجه نمود که انبیاء الهی به دنبال این نبودند که انسان ها را مجبور به اجرای عدالت نمایند، بلکه در فکر این بودند تا با آشنا کردن بشر با تعالیم الهی، خود مجری عدالت باشند و قسط و عدل را در شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی جاری و ساری سازند. اگر چه تأمل در زندگی امروزه جوامع بشری نشان می دهد که با وجود تمام زحماتی که رسولان الهی در این راستا کشیده اند، این هدف هنوز به طور کامل محقق نشده است و بسیاری از امور بشر، با موازین عدل و داد انطباق ندارد؛ اما با وجود تمام این مشکلات، همواره عدالت به عنوان آرمان مورد توجه بوده و خواهد بود.

  •        مقابله با ظالمین

قرآن کریم در فراز سوم این آیه ی شریفه از فرستادن آهن سخن به میان آورده است. در زمینه این فراز آیه ی شریفه و تناسب آن با اجرای عدالت به عنوان هدف رسالت انبیاء الهی باید در نظر داشت که در مسیر مبارزه و مقابله با ظالمین و مانعین اجرای عدالت در جامعه، باید با زبان شمشیر سخن گفت و از طریق پیکار و جهاد، آنان را از سر راه جریان عدالت برداشت. حقیقتی که امام سجاد علیه السلام در خطبه معروف خویش در شام و در مقام معرفی حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام به آن تصریح فرمودند:

«أَنَا ابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى أَنَا ابْنُ مَنْ‏ ضَرَبَ‏ خَرَاطِيمَ‏ الْخَلْقِ‏ حَتَّى قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه‏»[۳]

«من فرزند على مرتضايم، من فرزند کسی هستم كه بينى گردن كشان را به خاك ماليد، تا به كلمه توحید اقرار كردند.»

البته پُر‌ واضح است که جنگ و مبارزه در آخرین مرحله از دعوت به حق قرار دارد و این زبان منطق و استدلال است که مقدم بر هر روش و اقدامی خواهد بود؛ بنابر این زبان شمشیر در جایی به کار گرفته می شود که راه اول به نتیجه ی مطلوب نیانجامد.

  •       مجاهدان، یاران خدا و رسول

قرآن کریم دلیل ارسال آهن و وجوب جهاد با دشمنان و ظالمین را تبیین این حقیقت می داند که چه کسانی خدا و رسولانش را یاری می رسانند تا از این طریق مجاهدان راه خدا از مدعیان دروغین آن مشخص گردیده و تمییز داده شوند. گر چه در فراز پایانی آیه بر این مطلب تاکید شده است که خداوند، نیازی به یاری و نصرت کسی ندارد و اگر هیچ یک از انسان ها نیز در این راه قدم نگذارند، به تنهایی از فرستادگان خویش دفاع خواهد نمود و فایده حضور در جهاد و مبارزه با دشمنان خدا و رسول، به کسانی می رسد که در این راه حضور می یابند و سعادت الهی را دریافت می کنند.

حاصل سخن این که خداوند متعال با مجهز ‌کردن رسولان خویش به کتاب، معجزه و شمشیر، آنان را به سوی مردم فرستاده است تا بستر ساز و مجری عدالت فردی و اجتماعی باشند. در این راه انسان های برگزیده از زبان منطق و استدلال بهره می برند و در صورت لزوم، در برابر ظالمین دست به شمشیر برده و آنان را به مدد جهاد مجاهدین و یاوران خویش نابود می نمایند.

«آیه هشتم سوره مائده»

قرآن کریم در آیه ی هشتم سوره مبارکه مائده نیز از عدالت سخن می گوید و به آن سفارش می نماید:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلى أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ»[۴]

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد! براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديك تر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آن چه انجام مى دهيد، آگاه است.»

این آیه مبارکه نیز دربردارنده نکات گران بها و ارزشمندی درباره جایگاه عدالت است که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد:

  •        دعوت به اخلاص و عدالت

خداوند در فراز ابتدایی این آیه مبارکه، مؤمنان را به اخلاص در امور دعوت می کند و از آن ها می خواهد که قیام و قعودشان در جهت جلب رضایت الهی باشد. مقصود از عمل خالص در آیه شریفه نیز کاری است که برای خدا انجام پذیرد و جلب رضایت غیر در آن مد نظر قرار نگیرد؛ ویژگی ممتازی که انسان را از قیود و اسارت ها رهایی می بخشد؛ چنان چه امیرالمؤمنین علی علیه السلام نسبت به آن فرمودند:

«وَ بِالْإِخْلَاصِ‏ يَكُونُ‏ الْخَلَاص‏»[۵]

«به وسیله اخلاص است كه انسان [از اسارت ها] آزاد مى شود.»

پروردگار متعال در ادامه بر این امر تأکید می کند که شهادت و گواهی افراد، باید بر اساس عدالت صورت پذیرد؛ مسأله ای که از آن با تعبیر «شُهَداءَ بِالقِسطِ» یاد شده است؛ به این معنا که وقتی کسی در دادگاه، شهادت می دهد، باید عادل باشد و بر اساس آن شهادت دهد؛ چون اگر به این ویژگی آراسته نباشد، شهادتش از درجه اعتبار ساقط است و ارزشی نخواهد داشت؛ شرطی که تحقق آن در مسأله طلاق دارای اهمیت بیش تری است؛ زیرا در زمان اجرای صیغه طلاق، حضور دو شاهد عادل لازم است و خلل در این شرط، اگر چه سال ها از طلاق گذشته باشد، بیان گر عدم اعتبار صیغه طلاق از ابتدای آن خواهد بود و ازدواج های مرد و زن، پس از طلاق، باطل و فرزندان به دنیا آمده، ولد شبهه محسوب می شوند.

  •        عدم انحراف از مسیر عدالت

هم چنین در آیه ی مبارکه بر این امر تأکید می شود که انسان باید مراقب باشد تا هیچ انگیزه­ و قصدی او را از مسیر عدالت خارج نسازد؛ چون گاهی اتفاق می افتد که انسان به خاطر دوستی و مسائل عاطفی، عدالت را زیر پا می گذارد و یا دشمنی با فردی او را به بی عدالتی و حرکت در مسیر ظلم وادار می سازد که این خود نیز می تواند برای انسان آثار مخرب زیادی را به همراه داشته باشد.

  •        همسایگی عدالت و تقوا

خداوند متعال در پایان آیه، مؤمنان را به رعایت تقوای الهی فرمان می دهد و عدالت را نزدیک به تقوا معرفی می کند؛ بلکه می توان از آیه‌ استنباط نمود که عدالت یکی از ارکان مهم تقواست و انسان با رعایت عدالت در مراحل مختلف زندگی خویش، قدم در راه تقوا گذاشته و به خیر و سعادت دست می یابد.

خداوند متعال نیز به اعمال و رفتار بندگانش آگاه است و می داند، آیا سخن و اقدام ایشان بر طبق عدالت است یا خیر؛ زیرا در آیه ی مبارکه عنوان «خبیر» به معنای اطلاع از جزئیات و ریزه کاری امور به کار رفته است؛ در قبال واژه «علیم» که بر عموم آگاهی دلالت دارد.[۶]

سخن پیشوای عدالت

مبحث عدل در روایات و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام نیز دارای جایگاه ویژه‌ و ممتازی است؛ به همین خاطر در این بخش، به ذکر سه روایت از امیر‌المؤمنین علیه السلام که هر یک دربردارنده نکات مهمی در مبحث عدالت است، اشاره می گردد:

«عدالت و بقای عالَم»

از حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام نقل شده است:

«الْعَدْلُ‏ أَسَاسٌ‏ بِهِ‏ قِوَامُ‏ الْعَالَم‏»[۷]

«عدالت، پایه و ستونی است که جهان بر آن استوار است.»

این روایت نورانی به روشنی بیان می دارد که عدالت به عنوان پایه، ریشه و اساس، ضامن بقای عالم هستی است؛ به همین خاطر نیز انسان به عنوان جزئی از عالم، باید امور مختلف خویش را بر آن استوار سازد.

«ترازوی اقامه حق»

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در روایتی دیگر می فرماید:

«إِنَّ الْعَدْلَ‏ مِيزَانُ‏ اللَّهِ الَّذِي وَضَعَهُ لِلْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَةِ الْحَق فَلَا تُخَالِفْهُ فِي مِيزَانِهِ وَ لَا تُعَارِضْهُ فِي سُلْطَانِه‏»[۸]

«به ‏راستى كه عدالت، ترازوى (معيار) خداى سبحان است كه در ميان خلق نهاده و براى برپاداشتن حق، نصب فرموده است، پس در ترازوى خداوند با او مخالفت نكن و با حكومتش مقابله ننما.»

در این روایت نیز هم چون آیه بیست و پنجم سوره مبارکه حدید از عدالت به عنوان معیار و ترازو یاد شده است که امور مختلف با آن سنجیده می شود و کسی حق مخالفت با میزان الهی و مقابله با سلطنت خداوند متعال را ندارد؛ نهی شدیدی که نشان می دهد ظالمین و مستکبران عالم، با سلطنت الهی و میزان معین شده از جانب خداوند متعال به مخالفت برخاسته‌ و قصد مقابله با آن را دارند.

«عدالت، عامل پایداری حکومت ها»

در بیانی دیگر از امیرمؤمنان علی علیه السلام عمل بر طبق عدالت، اقتدا به روش رسول خدا صلی الله ‌علیه‌ و ‌آله معرفی شده است:

«فِي‏ الْعَدْلِ‏ الِاقْتِدَاءُ بِسُنَّةِ اللَّهِ وَ ثَبَاتُ الدُّوَل‏»[۹]

«در عدالت اقتدا به سنت الهی و پایداری دولت ها است.»

سنت الهی و نبوی همواره بر اقامه عدل در جامعه استوار بوده و از این رو پیروان آن حضرت نیز باید در جهت اقامه عدل در زندگی فردی و اجتماعی خویش، نهایت تلاش خویش را به کار ببندند؛ کار بزرگی که استواری و بقای حکومت ها را به دنبال خواهد داشت.

 

[۱]. حدید/۲۵

[۲]. بحارالانوار، ج۲، ص۲۲۵

[۳]. بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۳۸

[۴]. مائده/۸

[۵]. الکافی (الاسلامیه)، ج۲، ص۴۶۸

[۶]. قاموس قرآن، ج۲، ص۲۲۱

[۷]. بحارالانوار، ج۷۵، ص۸۳

[۸]. غررالحکم و دررالکلم، ص۲۲۴

[۹]. همان، ص ۴۷۹

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *