و هر چه را در راه او انفاق كرديد، پس او عوضش را جايگزين مى‏كند و او بهترین روزی‌دهندگان است

زاد راه/ اهل تقوا(بخش سوم)

خستین شرط انفاق صحیح، آن است که مال و چیزی که مورد بخشش واقع می‌شود، از راه مشروع و حلال، به دست آمده باشد؛ زیرا پروردگار متعال در آیات انفاق و احسان، بارها بر این نکته‌ی مهم تأکید نموده که از آن‌چه خداوند به شما روزی نموده….

************************************************************

پدید آورنده: سید محمد شاهچراغی

دسته‌بندی: خطبه

زاد راه/ اهل تقوا(بخش سوم)

انفاق

تقوا و پرهیزکاری محور همه‌ی فضایل اسلامی و مَجمع تمام کمالات انسانی است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان از آن به‌عنوان آخرین مرحله‌ی کمال آدمی نام برد. جایگاه ارزشمند این فضیلت بی‌مانند سبب شده تا خداوند متعال در نخستین آیات از سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، پس از آن‌که اهل تقوا را شایسته‌ی برخورداری از نور هدایت قرآن معرفی می‌کند، به پنج نشانه‌ی ممتاز پرهیزکاران اشاره نماید. یکی از این علائم که در دین مبین اسلام نسبت به آن تأکید فراوان صورت گرفته و باید به صورت دقیق و مبسوط به آن پرداخت، انفاق در راه خدا است.[۱]

«… و مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ»[۲]

«… و از آن‌چه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.»

همه‌ی داشته‌ها و دارایی‌های‌ انسان، از آنِ خداوند متعال است که به حکمت حکیمانه‌ی آن ذات بی‌همتا، به عنوان عاریه و امانت در زندگی دنیوی در اختیار بشر قرار گرفته و بر عهده‌ او گذاشته شده تا بخشی از آن‌را در قالب صدقات واجب و مستحب، در مسیر رضایت و خوشنودی آفریدگار مهربان هزینه نماید؛ امری که سبب شده در آیه‌ی شریفه‌ی فوق، به جای تعبیر «مِن أموالِهِم» به معنای «از دارایی‌های‌شان» از عبارت «مِمّا رَزَقناهُم» به معنای «از آن‌چه به آنان روزى داده‏ايم» استفاده شود. پس اگر چه مصداق روشن تعبیر «ممّا رزقناهم» در آیه‌ی کریمه، مال و ثروت است، زیرا مال و ثروت در حقیقت برای انفاق و هزینه شدن، در اختیار بشر قرار گرفته و اصلی‌ترین فایده‌ی آن به‌شمار می‌رود، اما حکم وجوب انفاق، اختصاص به مال و ثروت نخواهد داشت، بلکه همه‌ی داشته‌ها و دارایی‌های انسان، اعم از علم، قدرت، آبرو و … را در بر می‌گیرد و بر عهده‌ی دانشمندان، صاحب‌منصبان و آبرومندان است که سرمایه‌های‌ ارزشمند معنوی خویش را جهت رفع نیاز مردم هزینه نموده و در اختیار آنان قرار دهند.

به دیگر سخن، برخلاف پندار نادرست بسیاری از مردمان، این‌گونه نیست که ثروتمندان و برخورداران از مواهب الهی، صاحبان بی‌قید و شرط اموال خویش باشند و تنها خود و اطرافیان‌‌شان را بهره‌مند از منافع داشته‌ها و دارایی‌های‌ خویش‌ گردانند، بلکه وظیفه دارند تا دیگران به ویژه نیازمندان جامعه را در دارایی خود، شریک و سهیم نموده و حقوق آنان را که در شریعت اسلام به‌طور دقیق معین و مشخص شده، بپردازند؛ زیرا در غیر این صورت، خطاب و عِتاب الهی متوجه آن‌ها خواهد شد؛ خطابی تند و شدید که از خشم و غضب خداوند متعال و عذاب ذلت‌بار در برابر خودخواهی‌ها و خودپسندی‌های آنان خبر می‌دهد؛

«أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ في‏ حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ»[۳]

«(به آنان گفته شود:) شما در زندگى دنيا، نعمت‏هاى دل‌پسندتان را تلف كرديد و از آن‌ها كامياب شديد، پس امروز به خاطر استكبار ناحقى كه در زمين داشتيد و پيوسته مرتكب گناه مى‏شديد، به عذاب خواركننده كيفر داده مى‏شويد.»

  • انفاق پسندیده

در آیات شریفه‌ی قرآن کریم که پیرامون انفاق و دستگیری از نیازمندان وارد شده، سخن از احسانِ بخشی از دارایی‌هایی است که توسط خداوند منّان در اختیار افراد قرار گرفته و در هیچ موردی به مؤمنان دستور داده نمی‌شود، تمام ثروت خود را در راه خداوند انفاق نمایند؛ زیرا بخشش همه‌ی اموال و دارایی‌ها و در نتیجه ابتلا به طعم تلخ فقر و نیازمندی امری منفور و ناپسند به‌شمار می‌رود که در آیات و روایات فراوان نسبت به آن هشدار داده شده است؛ چنان‌که خداوند متعال در سوره‌ی مبارکه‌ی إسراء خطاب به رسول اکرم صلوات‌الله علیه و آله فرمود:

«لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا»[۴]

«نه دست خود را به گردنت بسته بدار (كه هيچ انفاقى نكنى) و نه آن را كاملًا باز گذار كه (چيزى براى خودت نماند و) سرزنش شده و حسرت خورده به كنجى نشينى.»

در این زمینه در سخنی جاودانه از امام صادق علیه‌السّلام آمده است:

«لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَنْفَقَ مَا فِي يَدَيْهِ فِي سَبِيلٍ مِنْ سُبُلِ اللَّهِ مَا كَانَ أَحْسَنَ وَ لَا وُفِّقَ لَهُ»

«اگر كسى هر چه دارد در راه خدا انفاق كند، كار خوبى نكرده و به توفيقى دست نيافته است.»

سپس آن امام همام با اشاره به آیه‌ی ۱۹۵ سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، کلام خویش را مبرهن ساخته و فرمودند:

«أَ لَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ‏ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ‏ يَعْنِي الْمُقْتَصِدِين‏»[۵]

«مگر خداوند نفرموده است: خودتان را با دست‌های خویش به هلاكت نیندازید و نيكويى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد؛ مقصود از نیکوکاران، انسان‌های ميانه‏رو در هزینه کردن هستند.»

امام باقر علیه‌السلام نیز ماجرایی را نقل کرده‌اند که پوچی و بطلان تفکر بخشش همه‌ی اموال و ابتلا به فقر و ناداری را نمایان می‌سازد؛

«أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ تُوُفِّيَ وَ لَهُ صِبْيَةٌ صِغَارٌ وَ لَهُ سِتَّةٌ مِنَ الرَّقِيقِ فَأَعْتَقَهُمْ عِنْدَ مَوْتِهِ وَ لَيْسَ لَهُ مَالٌ غَيْرُهُمْ فَأُتِيَ النَّبِيُّ ص فَأُخْبِرَ فَقَالَ مَا صَنَعْتُمْ بِصَاحِبِكُمْ قَالُوا دَفَنَّاهُ قَالَ لَوْ عَلِمْتُ مَا دَفَنَّاهُ مَعَ أَهْلِ الْإِسْلَامِ تَرَكَ‏ وُلْدَهُ‏ يَتَكَفَّفُونَ‏ النَّاسَ‏»[۶]

«همانا مردی از انصار از دنیا رفته بود و در آستانه‌ی مرگش، در حالی‌که دختران خردسالی داشت، شش بنده‌اش را آزاد کرده و غیر از این‌ها نیز چیزی نداشت. وقتی خبر مرگ او و کاری که انجام داده بود را برای پیامبر صلوات‌الله علیه و آله آوردند، حضرت پرسیدند: با او چه کردید؟ گفتند: بدنش را به‌خاک سپردیم. رسول خدا فرمودند: اگر با خبر می‌شدم، اجازه‌ی تدفین پیکرش را در قبرستان مسلمانان نمی‌دادم؛ زیرا فرزندانش را رها ساخته تا مسلمانان به آنان کمک کنند.»

این سخن پیامبر گرامی اسلام صلوات‌الله علیه و آله یقیناً بدین معنا نیست که چنین شخصی کافر از دنیا رفته و مسلمانان نباید بر جنازه‌‌اش نماز بگذارند، اما نشان می‌دهد، انفاق جمیع اموال که نتیجه‌ای جز گرسنگی و نیازمندی عائله‌ی انسان نداشته باشد، از نظر اسلام، عملی صالح و پسندیده محسوب نمی‌شود.

  • انفاق و شروط آن

انفاق و نیکی به دیگران، گرچه به عنوان یکی از مهم‌ترین علائم اهل تقوا دانسته شده است و مؤمنان به انجام آن فراخوانده شده‌اند، اما توجه به این امر ضروری است که هرگونه انفاق و احسانی، نشانه‌ی پرهیزکاران و متّقین نخواهد بود، بلکه انفاق صحیح و دستگیری از مستمندان همواره مشروط به چهار شرط اساسی ذیل است:

  • الف.  انفاق از اموال حلال

نخستین شرط انفاق صحیح، آن است که مال و چیزی که مورد بخشش واقع می‌شود، از راه مشروع و حلال، به دست آمده باشد؛ زیرا پروردگار متعال در آیات انفاق و احسان، بارها بر این نکته‌ی مهم تأکید نموده که از آن‌چه خداوند به شما روزی نموده، انفاق کنید و بدیهی است که تنها مال حلال و مشروع، رزق و روزی الهی به حساب می‌آید. از این‌رو انفاق مالی که از راه خیانت و معصیت به دست آمده و به سبب انجام معاملات آلوده به گناه، عاید انسان شده باشد، بی‌فایده بوده و نشانه‌ی تقوا و پرهیزکاری نخواهد بود.

امام باقر علیه‌السّلام در کلامی ماندگار با برشمردن برخی از گناهان مالی فرمودند:

«مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِيَاءٍ أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لَا فِي صَدَقَةٍ وَ لَا فِي حَجٍّ وَ لَا فِي عُمْرَةٍ»[۷]

«هر آن کسی که مالی را از چهار طریق به دست آورده و آن را در چهار کار هزینه نماید، از وی پذیرفته نخواهد شد؛ کسی که مالی را از راه خیانت در چهارپایان و غنیمت و یا از راه خودنمایی و یا دزدی و یا هرگونه خیانتی به دست آورد و برای پرداخت زکات و صدقه یا زادراه سفر حج و یا عمره هزینه نماید، از وی پذیرفته نخواهد شد.»

امام صادق علیه‌السّلام نیز در تفسیر این آیه‌ی مبارکه‌ از سوره بقره،

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ»[۸]

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از پاكيزه‏ترين چيزهايى كه به‌دست آورده‏ايد و از آن‌چه ما براى شما از زمين رويانيده‏ايم، انفاق كنيد و براى انفاق به سراغ قسمت‏هاى ناپاك و پَست نرويد، در حالى كه خودِ شما هم جز از روى اغماض و ناچارى، حاضر نيستيد آن‌ها را بپذيريد و بدانيد خداوند بى‏نياز و ستوده است.»

با اشاره به این شرط مهم در مسیر انفاق و احسان به نیازمندان، می‌فرمایند:

«كَانَ الْقَوْمُ قَدْ كَسَبُوا مَكَاسِبَ سَوْءٍ فِي الْجَاهِلِيَّةِ فَلَمَّا أَسْلَمُوا أَرَادُوا أَنْ يُخْرِجُوهَا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَيَتَصَدَّقُوا بِهَا فَأَبَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُخْرِجُوا إِلَّا مِنْ أَطْيَبِ مَا كَسَبُوا»[۹]

«مردم دوران جاهليّت، به كسب و كارهاى بد مى‏پرداختند، هنگامى كه مسلمان گشتند، بر آن شدند تا اين‌گونه اموال را از خود دور كرده و آن‌ها را به عنوان صدقه به ديگران ببخشند، پس خداوند متعال چنين كارى را نپسنديد و از آن‌ها خواست تا از اموال پاكيزه خويش انفاق كنند.»

عالم پارسا و محقق بلندمرتبه مرحوم سید بن طاووس أعلی‌الله مقامه‌الشریف در همین زمینه در کتاب ارزشمند «فلاح‌السائل و نجاح‌المسائل» به داستانی آموزنده از زندگانی امام صادق علیه‌السّلام اشاره می‌کند که بر طبق آن، شخصی به محضر آن امام همام شرفیاب شده و پس از قرائت این آیه‌ی مبارکه‌ی از سوره سبأ،

«وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»[۱۰]

«و هر چه را در راه او انفاق كرديد، پس او عوضش را جايگزين مى‏كند و او بهترین روزی‌دهندگان است.»

از اقیانوس بی‌کران علم و معرفت ‌پرسید: چگونه است که هر چه انفاق می‌کنم، جایگزینش را نمی‌بینم؟! امام علیه‌السّلام پس از اقرار و اعتراف گرفتن از او نسبت به امتناع خلف وعده خداوند سبحان، در پاسخ به سؤال وی فرمودند:

«أَمَا إِنَّكُمْ لَوْ كَسَبْتُمُ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ ثُمَّ أَنْفَقْتُمْ‏ فِي حَقِّهِ لَمْ يُنْفِقْ رَجُلٌ دِرْهَماً إِلَّا أَخْلَفَ‏ اللَّهُ عَلَيْهِ»[۱۱]

«آگاه باش كه اگر مالی را از راه حلال به دست آورده و سپس در راه حقّ انفاق مى‏نموديد (عوضش را مشاهده می‌کردید) زیرا کسی که حتّى يك درهم انفاق کند، خداوند عوض آن را به او باز می‌گرداند.»

  • ب.  قصد قربت در انفاق

شرط دوم انفاق صحیح آن است که این کار تنها برای تحصیل رضای خداوند انجام شده و شخص انفاق کننده هدفی جز تحصیل خوشنودی خداوند نداشته باشد، چرا که امام صادق علیه‌السّلام فرمودند:

«لَا صَدَقَةَ وَ لَا عِتْقَ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[۱۲]

«صدقه و آزادى برده تنها زمانی اثربخش خواهد بود كه در راه خداوند عزّ و جلّ باشد.»

به‌یقین در موضوع انفاق، خداخواهی و اخلاص، شرطی بس مهم و تأثیرگذار است که آفریدگار مهربان در سوره‌ی مبارکه‌ی انسان و در ماجرای انفاق بی‌نظیر اهل بیت پیامبر علیهم‌السّلام به مسکین، یتیم و اسیر، از آن چنین یاد می‌کند:

«إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُورا»[۱۳]

«(و مى‏گويند:) ما تنها براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما پاداش و تشكّرى نمى‏خواهيم.»

در این زمینه هم‌چنین می‌توان به آیه‌ی پنجم سوره‌ی مبارکه‌ی لیل تمسک جست و آن‌را مبیّن شرط اول و دوم در نظر گرفت؛ زیرا خداوند متعال در این آیه‌‌ی شریفه، فضیلت ارزشمند تقوا و پرهیزکاری را با انفاق و اعطاء به دیگران در کنار یکدیگر آورده و این‌دو را قرین هم ساخته است؛

«فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى…»[۱۴]

«اما آن کسی که در راه خدا عطا کند و پرهیزکاری پیشه نماید…»

نیک باید دانست، مقصود از «إعطاء» در آیه‌ی نورانی، انفاق در راه خدا و احسان به محرومان است و تأکید بر تقوا به دنبال آن، اشاره به لزوم داشتن نیت پاک و قصد خالص به هنگام انفاق و تهیه‌ی اموال از طریق مشروع دارد که مجموع این اوصاف در عنوان جامع تقوا و پرهیزکاری قرار گرفته است. مسأله‌ای که خداوند متعال در قرآن کریم درباره آن می‌فرماید:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ»[۱۵]

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخشش‌هاى خود را با منّت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاك‌ها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آن‌ها از كارى كه انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند.»

سپس به بیان ثمره‌ی انفاق پاک و خالص اشاره می‌نماید؛

«وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»[۱۶]

«و (كار) كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبيت (ملكات انسانى در) روح خود، انفاق مى‏كنند، هم‌چون باغى است كه در نقطه بلندى باشد، و باران‌هاى درشت به آن برسد، (و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد كافى بهره گيرد،) و ميوه خود را دو چندان دهد (كه هميشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست.»

  • ج –  استمرار و دوام انفاق

سومین شرط بایسته در موضوع انفاق، همیشگی بودن و استمرار آن است. پرهیزکاران کسانی هستند که همواره به بندگان خدا یاری رسانیده و پیوسته از مستمندان و محرومان جامعه دستگیری می‌نمایند؛ پس انفاق مقطعی و غیر مستمر، نمی‌تواند معرِّف انسان پرهیزکار باشد.

خدای سبحان نیز فضیلت گران‌سنگ انفاق و نیکی به دیگران را در آیات آغازین سوره‌ی مبارکه‌ی بقره با «فعل مضارع» می‌آورد تا بر ضرورت دوام و استمرار این عمل نیک دلالت نماید؛

«… و مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ»[۱۷]

«… و از آن‌چه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.»

هم‌چنین در سخنان پیشوایان معصوم علیهم‌السّلام از صدقات جاریه و مستمر، به‌ویژه سنت حسنه‌ی وقف، به عنوان بهترین انفاق نام برده می‌شود، چرا که پس از مرگ انسان، باقی مانده و پاداش آن در نامه‌ی عمل انفاق کننده ثبت می‌شود. در این‌باره از الگو و پیشوای اهل تقوا حضرت علی علیه‌السّلام روایت شده است:

«الصَّدَقَةُ وَ الْحَبْسُ‏ ذَخِيرَتَانِ فَدَعُوهُمَا لِيَوْمِهِمَا»[۱۸]

«صدقه و وقف، دو ذخیره به شمار می‌روند، پس از آن دو برای روز قیامت نگهداری کنید.»

  • د – پرهیز از منّت در انفاق

چهارمین شرط انفاق صحیح همان‌طور که در آیه‌ی ۲۶۴ سوره مبارکه بقره به ‌آن تصریح شده، پرهیز از منت‌گذاشتن و آزرده خاطر ساختن نیازمندی است که انسان او را از احسان و انفاق خویش بهره‌مند ساخته است؛ رفتاری بسیار زشت و زننده که علاوه بر نابود ساختن ثمره‌ی نیکوکاری، قهر و غضب پروردگار متعال را در پی خواهد داشت؛ چرا‌که رسول خدا صلوات‌الله علیه و آله در بیان برخی از منهیّات دین و شمارش رفتارهای ناپسند، با اشاره به زشتی منت‌گذاردن و آثار شوم آن می‌فرمایند:

«مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِيهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ يَشْكُرْ لَهُ سَعْيَه»‏[۱۹]

«هر کس کار نیکی را نسبت به برادرش انجام دهد، اما به خاطر انجام آن کار بر وی منّت گذارد، خداوند عمل او را نابود ساخته، گناه آن را برایش نگاشته و از تلاش او تقدیر نخواهد کرد.»

  • انفاق و رعایت اولویت در آن

در انفاق، همواره بستگان و همسایگان نیازمند، اولویت داشته و در درجه‌ی نخست باید به رفع نیاز آنان همت گمارد؛ در این زمینه نیز رسول مهربانی‌ها حضرت محمد صلّی‌الله علیه و آله می‌فرمایند:

«لَا صَدَقَةَ وَ ذُو رَحِمٍ‏ مُحْتَاج‏»[۲۰]

«صدقه‌ی پسندیده آن نیست که انسان به دیگران انفاق نماید، اما در میان بستگانش نیازمندی وجود داشته باشد.»

هم‌چنین در روایت ذیل که دربردارنده پاسخ مبیّن حقایق، امام صادق علیه‌السّلام به سؤالی درباره مستحق صدقه می‌باشد، بر این مطلب تأکید شده است؛

«سُئِلَ عَنِ الصَّدَقَةِ عَلَى مَنْ يَسْأَلُ عَلَى الْأَبْوَابِ أَوْ يُمْسِكُ ذَلِكَ عَنْهُمْ وَ يُعْطِيهِ ذَوِي قَرَابَتِهِ فَقَالَ لَا بَلْ يَبْعَثُ بِهَا إِلَى مَنْ بَيْنَهُ‏ وَ بَيْنَهُ‏ قَرَابَةٌ فَهَذَا أَعْظَمُ لِلْأَجْرِ»[۲۱]

«از آن حضرت سؤال شد: باید به چه كسى صدقه داد؟ به كسى كه بر در خانه مى‏آيد يا باید آن را از دیگر نیازمندان بازداشته و به بستگان محتاج خود داد؟ امام علیه‎السّلام فرمودند: به بستگان و نزديكانش بدهد كه اجر بیشتری دارد.»

نباید از نظر دور داشت که این آموزه‌ی اجتماعی دین، شامل آن دسته از خویشاوندان که قلبی ناخوشنود و رفتاری ناپسند نسبت به انسان دارند نیز می‌شود، بلکه بر اساس تعالیم انسان‌ساز دین اسلام، احسان و نیکی به چنین افرادی از اولویت و اهمیت بیشتری برخوردار است. امام صادق علیه‌السّلام در این‌باره به سخنی از سخنان حکیمانه‌ی رسول اکرم صلوات‌الله علیه و آله اشاره نموده و می‌فرمایند:

«سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّی‌اللهُ عَلَیه وَ آلِه أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ قَالَ عَلَى ذِي الرَّحِمِ الْكَاشِحِ‏»[۲۲]

«از پیامبر خدا صلّى‌اللَّه عليه و آله سؤال شد: كدام صدقه افضل است؟ آن حضرت فرمودند: صدقه دادن به خويشاوندانى كه دشمنى خود را از تو پنهان مى‏كنند.»

[۱]. ایمان به غیب، به پا داشتن نماز، ایمان به قرآن کریم و سایر کتب آسمانی و نیز یقین به آخرت از دیگر نشانه‌های تقوا پیشگان است که در آغاز سوره‌ی مبارکه‌ی بقره بیان شده است.

[۲]. بقره/ ۳

[۳]. احقاف / ۲۰

[۴]. اسراء/ ۲۹

[۵]. الكافي، ج‏۴، ص۵۳

[۶]. من لا يحضره الفقيه، ج‏۴، ص۱۸۶

[۷]. الأمالي( للصدوق)، ص۴۴۲

[۸]. بقره/ ۲۷۶

[۹]. الكافي، ج‏۴، ص۴۷

[۱۰]. سبأ/ ۳۹

[۱۱]. فلاح السائل و نجاح المسائل، ص۳۹

[۱۲]. الكافي، ج‏۷، ص۳۰

[۱۳]. انسان/ ۹

[۱۴]. لیل/ ۵

[۱۵]. بقره/ ۲۶۴

[۱۶]. بقره/۲۶۵

[۱۷]. بقره/ ۳

[۱۸]. دعائم الإسلام، ج‏۲، ص۳۴۰

[۱۹]. من لايحضره الفقيه، ج‏۴، ص۱۷

[۲۰]. من لايحضره الفقيه، ج‏۲، ص ۶۸

[۲۱]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۱۴۲

[۲۲]. الكافي، ج‏۴، ص۱۰

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *