فاطمة بضعة منی

گوهر هستی/ دیدارها و وصایا

این بخش از سلسله مقالات «گوهر هستی» اگر چه به موضوع بیانات صدیقه طاهره در دیدارها و وصایای واپسین‌ روزهای عمرشان اختصاص یافته، اما به واسطه ی درد‌‌ها و غصه های سهمگین وارده بر آن حضرت، به شِکوه های جانسوزی تبدیل می گردد که با گذشت قرن ها، هم چنان مصیبت فزا و جگرسوز است…

********************************************************

«گوهر هستی/ دیدارها و وصایا»

پدید آورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

 

جراحات، رنج ها و آلام بی شمار صدیقه طاهره سلام الله علیها، این بانوی بزرگوار را به بستر بیماری ‌کشانید تا پاره ی تن رسول اعظم صلوات الله علیه و آله که در روزهای محنت و مصیبت امیرمؤمنان، دفاعی شجاعانه و ماندگار از حریم ولایت نموده بود، اولین فردی باشد که پس از رحلت نبی مکرم صلوات الله علیه و آله به آن حضرت ملحق می شود و عالَم را از ثمرات وجودی خویش محروم می سازد.

این بخش از سلسله مقالات «گوهر هستی» اگر چه به موضوع بیانات صدیقه طاهره در دیدارها و وصایای واپسین‌ روزهای عمرشان اختصاص یافته، اما به واسطه ی درد‌‌ها و غصه های سهمگین وارده بر آن حضرت، به شِکوه های جانسوزی تبدیل می گردد که با گذشت قرن ها، هم چنان مصیبت فزا و جگرسوز است.

دیدارها و شِکوه ها

در روزهای سراسر محنت و رنج فاطمه سلام الله علیها برخی اشخاص به صورت فردی و یا گروهی به خانه ی امیرالمؤمنین علیه السلام آمده و با این بانوی مکرمه ملاقات نمودند که به چند مورد آن اشاره می شود.

  • ملاقات زنان مهاجر و انصار

از جمله کسانی که در این ایام به ملاقات دختر رسول خدا صلوات الله علیه و آله شتافتند، زنانی از مهاجر و انصار بوده اند. این گروه از ملاقات کنندگان وقتی در کنار بستر سیده ی زنان عالم قرار گرفتند، به منظور احوال پرسی عرضه داشتند:

«كَيْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ»‏[۱]

«ای دختر رسول خدا! وضع بیماری شما چگونه است؟»

اما صدیقه طاهره سلام الله علیها که باید در پاسخ، به وضعیت ناگوار جسمی خویش اشاره می کردند، به اقدام زشت و پلید مردم، پس از رحلت پدر بزرگوارشان پرداخته و پس از حمد و ستایش خداوند متعال، خطاب به آنان می فرمایند:

«أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْيَاكُنَّ قَالِيَةً لِرِجَالِكُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ‏ عَجَمْتُهُمْ وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ‏ فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ وَ قَرْعِ الصَّفَاةِ وَ صَدْعِ الْقَنَاةِ وَ خَتْلِ الْآرَاءِ وَ زَلَلِ الْأَهْوَاءِ – وَ بِئْسَ‏ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ – »

«حالِ من به گونه اي است که به خدا قسم از دنياي شما متنفرم و بر مردان شما بسيار خشمگينم. آنان را بيرون افکندم بعد از آ‌ن که آزمودم و از آ‌‌‌ن ها متنفر شدم، پس از آن که به دقت امتحان شان نمودم. پس زشت باد، کُند شدن بُرندگي ها و به بازي گرفتن بعد از تصميم جدّي و کوبيدن بر سنگ سخت و شکسته شدن نيزه ها و تيره وتار شدن انديشه ها و انحراف خواسته ها و چه زشت است آن چه براي خود از پيش فرستادند که خدا بر آن ها خشم گرفت و پيوسته در عذاب مي مانند.»

سپس بخشی از خطبه را به بیان مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام اختصاص می دهند و به خاطر ظلمی که بر پسر عموی خویش رفته شکایت می نمایند و با استناد به آیات قرآن، سرنوشت شوم چنین مردمانی را متذکر می شوند؛

‏«أَمَا لَعَمْرِي لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَةٌ رَيْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَلَبُوا مِلْ‏ءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِيطاً وَ ذُعَافاً مُبِيداً هُنَالِكَ‏ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ‏ وَ يُعْرَفُ الْبَاطِلُونَ غِبَ‏ مَا أُسِّسَ الْأَوَّلُونَ ثُمَّ طِيبُوا عَنْ دُنْيَاكُمْ أَنْفُساً وَ اطْمَأَنُّوا لِلْفِتْنَةِ جَاشاً وَ أَبْشِرُوا بِسَيْفٍ صَارِمٍ وَ سَطْوَةِ مُعْتَدٍ غَاشِمٍ وَ بِهَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِينَ يَدَعُ فَيْئَكُمْ زَهِيداً وَ جَمْعَكُمْ حَصِيداً فَيَا حَسْرَتَى لَكُمْ وَ أَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ -عَمِيَتْ عَلَيْكُمْ‏ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ‏-»

«به جان خودم، اين شتر، باردار است، پس به اندازه اي که بچه اش متولد شود، منتظر بمانيد. سپس قدحي پر از خون تازه و سمّي نابودکننده از آن خواهيد دوشيد. آن گاه باطل‌ انديشان زيان خواهند ديد و آيندگان حاصل آن چه را پيشينيان پايه گذاري کردند، خواهند شناخت. پس از آن به شستن دست از جا‌ن تان آماده شويد و به وقوع فتنه، دل مطمئن داريد و مژده باد شما را به شمشير برّان و سلطه تجاوزگرانه و ظالمانه و آشوب فراگير و استبداد ستمگران؛ به گونه‌اي که نصيب تان اندک و جمع تان پراکنده شود. اي دريغ بر شما! کجا مي رويد؟! همانا [آنچه رخ خواهد داد] بر شما پوشيده شده است. آيا ما مي توانيم شما را بدان چيزي واداريم که از آن کراهت داريد؟»

سخنان عتاب‌آلود و از سوی دیگر روشنگرانه‌ زهرا سلام الله علیها برخی از مردان مهاجر و انصار را به‌منظور پوزش و عذرخواهی به سوی خانه ی علی علیه السلام روانه می سازد، اما این بار نیز فاطمه سلام الله علیها خشم و غضب خود را پنهان نمی کند و خطاب به آنان می فرماید:

«إِلَيْكُمْ عَنِّي فَلَا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذِيرِكُمْ وَ لَا أَمْرَ بَعْدَ تَقْصِيرِكُم»

«از نزدم دور شويد؛ پس از ارتكاب گناه و سهل‏ انگارى، دیگر عذری برای شما نیست.»

  • ملاقات ام سلمه

ملاقات همسر مؤمنه و شایسته پیامبر صلوات الله علیه و آله با سیده ی زنان عالم سلام الله علیها از دیگر دیدارهای حضرت زهرا سلام الله علیها است که در روزهای سخت منتهی به شهادت این بانوی بزرگوار انجام گرفته است. ام سلمه که پس از رحلت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و واقعه ی غصب فدک، وفاداری خویش به اهل بیت عصمت و طهارت را به اثبات رسانیده و مردم را به خاطر عملکرد زشت شان سرزنش نموده است، وقتی به محضر فاطمه سلام الله علیها می رسد، از وضعیت دختر بزرگوار رسول خدا سؤال می کند؛ اما فاطمه سلام الله علیها با جوابی پر معنا و قابل تأمل، درد جانکاه خویش را  آشکار می سازد:

«أَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ فُقِدَ النَّبِيُ‏ وَ ظُلِمَ‏ الْوَصِيُ‏ هُتِكَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ مَنْ أَصْبَحَتْ إِمَامَتُهُ مَقْبَضَةً عَلَى غَيْرِ مَا شَرَعَ اللَّهُ فِي التَّنْزِيلِ وَ سَنَّهَا النَّبِيُّ ص فِي التَّأْوِيلِ وَ لَكِنَّهَا أَحْقَادٌ بَدْرِيَّةٌ وَ تِرَاتٌ أُحُدِيَّةٌ كَانَتْ عَلَيْهَا قُلُوبُ النِّفَاقِ مُكْتَمِنَةً لِإِمْكَانِ الْوُشَاةِ فَلَمَّا اسْتُهْدِفَ الْأَمْرُ أَرْسَلَتْ عَلَيْنَا شَآبِيبَ الْآثَارِ مِنْ مَخِيلَةِ الشِّقَاقِ فَيَقْطَعُ وَتَرَ الْإِيمَانِ مِنْ قِسِيِّ صُدُورِهَا وَ لَبِئْسَ عَلَى مَا وَعَدَ اللَّهُ مِنْ حِفْظِ الرِّسَالَةِ وَ كَفَالَةِ الْمُؤْمِنِينَ أَحْرَزُوا عَائِدَتَهُمْ غُرُورَ الدُّنْيَا بَعْدَ اسْتِنْصَارٍ مِمَّنْ فَتَكَ بِآبَائِهِمْ فِي مَوَاطِنِ الْكَرْبِ وَ مَنَازِلِ الشَّهَادَاتِ»[۲]

«صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم؛ در حالی که پیامبر از دست رفته و وصیّ او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت و عظمت آن کس دریده و نابود شد که بر خلاف حکم خدا در قرآن و سنت پیامبر صلی‌ الله علیه و آله در تأویل قرآن، حق امامتش را غصب کردند و به دیگران سپردند. این گونه برخوردهای خصمانه از کینه توزی های جنگ بدر و خون خواهی کشتگان شان در جنگ احد است که در درون قلب نفاق‌آمیز و اندیشه فتنه‌انگیزشان پنهان بوده است و تاکنون جرأت اظهار آن را نداشتند، تا در آن هنگام که حکومت الهی، بازیچه دست قدرت طلبان گردید، آتش کینه های دیرین شان زبانه کشید و باران مصیبت ها بر ما فرو ریختند و رشته های ایمان را دریدند. نسبت به وعده‌ الهی در حفظ و پاسداری از رسالت و سرپرستی مؤمنان چه زشت عمل کردند؛ افسوس که فریب دنیا را خوردند و در جهت انتقام از پدارن خود که در جنگ های اسلامی کشته شدند، اقدام کردند.»

  • ملاقات عایشه بنت طلحه

عایشه دختر طلحه از زنان سرشناس مدینه، وقتی به دیدار حضرت صدیقه طاهره می آید، با چشمان گریان و اشکبار فاطمه سلام الله علیها روبرو می شود؛ بدین خاطر عرضه می دارد: پدر و مادرم به فدای تان! چه چیز سبب گریه ی شما شده است؟! حضرت زهرا سلام الله علیها نیز شکایت و ناراحتی‌ خویش را با این جملات رسا بیان می نماید:

«أَ سَائِلَتِي عَنْ هَنَةٍ حَلَقَ بِهَا الطَّائِرُ، وَ حَفِيَ بِهَا السَّائِرُ، وَ رَفَعَ إِلَى السَّمَاءِ أَثَراً، وَ رُزِئْتُ فِي الْأَرْضِ خَبَراً، أَنَّ قُحَيْفَ تَيْمٍ وَ أُحْيُوكَ عَدِيٍّ جَارَيَا أَبَا الْحَسَنِ فِي السِّبَاقِ، حَتَّى إِذَا تَقَرَّبَا بِالْخُنَاقِ، أَسَرَّا لَهُ الشَّنَآنَ، وَ طَوَيَاهُ الْإِعْلَانَ، فَلَمَّا خَبَا نُورُ الدِّينِ، وَ قُبِضَ النَّبِيُّ الْأَمِينُ، نَطَقَا بِفَوْرِهِمَا، وَ نَفَثَا بِسَوْرِهِمَا، وَ أَدَلَّا بِفَدَكَ، فَيَا لَهَا لَمِنْ مِلْكٍ، تِلْكَ أَنَّهَا عَطِيَّةُ الرَّبِّ الْأَعْلَى لِلنَّجِيِّ الْأَوْفَى، وَ لَقَدْ نَحَلَنِيهَا لِلصِّبْيَةِ السَّوَاغِبِ مِنْ نَجْلِهِ وَ نَسْلِي، وَ إِنَّهَا لَبِعِلْمِ اللَّهِ وَ شَهَادَةِ أَمِينِهِ، فَإِنِ انْتَزَعَا مِنِّي الْبُلْغَةَ، وَ مَنَعَانِي اللَّمْظَةَ، وَ احْتَسَبْتُهَا يَوْمَ الْحَشْرِ زُلْفَةً، وَ لَيَجِدَنَّهَا آكِلُوهَا سَاعِرَةَ حَمِيمٍ، فِي لَظَى جَحِيمٍ»[۳]

«آيا سؤال مي کني از من درباره شرّ عظيمي که مکتوب آن بر پر مرغان بسته شد و در جهان، پراکنده گشت و پيک هاي سريع و بريدهاي چالاک، خبر آن را به اطراف عالَم رسانيدند و غبار آن تا آسمان برفت و مصيبت آن زمين را فرو گرفت. همانا پست ترينِ قبيله تَيم و خبيث ترين و حيله بازترينِ قبيله عَدي تاختند و رايت مسابقت برافراشتند که بر علي مرتضي پيشي گيرند؛ اما چون کُفو آن حضرت نبودند، ذليل و زبون گشتند؛ چندان که گلوگاه ايشان تنگي گرفت؛ چون بر مرکب آرزو سوار نشدند، بغض و کينه علي را در دل خود پنهان کردند و خصم خويش را به آن حضرت مخفي داشتند و هيبت نبوت، مانع آن ها بود که اظهار بغض خود بنمايند تا آن که نور نبوت، مخفي و چراغ هدایت خاموش گردید و پیغمبر امين از دنیا رفت؛ پس آن چه در دل داشتند، بر زبان آوردند و به مرکب آرزو سوار شده و خصومت خويش آشکار ساختند و به غصب فدک پرداختند. از تعجب بنگريد که چه بسيار ملوک، مالک فدک گشت و از اين به بعد هم مالک شوند، اما به هيچ کس وفا نکند. همانا فدک، عطيه ي خداوند است که به رسول خدا عنايت فرمود؛ آن حضرت نیز آن را به من بخشيد، از برای فرزندان و کودکان گرسنه که از نسل او و اولاد من باشند و اين به حکم خداوند رب العالمين و شهادت روح الامين بود. پس اگر ابوبکر و عمر قطع کردند، معاش طفلان مرا و بازگرفتند، خورش مرا، من از براي اين که اجر و ثوابم به درگاه باري تعالي افزون شود، بر اين ظلم و ستم صبر مي کنم؛ و خراجي که ايشان دریافت کنند، افزون از بقاي طعامي نيست که در زير دندان بماند و البته در قيامت براي غاصبينش چرک و خون و آتش برافروخته و حميم جهنم خواهد بود.»

  •  ملاقات خلیفه ی اول و دوم

با درخواست و اصرار ابوبکر و عمر و سرانجام وساطت امیرالمؤمنین علیه السلام، این دو نیز به عیادت فاطمه سلام الله علیها آمدند؛ اما برخورد صدیقه ی طاهره در بستر بیماری چنان کوبنده و خردکننده است که آنان را به وحشت و هراس می اندازد. علامه ی مجلسی رضوان الله علیه درباره این دیدار که می‌توان از آن با عنوان مجلس رسوایی پیشوایان باطل یاد نمود، نقل می کند:

«دَخَلَ عَلِيٌّ ع عَلَى فَاطِمَةَ ع فَقَالَ لَهَا أَيَّتُهَا الْحُرَّةُ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ بِالْبَابِ يُرِيدَانِ أَنْ يُسَلِّمَا عَلَيْكِ فَمَا تَرَيْنَ قَالَتْ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ افْعَلْ مَا تَشَاءُ فَقَالَ سُدِّي قِنَاعَكِ فَسَدَّتْ قِنَاعَهَا وَ حَوَّلَتْ‏ وَجْهَهَا إِلَى‏ الْحَائِطِ فَدَخَلَا وَ سَلَّمَا وَ قَالا ارْضَيْ عَنَّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْكِ فَقَالَتْ مَا دَعَاكُمَا إِلَى هَذَا فَقَالا اعْتَرَفْنَا بِالْإِسَاءَةِ وَ رَجَوْنَا أَنْ تَعْفِي عَنَّا وَ تُخْرِجِي سَخِيمَتَكِ فَقَالَتْ إِنْ كُنْتُمَا صَادِقَيْنِ فَأَخْبِرَانِي عَمَّا أَسْأَلُكُمَا عَنْهُ فَإِنِّي لَا أَسْأَلُكُمَا عَنْ أَمْرٍ إِلَّا أَنَا عَارِفَةٌ بِأَنَّكُمَا تَعْلَمَانِهِ فَإِنْ صَدَقْتُمَا عَلِمْتُ أَنَّكُمَا صَادِقَانِ فِي مَجِيئِكُمَا قَالا سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ قَالَتْ نَشَدْتُكُمَا بِاللَّهِ هَلْ سَمِعْتُمَا رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي‏ قَالا نَعَمْ فَرَفَعَتْ يَدَهَا إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَتْ اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا قَدْ آذَيَانِي فَأَنَا أَشْكُوهُمَا إِلَيْكَ وَ إِلَى رَسُولِكَ لَا وَ اللَّهِ لَا أَرْضَى عَنْكُمَا أَبَداً حَتَّى أَلْقَى أَبِي رَسُولَ اللَّهِ ص فَأُخْبِرَهُ بِمَا صَنَعْتُمَا فَيَكُونَ هُوَ الْحَاكِمَ فِيكُمَا»[۴]

«حضرت على نزد فاطمه علیهما‌السلام آمد و فرمود: اى بانوى آزاده! فلانى و فلانى آمده اند و می خواهند، سلامى به شما گويند، نظرت چيست؟ فاطمه فرمود: خانه، خانه ی تو است و من همسر تو؛ هر کاری كه مى خواهى انجام ده. حضرت على به فاطمه سلام الله علیهما فرمود: پس مقنعه ات را بر سر بگذار. آن بانو مقنعه خويش را در بر كرد و صورت خود را به سمت ديوار نمود. سپس آنان به حضور آمده و پس از اين كه سلام كردند، به حضرت زهرا گفتند: از ما راضى باش، خداوند از تو راضى باشد؛ فاطمه فرمود: برای چه ‌این جا آمده اید؟ گفتند: ما قبول داريم كه به تو ستم كرديم و تقاضاى عفو و بخشش داريم. فرمود: اگر شما راست مى گوييد، اين سؤالی كه مى پرسم را جواب گوييد و من از شما نمی پرسم، مگر این که مي دانم، پاسخش را مى دانيد. اگر جواب مرا درست گفتيد، يقين دارم براى مطلبى كه گفتيد، آمده ايد. گفتند: آن چه در نظر دارى بپرس. فرمود: شما را به خداوند سوگند مى دهم، آيا شنيديد كه پيغمبر خدا ‏فرمود: فاطمه پاره تن من است، كسى كه او را اذيّت كند، مرا اذيّت كرده است. گفتند: بله؛ آن حضرت دست خود را به سوى آسمان بلند كرده، عرضه داشت: پروردگارا! اين دو مرا اذيّت كردند، من شكايت ايشان را به تو و به پيامبرت مى كنم!! نه؛ به خدا سوگند، من هرگز از شما راضى نخواهم شد تا اين كه پدر بزرگوارم‏ را ملاقات نمایم و او را از ظلم و ستمى كه به من روا داشتید، آگاه نمايم، پس او درباره شما قضاوت نمايد.»

وصیت ها و شکوه ها

وصایا و سفارشات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها اگر چه دربردارنده ابعاد مختلف و متعدد است، اما شکایت و اعتراض، مهم ترین و بارزترین امری است که در آن به چشم می خورد؛ به گونه ای که وصایای این بانوی معظمه را می توان با همین وبژگی شناخت و مورد بررسی قرار داد. سیده ی زنان عالم از آخرین فرصت ها و دقایق عمر بهره می گیرد تا نه تنها حقانیت علی بن ابی طالب علیهما‌السلام را در نزد مردم عصر خویش به اثبات رساند، بلکه آیندگان را نیز متوجه این حقیقت نماید که چگونه حق ولیّ خدا پایمال خواسته های بی ارزش و دشمنی عده ای پست و حقیر قرار گرفت؛ و همین مطلب است که سخن فاطمه سلام الله علیها را به ماندگارترین وصیت تاریخ تبدیل می سازد.

  • وصایایی درباره همسر و فرزندان

ابابصیر در روایتی که به وصایای مالی صدیقه طاهره سلام الله علیها و موقوفات آن حضرت، اختصاص یافته، می گوید: امام باقر علیه السلام خطاب به من فرمودند: آیا وصیت فاطمه سلام الله علیها را برای تو نخوانم؟ من به ایشان عرض کردم: بخوانید. پس حضرت جعبه ی کوچکی را بیرون آورده و از آن نامه ای خارج نموده و خواندند:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص أَوْصَتْ بِحَوَائِطِهَا السَّبْعَةِ الْعَوَافِ وَ الدَّلَالِ وَ الْبُرْقَةِ وَ الْمِيثَبِ وَ الْحَسْنَى وَ الصَّافِيَةِ وَ مَا لِأُمِّ إِبْرَاهِيمَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَإِنْ مَضَى عَلِيٌّ فَإِلَى الْحَسَنِ فَإِنْ مَضَى الْحَسَنُ فَإِلَى الْحُسَيْنِ فَإِنْ مَضَى الْحُسَيْنُ فَإِلَى الْأَكْبَرِ مِنْ وُلْدِي شَهِدَ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ الزُّبَيْرُ بْنُ الْعَوَّامِ وَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.[۵]

«به نام خداوند بخشنده ی مهربان. این چیزی است که فاطمه دختر محمد رسول خدا صلوات الله علیه و آله وصیت نموده است. او درباره باغ های دیوار کشیده ی هفت گانه ی عَواف و دَلال و بُرقَه و مِیثَب و حَسنی و صافِیه و مشربه ی ام‌ابراهیم وصیت می کند که در اختیار علی بن ابی طالب علیه السلام است و هرگاه علی از دنیا رفت، در اختیار حسن و پس از حسن، برای حسین و پس از حسین، برای بزرگترینِ فرزندانم؛ و خداوند بر این امر گواه است و مقداد‌بن اسود و زییر‌بن عوام؛ و علی بن ابی طالب آن را نوشت.»

هم چنین در وصیتی با علم و معرفت به این که باید کسی همسرش را در امور خانه یاری نماید و نیازهای عاطفی فرزندانش را برطرف سازد، از امیرالمومنین علیه السلام می خواهد، با أمامه ازدواج نماید؛

«يَا ابْنَ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ أُوصِيكِ أَوَّلًا أَنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدِي بِابْنَةِ أُخْتِي‏ أُمَامَةَ فَإِنَّهَا تَكُونُ لِوُلْدِي مِثْلِي فَإِنَّ الرِّجَالَ لَا بُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّسَاءِ»[۶]

«ای پسر عموی رسول خدا! به تو وصيّت مى كنم، با دختر خواهرم ازدواج نمايى، زيرا او براى فرزندانم نظير خودم هست؛ و مردان چاره‌ای جز اختیار همسر ندارند.»

و نیز محبت و توجه به فرزندانش را از علی علیه ا‌لسلام درخواست می نماید؛

«أَنَا أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ تَعَالَى وَ أُوصِيكَ فِي وُلْدِي خَيْراً ثُمَّ ضَمَّتْ إِلَيْهَا أُمَّ كُلْثُومٍ فَقَالَتْ لَهُ إِذَا بَلَغَتْ فَلَهَا مَا فِي الْمَنْزِلِ»

«من تو را به خدای متعال می سپارم و سفارش می کنم به نیکی درباره ی فرزندانم. سپس ام کلثوم را در آغوش گرفته و فرمودند: برای اوست آن چه در منزل قرار دارد، هنگامی که بزرگ شود.»

  •  وصایایی برای خویشتن

یکی از نگرانی های‌ فاطمه سلام الله علیها آن است که در هنگام انتقال اموات به سوی قبر، برجستگی‌ بدن‌ آنان مشخص می شود؛ بدین جهت سفارش می نماید، در هنگام تشییع، پوششی بر پیکرش قرار گیرد که حجم بدن آشکار نباشد؛

«أُوصِيكَ يَا ابْنَ عَمِّ أَنْ تَتَّخِذَ لِي نَعْشاً فَقَدْ رَأَيْتُ الْمَلَائِكَةَ صَوَّرُوا صُورَتَهُ فَقَالَ لَهَا صِفِيهِ لِي فَوَصَفَتْهُ فَاتَّخَذَهُ لَهَا فَأَوَّلُ نَعْشٍ عُمِلَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ذَاكَ وَ مَا رَأَى أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا عَمِلَ أَحَدٌ»[۷]

«ای پسر عمو! سفارش می کنم، تابوتی برایم آماده ساز که فرشتگان، تصویرش را نشانم داده اند؛ علی فرمود: اوصاف آن را بیان نما و فاطمه ویژگی اش را مطرح ساخت. علی علیه السلام نیز آن را آماده نمود. این تابوت، اولین تابوتی است که بر روی زمین به‌کار گرفته شد؛ در گذشته کسی آن را ندیده و درست نکرده بود.»

عجیب این جاست، بانویی چنین خواسته ای را بر زبان می آورد که از جسم مطهره اش چیزی باقی نمانده و تشییع پیکرش نیز در تاریکی شب و به صورت مخفیانه انجام می پذیرد.

خواسته ی دیگر فاطمه از علی علیه السلام نشستن در کنار قبر و خواندن قرآن برای اوست؛ چنان‌که امام صادق علیه السلام در ضمن وصایای فاطمه سلام الله علیها به این مسأله تصریح می نمایند؛

«إِنَّ فَاطِمَةَ ع لَمَّا احْتُضِرَتْ أَوْصَتْ عَلِيّاً ع فَقَالَتْ إِذَا أَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ أَنْتَ غُسْلِي وَ جَهِّزْنِي وَ صَلِّ عَلَيَّ وَ أَنْزِلْنِي قَبْرِي وَ أَلْحِدْنِي وَ سَوِّ التُّرَابَ عَلَيَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَأْسِي قُبَالَةَ وَجْهِي فَأَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهَا سَاعَةٌ يَحْتَاجُ‏ الْمَيِّتُ‏ فِيهَا إِلَى أُنْسِ الْأَحْيَاءِ»[۸]

همانا فاطمه سلام الله علیها به هنگام احتضار به علی علیه السلام وصیت نموده و گفت: خودت من را غسل ده و تجهیز نما و بر بدنم نماز گزار و در قبر وارد کن و آن را بپوشان و بر سر قبر و در مقابل صورتم بنشین؛ پس زیاد قرآن و دعا بخوان، زیرا میّت در این لحظات به انس و ارتباط با زندگان نیاز دارد.»

  • وصیت ماندگار

در بین وصایای صدیقه طاهره، خواسته ای که ذهن حقیقت جویان عالَم را به خود مشغول نموده و محققان اهل سنت را به اعتراف واداشته، مطالبی است که درباره کیفیت غسل، تکفین، نماز و تدفین خویش بیان داشته اند. حضرت زهرا سلام الله علیها در این زمینه به همسر خویش وصیت می کند:

«أُوصِيكَ أَنْ لَا يَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِي مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ ظَلَمُونِي وَ أَخَذُوا حَقِّي فَإِنَّهُمْ عَدُوِّي وَ عَدُوُّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَا تَتْرُكُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ ادْفِنِّي فِي اللَّيْلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُيُونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَار»[۹]

«سفارش می کنم تو را که هیچ یک از کسانی که بر من ظلم روا داشته و حقم را ربودند، بر جنازه ام حاضر نشوند؛ همانا آنان دشمن من و دشمن رسول خدا صلوات الله علیه و آله هستند و اجازه مده، هیچ کدامِ آنان و پیروان شان بر پیکرم نماز بخوانند و شبانه مرا به خاک سپار؛ زمانی که چشم ها از حرکت ایستاده و به خواب می رود.»

و در نهایت، مظلومانه ترین و غریبانه ترین وصیت خویش را بر زبان جاری می سازد و از همسرش تقاضا می کند، قبرم نیز مخفی بماند؛

«یا علی غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَی وَ ادْفِنِّی بِاللَّیلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً»[۱۰]

«غسل و کفن کردن مرا شب، انجام ده و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن نما و هیچ کس را با خبر مکن.»

و با این وصیت آگاهانه و حکیمانه، نه تنها مردمان پیمان شکن و بدکردار زمان خود را از حضور در مراسم تشییع محروم می کند، بلکه سند شکایت و غضب خویش، نسبت به غاصبان خلافت را به دست فرزندان و پیروانش می سپارد تا حقیقت آشکار بماند و کسی توان مخفی کردن آن را نداشته باشد؛ این اقدام فاطمه سلام الله علیها چنان درخشان و فروزان است که وقتی مقامات سعودی به گروهی از شیعیان پیشنهاد احداث گنبد و بارگاه در بقیع برای حضرت زهرا سلام الله علیها را می دهند و این سخن مقامات سعودی به اطلاع برخی از مراجع تقلید هم چون حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله علیه می رسد، این فقیه بزرگوار جوابی روشن و صریح را مطرح می نمایند؛

«اگر تمام علمای اسلام هم با این موضوع موافقت کنند، من یکی مخالفت می کنم و حاضرم در این راه جان خودم را  بدهم … مخفی بودن قبر حضرت زهرا سلام الله علیها سند مظلومیت و حقانیت شیعه است و اگر بنا بود آشکار شود، مثل قبر امیرالمؤمنین علیه السلام آشکار می شد.»[۱۱]

[۱]. الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏۱، ص۱۰۸

[۲]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۴۳ ، ص۱۵۶

[۳]. الأمالي (للطوسي)، النص، ص۲۰۴

[۴]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۲۸، ص۳۰۳

[۵]. الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۷، ص۴۸

[۶]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۴۳، ص۱۹۲

[۷]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۴۳، ص۱۹۲

[۸]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۷۹، ص۲۷

[۹]. بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۴۳، ص۱۹۲

[۱۰]. بحارالانوار ، ج۷۹، ص۲۷

[۱۱]. مصاحبه خبرگزاری فارس با حجت الاسلام سید محمد‌باقر گلپایگانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *