کان خلق رسول الله القران

۲-سبک زندگی دینی در سیره نبوی / اصل معنویت

در حالات معنوی رسول اکرم صلی ‏الله علیه و آله هیچ حالتی به ­مانند لحظات نماز نیست؛ وجود مقدس پیامبر صلوات ‏الله علیه وآله چنان مشتاق اقامه ­ی نماز و عبادت پرودگار بودند که برای آن لحظه ­شماری می ‏کردند…

************************************************************************

پدید آورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

سبک زندگی دینی در سیره نبوی

اصل معنویت

۳- اصل معنویت

بی ­گمان مهم­ ترین اصلی که در زندگی آدمی پشتوانه ­‏ی اصول دیگر است و حیات حقیقی بر محور آن استوار می ­گردد، اصل معنویت می ­باشد؛ امری که یاد خداوند، دین و اخلاق را در زندگی انسان جاری و حاکم می‏ سازد.

قرآن کریم در سوره ‏ی مبارکه ‏ی نور، در مقام بیان ویژگی خانواده ­ی برتر و ممتاز می ­فرماید:

«فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ»[۱]

«در خانه هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آن­ ها رفعت‏ يابد و نامش در آن ­ها ياد شود، در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مى ‏كنند، مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا مشغول نمى‏ دارد»

خانه‏ و کاشانه‏ ای که ستون ­های آن با نام و یاد خدا برقرار و مستحکم گردیده است، جایی برای ورود و حضور شیطان نخواهد بود و زندگی دنیوی، زنان و مردانی که در این محیط پرورش می ‏یابند را از یاد خدا غافل نمی ‏سازد.

پرتوی از معنویت پیامبر اعظم (ص)

معنویت در زندگی رسول اکرم صلی ‏الله علیه و آله که در نماز، دعا، استغفار، توکل، توسل و نیز رفتار و کردار آن حضرت تجلی یافته است، منبعی حیات‏ بخش می ‏باشد که از درخشندگی‏ و نورافشانی آن، عالم هستی روشن و منوّر گردیده است. آن‏چه در ادامه می‏ آید، پرتوی است از این نورانیت و زیبایی بی ‏مانند:

  • یاد خدا

امام حسن مجتبی علیه ­السلام درباره‏ ی حالت ذکر و یاد خدا در زندگی حضرت رسول صلوات ‏الله علیه و آله می ­فرماید:

«كانَ صلی ­الله علیه و آله لا يَجلِسُ‏ و لا يَقُومُ إلا على‏ ذِكر»[۲]

«رسول خدا صلی ­الله علیه و آله در جایی نمی ­نشست و برنمی­ خاست مگر با ذکر و یاد خدا»

اگر‏چه در این زمینه باید به دستور خداوند متعال نیز توجه داشت که در آیاتی از قرآن کریم خطاب به ایشان می‏ فرماید:

«إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»[۳]

«در حقيقت ما به زودى بر تو گفتارى گران ­بار القا مى ‏كنيم»

مأموریت سخت و سنگینی که در سوره‏ ی مبارکه‏ ی انشراح و مزمل، این ­گونه توصیف گردیده است:

«الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ»[۴]

«[بارى] كه [گويى] پشت تو را شكست»

«إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا»[۵]

«[و] تو را در روز آمد و شدى دراز است»

 و به ‏دنبال آن، بیان اموری که می‏ تواند اجرای این مسئولیت سنگین را ضامن گردد­؛ ذکر، تهجد و تلاوت قرآن.

«وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا»[۶]

«و نام پروردگار خود را ياد كن و تنها به او بپرداز»

«وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا»[۷]

«و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو [به منزله] نافله ‏اى باشد. اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند»

«قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»[۸]

«به پا خيز شب را مگر اندكى، نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه يا بر آن [نصف] بيفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان»

که درسی آموختنی برای همگان است، تا بدانیم انجام کارهای روزانه و نیز مشکلات زندگی، پشتوانه ­ای قوی و مستحکم همچون معنویت شب­ هنگام را می ­طلبد و بدون آن، موفقیتی حاصل نخواهد شد.

  • به هنگام نماز

 در حالات معنوی رسول اکرم صلی ‏الله علیه و آله هیچ حالتی به ­مانند لحظات نماز نیست؛ وجود مقدس پیامبر صلوات ‏الله علیه وآله چنان مشتاق اقامه ­ی نماز و عبادت پرودگار بودند که برای آن لحظه ­شماری می ‏کردند:

«کانَ النَّبِیُّ صلی ­الله علیه و آله یَنتَظِرُ وَقتَ الصَّلاةِ وَ یَشتَدُّ شَوقُهُ وَ یَتَرَقَّبُ دُخُولَهُ»[۹]

«رسول خدا صلی­ الله علیه و آله مشتاقانه انتظار وقت نماز را می ­کشید و بر ورود به آن مراقبت می ­نمود»

خصیصه ‏ای که یکی از همسران رسول خدا صلوات ‏الله علیه و آله نیز به آن تصریح نموده است:

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی ­الله علیه و آله يُحَدِّثُنَا وَ نُحَدِّثُهُ‏ فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَكَأَنَّهُ لَمْ يَعْرِفْنَا وَ لَمْ نَعْرِفْه‏‏»[۱۰]

«پيامبر صلي ­الله عليه و آله با ما مشغول صحبت بود، هنگامي كه وقت نماز مي ‏رسيد، گويا هرگز ما را نمي شناسند و ما هم او را نمي ­شناسيم»

و خشوع و انابه ­‏ای که سراسر وجود آن‏ حضرت صلی ­الله علیه و آله را در بر می ­گرفت:

«كَانَ النَّبِيُّ صلی­ الله علیه و آله إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ يَرْبَدُّ وَجْهُهُ‏ خَوْفاً مِنَ‏ اللَّهِ‏ تَعَالَى‏»[۱۱]

«پيامبر خدا صلّي الله عليه و آله، هر گاه به نماز مي ­ايستادند، رنگ رخسارش از خوف خداوند تغيير مي ‏كرد»

و جسم مبارکش را به مانند پارچه ­ای افتاده بر زمین می ‏ساخت:

«إِنَّ النَّبِيَّ صلی ­الله علیه و آله كَانَ إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ كَأَنَّهُ‏ ثَوْبٌ‏ مُلْقًى‏»[۱۲]

«همانا پيامبر صلّي ­الله عليه و آله هرگاه به نماز مي ­ايستاد، گويا جامه ­اي پهن شده به روي زمين بود»

هم‏چنین به سبب طولانی شدن قیام‏، پاهای حضرت ورم می ‏کرد:

«حَتى‏ تَتَورَمَ‏ قَدَماه‏»[۱۳]

«تا حدی که پاهایش ورم می کرد»

با این ‏حال در جماعت، نماز را به سرعت پایان می ‏بخشید تا مبادا کسی اذیت شود. یک روز نماز جماعت را به سرعت به پایان برد. عرض کردند: امروز نماز را بسیار کوتاه برگزار کردید؟! فرمودند: مگر صدای کودک را نشنیدید که چگونه گریه می ­کرد؟!

و نیز روایت ذیل:

«لَيَسْمَعُ بُكَاءَ الصَّبِيِّ فَيُخَفِّفُ مَخَافَةَ أَنْ تُفْتَنَ أُمُّهُ‏»[۱۴]

«تا صدای گریه بچه ‏ای را می شنید، نماز را کوتاه می ‏کرد تا مادرش مضطرب نگردد»

  • گریه و اشک

در سیره‏ ی ­رسول خدا صلوات ­الله علیه و آله گریستن از خوف الهی نیز بسیار نقل گردیده است. امام حسین علیه ‏السلام درباره جد بزرگوارشان چنین می ­گوید:

«كَانَ يَبْكِي صلی ­الله علیه و آله حَتَّى‏ يَبْتَلَ‏ مُصَلَّاهُ‏ خَشْيَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَيْرِ جُرْم‏»[۱۵]

«رسول خدا صلى الله علیه وآله، با این که جرم و گناهی نداشت، اما از خوف خداوند چنان در نماز مى ­گریست که مکان اقامه ­ی نماز، خیس مى ­شد»

امام صادق علیه ­السلام نیز می ­فرماید:

«وَ كَانَ صلی ­الله علیه و آله يَبْكِي‏ حَتَّى‏ يُغْشَى‏ عَلَيْهِ‏ فَقِيلَ لَهُ أَ لَيْسَ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ‏ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ قَالَ أَ فَلَا أَكُونُ عَبْداً شَكُور»[۱۶]

«پیامبر صلی ­الله علیه و آله ­چنان گریه می­ کرد ‏که از حال می ­رفت، به ایشان عرض شد: مگر خداوند گناهان گذشته و آینده شما را نبخشیده است؟! فرمودند: آیا بنده ‏ی شکر­گزار نباشم؟»

  • انس با قرآن

پیامبر صلوات ‏الله علیه و آله که قرآن را موهبتی الهی می ‏داند،

«أُعْطِيتُ خَمْساً لَمْ يُعْطَهَا أَحَدٌ قَبْلِي جُعِلَتْ لِي ‏الْأَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً وَ نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ وَ أُحِلَّ لِيَ الْمَغْنَمُ‏ وَ أُعْطِيتُ جَوَامِعَ الْكَلِمِ‏ وَ أُعْطِيتُ الشَّفَاعَة»[۱۷]

«پنج چیز به من عطا شده است که به هیچ پیامبری قبل از من داده نشده است، زمین را برای من مسجد و طهور قرار داد، با ترسیدن دشمنان یاری شدم، غنائم برای من حلال شد و قرآن به من عطاء شد و شفاعت امتم به من داده شد»

به تکلیف خویش در مورد تلاوت قرآن اشاره نموده و می ­­فرمایند:

«انَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ»[۱۸]

«من مأمورم كه تنها پروردگار اين شهر را كه آن را مقدس شمرده پرستش کنم و هر چيزى از آن اوست و مأمورم كه از مسلمانان باشم و اين ­كه قرآن را بخوانم»

وظیفه و تکلیفی که خداوند متعال بر دوش حضرت نهاده و مکلف به انجام آن ساختند:

«وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»[۱۹]

«و قرآن را شمرده شمرده بخوان»

اگر چه وجود نورانی آن­ حضرت صلی ­الله علیه و آله آیینه ‏ی تمام ­نمای معارف قرآن بودند؛ بلکه مقام ‏شان فراتر از حقیقت قرآن بود.

از عایشه نقل گردیده است:

«كانَ‏ خُلقُه‏ القُرآنَ‏»[۲۰]

«اخلاق و رفتار پیامبر صلی‏ الله علیه و آله، قرآن بود»

  • توبه، استعاذه و استغفار

استغفار، استعاذه و طلب توبه از اموری است که لحظه لحظه ­ی زندگی رسول خدا صلی ­الله علیه و آله را در بر‏گرفته است؛ چنا­ن ­چه از فرزندشان امام صادق علیه ­السلام نقل شده است:

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فِي‏ كُلِ‏ يَوْمٍ‏ سَبْعِينَ‏ مَرَّة»[۲۱]

«پیامبر صلی ­الله علیه و آله در هر روز هفتاد بار توبه می ­کرد»

این امام عظیم ‏الشأن و بلند مرتبه در بیانی دیگر می ­فرمایند:

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی ­الله علیه و آله يَتَعَوَّذُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ سِتِّ خِصَالٍ مِنَ‏ الشَّكِ‏ وَ الشِّرْكِ‏ وَ الْحَمِيَّةِ وَ الْغَضَبِ وَ الْبَغْيِ وَ الْحَسَدِ»[۲۲]

«رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله در هر روز از شش چيز به خدا پناه مى ‏برد، از شك، شرك، پایبند بودن به رسوم و عادات جاهلانه، خشم، ستم و حسد»

آن حضرت، همچنین پس از انجام هر نماز به درگاه خداوند متعال عرضه می ‏داشتند:

«اللّهمّ إنّي أعوذ بك من البخل، و أعوذ بك من الجبن، و أعوذ بك من أن اردّ إلى أرذل العمر، و أعوذ بك من فتنة الدنيا، و أعوذ بك من عذاب القبر»[۲۳]

«بار خدايا! به تو پناه مى برم از بخل و به تو پناه مى برم از بُزدلى و به تو پناه مى برم از اين كه به فروترين روزهاى زندگى (پيرى و فرتوتى) باز گردانده شوم و به تو پناه مى برم از فتنه گرى دنيا و به تو پناه مى برم از عذاب قبر»

مطلبی که از حفص بن بختری این ‏طور نقل شده است:

«إِنَّ رَسُولَ اللَّه‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يَقُولُ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ- اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْكَسَلِ وَ الْبُخْلِ وَ الْجُبْنِ وَ ضَلَعِ الدَّيْنِ وَ غَلَبَةِ الرِّجَال‏»[۲۴]

«پيامبر صلّى‏ اللّه علیه و آله بعد از نماز صبح می­ فرمودند: خدايا، همانا من به تو پناه مى ‏برم از غم و اندوه و ناتوانى و كاهلى و بخل و بزدلى و سنگينىِ كمر شكنِ بارِ قرض و چيرگىِ مردمان (بر اثر هرج و مرج)»

‏ و یا این ادعیه که از آن حضرت انشاء گردیده است:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لَا يَخْشَعُ وَ مِنْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لَا يُسْمَعُ»[۲۵]

«خدایا به تو پناه می­ برم از دانشى كه سود نبخشد و دلى كه خاشع نباشد و جانى كه سير نگردد و دعايى كه شنيده نشود»

«اللّهمّ إنّي أعوذ بك من غلبة الدّين و غلبة العدوّ، و شماتة الأعداء»[۲۶]

«بار خدايا، از چيرگى قرض و چيرگى دشمن و دشمن شاد شدن به تو پناه مى ‏برم»

  • توکل و استمداد از خداوند

پناه بردن به حریم امن الهی و مدد گرفتن از خداوند متعال در لحظات مختلف زندگی، به ‏ویژه در سختی ‏ها و دشواری ‏‏های طاقت ‏فرسا از ویژگی­ ها و خصائصی است که روح و جان رسول مکرم اسلام صلی ­الله علیه و آله بدان آراسته‏ می ‏باشد.

«کانَ رَسُولُ الله صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه، فَرَأَوْا مِنَ الْمُسْلِمِينَ غِرَّةً، فَجَاءَ رَجُلٌ حَتَّى قَامَ عَلَى رَأْسِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالسَّيْفِ، فَقَالَ: مَنْ يَمْنَعُكَ مِنِّي؟ قَالَ: اللَّه، قَالَ  فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ، قَالَ: فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ السَّيْفَ فَقَالَ: مَنْ يَمْنَعُكَ مِنِّي ؟ قَالَ: كُنْ خَيْرَ آخِذٍ ، قَال: تَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ؟ قَالَ: لا، وَ لَكِنْ أُعَاهِدُكَ عَلَى أَنْ لا أُقَاتِلَكَ، وَ لا أَكُونُ مَعَ قَوْمٍ يُقَاتِلُونَكَ، فَخَلَّى سَبِيلَهُ، فَأَتَى أَصْحَابَهُ وَ قَالَ: جِئْتُكُمْ مِنْ عِنْدِ خَيْرِ النَّاسِ»[۲۷]

«[در غزوه غطفان پیامبر صلی ‏الله علیه و آله برای شستن لباس و استراحت، مقداری از مسلمانان فاصله گرفته و در سایه درختی استراحت نمودند. ناگهان باران و سیلی جاری شد، به‏ گونه ‏ای که رودی ‏ پر آب، بین پیامبر صلی ‏الله علیه و آله و مسلمانان فاصله انداخت] رئیس قبیله که مردی شجاع بود، خود را با شمشیر برهنه بالای سر پیامبر رساند و گفت: چه کسی است که تو را از دست من نجات دهد؟ حضرت فرمود: خداوند. ناگهان شمشیر از دست مرد افتاد. پیامبر صلی ‏الله علیه و آله شمشیر را برداشته و فرمود: اکنون چه کسی است که جان تو را نجات دهد؟ عرض کرد: بزرگواری تو. پیامبر نیز او را بخشید. آن مرد شهادتین بر زبان جاری کرد و گفت: نه با تو می ‏جنگم و نه با تو خواهم بود و نه با کسانی خواهم بود که با تو بجنگند؛ سپس راه خود را گرفت و نزد قومش برگشت و به قوم خود گفت: از نزد بهترین و بزرگوارترین مردم آمده ‏ام»

امیرالمؤمنین علیه ­السلام نیز در روایتی استمداد جستن پیامبر صلی ­الله علیه و آله از خداوند متعال را این ­گونه بیان فرموده ‏اند:

«يَقُولُ: اللَّهُمَّ أَنْتَ‏ عِصْمَتِي‏ وَ نَاصِرِي‏ وَ مَانِعِي اللَّهُمَّ بِكَ أَحُولُ وَ بِكَ أُقَاتِلُ»[۲۸]

«[پیامبر صلی ‏الله علیه و آله] عرضه می ­داشت: خدايا، تو نگهدارنده و يار و ياور من هستى. خدايا، به كمك تو يورش مى ­برم و با يارى تو مى ­جنگم»

آن‏ حضرت، هم‏ چنین می ­فرمایند:

«لَمَّا كَانَ يَوْمُ بَدْرٍ قَاتَلْتُ شَيْئاً مِنْ قِتَالٍ ثُمَّ جِئْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَنْظُرُ مَا صَنَعَ فَإِذَا هُوَ سَاجِدٌ يَقُولُ‏ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ ثُمَّ رَجَعْتُ فَقَاتَلْتُ ثُمَّ جِئْتُ فَإِذَا هُوَ سَاجِدٌ يَقُول ‏ذَلِكَ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيْه‏‏»[۲۹]

«در روز جنگ بدر، کار­زار کرده و به خدمت رسول اکرم صلی ­الله علیه و آله آمدم؛ حضرت را در حال سجده دیدم که می ‏‏گفت: «یا حیّ، یا قیّوم». سپس به سمت کارزار رفته و دوباره برگشتم؛ رسول خدا صلی ­الله علیه و آله را دیدم که در حالت سجده می ‏گفت: «یا حیّ، یا قیّوم» پس خداوند، فتح و پیروزی را به ایشان کرامت فرمود»

  • دعا به درگاه خداوند

در سیره آن‏ حضرت آمده است، دعایی مستمر و همیشگی به درگاه خداوند متعال داشتند:

«كانَ رَسُولُ اللّه صلّى ‏اللّهُ عَليهِ و آلِهِ كَثيرُ الضَراعِة و الاِبتِهالِ إلى اللّهِ تَعالى، دائِمُ السُؤالِ مِنَ اللّهِ تَعالى، أَن يُزَيِّنَه بِمَحاسِنِ الادابِ وَ مَكارِمِ الأَخلاقِ، فَكانِ يَقُولُ في دُعائِهِ: «اللهُمّ حَسِّن خُلقى» وَ يَقُولُ: «اللّهُمّ جَنُّبني مُنكَراتِ الأَخلاقِ‏»[۳۰]

«رسول الله ­صلی ­الله علیه و آله براى حسن خلق خویش و دور شدن از اخلاق ناپسند به صورت مستمر دعا و تضرع به در­گاه خداوند مى ­کرد و می‏ گفت: خدایا اخلاقم را خوش بگردان؛ و عرضه ­می ­داشت: خدایا مرا از اخلاق بد و ناپسند دور فرما»

امام صادق علیه­ السلام دعای پیامبر صلی ­الله علیه و آله در نیمه ­های شب را از زبان ام­ سلمه این ‏طور نقل کرده ‏اند:

«فَفَقَدَتْهُ‏ مِنَ‏ الْفِرَاشِ‏ فَدَخَلَهَا فِي ذَلِكَ مَا يَدْخُلُ النِّسَاءَ فَقَامَتْ تَطْلُبُهُ فِي جَوَانِبِ الْبَيْتِ حَتَّى انْتَهَتْ إِلَيْهِ وَ هُوَ فِجَانِبٍ مِنَ الْبَيْتِ قَائِمٌ رَافِعٌ يَدَيْهِ‏ يَبْكِي وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ لَا تَنْزِعْ مِنِّي‏صَالِحَ مَا أَعْطَيْتَنِي أَبَدا اللَّهُمَّ لَا تُشْمِتْ بِي عَدُوّاً وَ لَا حَاسِداً أَبَداً اللَّهُمَّ وَ لَا تَرُدَّنِي فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِي مِنْهُ أَبَداً اللَّهُمَّ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً قَالَ فَانْصَرَفَتْ أُمُّ سَلَمَةَ تَبْكِي حَتَّى انْصَرَفَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِبُكَائِهَا فَقَالَ لَهَا مَا يُبْكِيكِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ فَقَالَتْ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ لِمَ لَا أَبْكِي وَ أَنْتَ بِالْمَكَانِ الَّذِي أَنْتَ بِهِ مِنَ اللَّهِ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ‏ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ تَسْأَلُهُ أَنْ لَا يُشْمِتَ بِكَ عَدُوّاً أَبَداً وَ أَنْ لَا يَرُدَّكَ فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذَكَ مِنْهُ أَبَداً وَ أَنْ لَا يَنْزِعَ مِنْكَ صَالِحاً أَعْطَاكَ‏ أَبَداً وَ أَنْ لَا يَكِلَكَ إِلَى نَفْسِكَ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً فَقَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ وَ مَا يُؤْمِنُنِي وَ إِنَّمَا وَكَلَ اللَّهُ يُونُسَ بْنَ مَتَّى إِلَى نَفْسِهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ كَانَ مِنْهُ مَا كَان‏»[۳۱]

«ام سلمه در نيمه ‏هاي شب بستر آن حضرت را خالي ديد، فكرى به خاطرش گذشت كه معمولاً از فكر زنان مى ­گذرد و به دنبال پيامبر گشت و ایشان را در گوشه ­اي از خانه ديد، در حالي که دست ­هاي مبارکش را بلند کرده، مي­ گريد و چنين دعا مي ­کند: خدايا، از من نستان هيچ­ گاه تمام خيرات و خوبي ­هايي که عنايت کرده ‏اي. خدايا دشمنان و رشک­ ورزان مرا، شادکام مکن. خدايا، در بدي ­هايي که مرا از آن نجات دادي، ديگر واردم مساز. خدايا به اندازه چشم بر هم زدني، مرا به حال خود وامگذار. ام سلمه با ديدن اين صحنه و در حالي که مي ­گريست، بازگشت؛ اما صداي گريه‏، رسول خدا را متوجه او ساخت. حضرت خود را به ام ­سلمه رسانید و پرسيدند: چرا گريه مي­ کني؟ در پاسخ گفت: پدر و مادرم فداي تو باد، اي رسول خدا، چرا نگريم و حال آن که تو با آن مقام و شأن شامخي که در نزد خدا داري، اين­ چنين دست به دعا برداشته و گريه مي­ کني و آن جملات را بر زبان جاري مي­ نمايي. پیامبر فرمودند: اي ام‏ سلمه، چه چيز مرا در امن و نجات قرار دهد و حال آن ‏که يونس بن متی، لحظه­ اي به خود واگذار شد و برايش پيش آمد، آن­ چه پيش آمد»

  • شکر به درگاه خداوند

شکر به درگاه ربوبی در حالات و شرائط مختلف از دیگر ویژگی ‏های رسول اعظم صلی ­الله علیه و آله می ‏باشد.

امام صادق علیه ‏السلام در این ‏باره می ‏فرمایند:

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ­ صلی ­الله علیه و آله إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرٌ يَسُرُّهُ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى هَذِهِ النِّعْمَةِ وَ إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ‏ أَمْرٌ يَغْتَمُ‏ بِهِ قَالَ- الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَال‏»[۳۲]

«هر گاه امری رسول­ خدا صلى­ الله عليه و آله را شادمان و مسرور مي‌ ساخت، مي ‌فرمود: خدا را شكر بر اين نعمت و چون پيش آمدى مي ‌كرد كه او را اندوهگين مي ‌نمود، مي‌ فرمود: خدا را شكر در هر حال»

[۱]. نور/۳۶

[۲]. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۱، ص۳۱۸

[۳]. مزمل/۵

[۴]. انشراح/۳

[۵]. مزمل/۷

[۶]. مزمل/۸

[۷]. اسراء/۷۹

[۸]. مزمل/۲و۳و۴

[۹]. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۱، ص۳۱۸

[۱۰]. بحار الأنوار، ج‏۶۷، ص۴۰۰

[۱۱]. بحار الأنوار، ج۸۱، ص۲۴۸

[۱۲]. بحار الأنوار، ج۸۱، ص۲۴۸

[۱۳]. مصباح الشريعة، ص۱۷۰

[۱۴]. فضایل الخمسه، ج۱، ص۱۴۲

[۱۵]. سنن النبی،۳۲

[۱۶]. بحار الأنوار، ج‏۱۷، ص۲۵۷

[۱۷]. من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۴۰٫

[۱۸]. نمل/۹۱و۹۲

[۱۹]. مزمل/۴

[۲۰]. رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين، ج‏۱، ص۱۵۸

[۲۱]. الكافي، ج‏۲، ص۴۳۸

[۲۲]. بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۲۸۹

[۲۳]. المحجة البيضاء، ج۲، ص۳۳۱

[۲۴]. من لا يحضره الفقيه، ج‏۱، ص۳۳۵

[۲۵]. منية المريد، ص۲۱۰

[۲۶]. المحجة البيضاء، ج۲، ص۳۳۲

[۲۷]. البدایه والنهایه، ج ۴، ص۸۵

[۲۸]. سنن النبی، ص۸۶

[۲۹]. عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، ص۳۰۱

[۳۰]. سنن النبی، ص۵۹

[۳۱]. بحار الانوار، ج۱۶، ص ۲۱۷

[۳۲]. الكافي، ج‏۲، ص۹۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *