و هر چه كرده اند در كتاب ها[ى اعمال شان درج] است

سه گانه ی حیات/ میزان و نامه ی عمل

آشنایی نسبت به کیفیت میزان و چگونگی اندازه گیری اعمال در عالم آخرت از مباحثی است که از دیرباز در بین محققان دینی و مفسرین قرآن کریم مطرح بوده و نظریات مختلفی درباره ی آن شکل گرفته است که به اهم آن اشاره می گردد…

******************************************************

پدید آورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

 

«سه گانه ی حیات/ میزان و نامه ی عمل»

یکی از موضوعات اساسی در مبحث دادگاه الهی و حسابرسی اعمال، برپایی میزان و اندازه گیری کارهاست که در آیات متعدد قرآن کریم مورد تأکید واقع گردیده است:

«و َنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا»[۱]

«و ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مى نهيم. پس هيچ كس [در] چيزى ستم نمى بيند.»

در سوره ی مبارکه ی اعراف نیز درباره ی آن آمده است:

«وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ»[۲]

«و در آن روز، سنجش [اعمال] درست است.»

حقیقت میزان

آشنایی نسبت به کیفیت میزان و چگونگی اندازه گیری اعمال در عالم آخرت از مباحثی است که از دیرباز در بین محققان دینی و مفسرین قرآن کریم مطرح بوده و نظریات مختلفی درباره ی آن شکل گرفته است که به اهم آن اشاره می گردد:

الف- گروهی میزان را به مانند ترازوهای دنیوی می دانند که دارای دو کفّه است و عمل در یک کفه ی آن قرار می گیرد تا سبکی و یا سنگینی‏ اش معلوم گردد. طرفداران این نظریه به منظور اثبات عقیده ی خویش، علاوه بر تمسک به ظواهر آیات، به برخی از روایات وارده هم چون نقل ذیل تمسک جسته اند:

«أَنَّ دَاوُدَ ع سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ يُرِيَهُ الْمِيزَانَ فَلَمَّا رَأَى غُشِيَ عَلَيْهِ ثُمَّ أَفَاقَ فَقَالَ يَا إِلَهِي مَنِ الَّذِينَ يَقْدِرُ أَنْ يَزِنَ بِمِلْ‏ءِ كِفَّتِهِ حَسَنَاتٍ فَقَالَ يَا دَاوُدُ إِنِّي إِذَا رَضِيتُ‏ عَنْ عَبْدٍ مَلَأْتُهَا بِتَمْرَةٍ»[۳]

«همانا حضرت داوود علیه السلام از خداوند طلب نمود تا ترازوی قیامت را به او نشان دهد؛ اما هنگامی که آن را دید بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، عرضه داشت: خدایا، چه کسی می تواند این کفّه را با حسناتش پر نماید؟! خداوند در پاسخ فرمود: ای داوود؛ همانا وقتی از بنده ی خود راضی شوم، آن را با یک دانه ی خرما (که از روی اخلاص و نیت پاک در راه خدا داده باشد) پر می کنم.»

ب- گروهی دیگر بر این عقیده اند که میزان، عدل الهی است و اعمال انسان ها با آن مقایسه می شود و از ترازو به معنایی که طایفه ی اول بیان کرده اند، خبری نیست؛ زیرا سنجش و اندازه گیری هر چیز با معیاری مشخص صورت می گیرد؛ چنان چه اندازه ی پارچه با متر و میزان دمای هوا به وسیله ی دماسنج و مایعات با واحد لیتر مشخص می گردد؛ بنابر این اندازه گیری اعمال در قیامت نیز با معیار حق و عدل انجام می پذیرد. امری که خداوند متعال در سوره ی مبارکه ی اعراف بر آن تأکید نموده است:

«وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ»[۴]

«و میزان اعمال در آن روز حق است.»

البته بدیهی است، سنجش اعمال با میزان عدل، سختی و دشواری فراوانی را برای بندگان به دنبال خواهد داشت که باید با توسل و تمسک به درگاه ربوبی، گشایش و نجات از آن را طلب نمود و به محضر حضرت حق جلّ جلاله عرضه داشت:

«اَللّهم عامِلْنا بِفَضْلِكَ وَ لا تُعامِلْنا بِعَدْلِكَ»[۵]

«خداوندا؛ با فضل خویش با ما رفتار کن و با عدالت با ما معامله نفرما.»

ج- گروه سوم، میزان را ذوات مقدسه ی معصومین علیهم السلام می دانند؛ نظریه ای که مستند به دلایل نقلی متعددی است و با نظریه ی دوم نیز منافاتی ندارد. امام صادق علیه السلام در ذیل آیه ی کریمه ی

«وَ نَضَعُ‏ الْمَوازِينَ‏ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَة»[۶]

«ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى كنيم.»

در تبیین و تفسیر «موازین قسط» فرموده اند:

«الْأَنْبِيَاءُ و الْأَوْصِيَاءُ عَلَيهِمُ‏السَّلامُ»[۷]

«انبیاء و اوصیاء علیهم‏السلام هستند.»

در روایت دیگری از این امام همام آمده است:

«نَحنُ المَوَازینُ»[۸]

«ما ترازوها هستیم.»

همان‏گونه که در زیارت امیرمؤمنان علیه السلام به محضر آن بزرگوار عرضه می گردد:

«السَّلَامُ عَلَی مِیزَانِ الْأَعْمَالِ»[۹]

«سلام بر ترازوی اعمال.»

انسان ها در برابر میزان

وضعیت بندگان خدا در برابر میزان عمل را نیز می توان در سه گروه ذیل خلاصه نمود:

الف: گروهی که نسبت به انجام واجبات و ترک محرّمات پایبند بوده و در این زمینه کوتاهی نورزیده اند.

به طور قطع برپایی میزان و روبرو شدن با حساب، برای‏ چنین افرادی هیچ گونه سختی و دشواری نخواهد داشت و چنان چه در سطور قبل گذشت، این انسان های پاک و با ایمان به راحتی وارد بهشت می گردند.

ب: گروه دیگر کسانی هستند که به کلی فاقد اعمال صالح هستند و کار با ارزشی در پرونده ی عملشان نیست تا در ترازو و میزان قرار گیرد. این افراد که در سوره ی مبارکه ی کهف با عنوان «أخسرین أعمالا» از آنان نام برده شده است، شامل ستم گران، ظالمان و منافقانی می گردند که محکوم به جهنم و عذاب دردناک اخروی خواهند بود. خداوند متعال در سوره ی کهف درباره ی این دسته از انسان های پست و لئیم می فرماید:

«فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَامَةِ وَزْنًا»[۱۰]

«از اين روى، روز قيامت میزانی براى آن‏ها برپا نخواهيم کرد.»

گرفتاری و حقارتی که دلیل آن چیزی جز حبط و پوچی اعمال‏ نیست؛

«فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا»[۱۱]

«در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براى آن‏ها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد.»

ج: اما اکثر مردم کسانی هستند که نامه ی عملشان مشتمل بر حسنات و سیئات است و فرجام کارشان با میزان مشخص می گردد.

وزن عمل

سعادت و شقاوت افراد، با سنگینی و سبکی اعمال‏، ارتباط مستقیم دارد، زیرا خداوند متعال در آیات سوره ی مبارکه ی قارعه می فرماید:

«فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ * وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ * فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ * وَمَا أَدْرَاكَ مَاهِيَهْ * نَارٌ حَامِيَةٌ»[۱۲]

«اما هر كه سنجيده هايش سنگين برآيد، پس وى در زندگىِ خوشى خواهد بود و اما هر كه سنجيده هايش سبك بر آيد، پس جايش هاويه باشد و تو چه دانى كه آن چيست؟ آتشى است‏ سوزنده.»

حقیقتی که سلمان فارسی رضوان الله علیه این صحابی راستین رسول خدا صلوات‏ الله علیه و آله نیز بر آن تأکید می کند:

«فَإِذَا كَانَ‏ يَوْمُ‏ الْقِيَامَةِ وَ نُصِبَتِ‏ الْمَوَازِينُ‏ فَمَنْ خَفَّ مِيزَانُهُ فَهُوَ اللَّئِيمُ وَ مَنْ ثَقُلَ مِيزَانُهُ فَهُوَ الْكَرِيم‏»[۱۳]

«هنگامی که روز قیامت فرا رسد و ترازوهای سنجش اعمال نصب گردد، هر کس ترازوی عملش سبک باشد، پست و لئیم است و هر کس ترازوی عملش سنگین باشد، شریف و بزرگوار است.»

بدین خاطر در احادیث نورانی پیامبر اعظم صلی ‏الله علیه و آله و نیز کلام گهربار اهل بیت علیهم السلام به انجام کارهایی تأکید می گردد که از ظاهر و باطن زیبایی برخوردار باشد و سنگینی ترازوی اعمال را به دنبال داشته باشد؛ نظیر کارهای ذیل:

  •      ذکر و صبر

از حضرت رسول صلوات الله علیه و آله در حدیثی ارزشمند روایت شده است:

«خَمْسٌ‏ مَا أَثْقَلَهُنَ‏ فِي‏ الْمِيزَانِ‏ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْوَلَدُ الصَّالِحُ يُتَوَفَّى لِمُسْلِمٍ فَيَصْبِرُ وَ يَحْتَسِبُ»[۱۴]

«پنج چیز است که ترازو [ی اعمال] را بسیار سنگین می کند: سُبْحَانَ اللَّهِ و الْحَمْدُ لِلَّهِ و لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ و اللَّهُ أَكْبَرُ و صبر انسان مسلمان و معامله اش ‏با خداوند در مرگ فرزند صالح.»

آن حضرت، هم چنین در تفسیر ذکر شریفه ی «لا اله الّا الله» می فرماید:

«وَ هِيَ كَلِمَةُ التَّقْوَى يُثَقِّلُ‏ اللَّهُ‏ بِهَا الْمَوَازِينَ‏ يَوْمَ‏ الْقِيَام»[۱۵]

«و آن، کلمه ی تقوی است. خداوند به وسیله ی آن، میزان ها را در روز قیامت سنگین می کند.»

هم چنین در این باره از امام معصوم علیه السلام نقل شده است:

«مَا فِي الْمِيزَانِ شَيْ‏ءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»[۱۶]

«در ترازوی اعمال، هیچ چیز سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست.»

  •       حسن خلق

از رسول خدا صلی ‏الله علیه و آله در باب اهمیت و جایگاه حسن خلق نیز نقل شده است:

«مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي الْمِيزَانِ أَثْقَلَ‏ مِنْ‏ حُسْنِ‏ الْخُلُق‏»[۱۷]

«در ترازوی اعمال، چیزی سنگین تر از اخلاق نیکو نیست.»

البته برخی کارها نیز سبب سبکی ترازوی عمل می گردد، نظیر ریا و خودنمایی که امام باقر علیه السلام نسبت به آن فرمودند:

«مَنْ کانَ ظاهِرُهُ أَرْجَحَ مِنْ باطِنِهِ خَفَّ مِیزانُهُ»[۱۸]

«هر کس ظاهرش از باطنش بهتر باشد، میزان عملش در قیامت سبک خواهد بود.»

نامه ی عمل

از لحظات حساس قیامت، هنگامه ی دریافت نامه ی عمل و مشخص گردیدن فرجام آدمی است؛ واقعه ای که در متون دینی از آن با عنوان «تطایر کتب» یاد شده است و پانزده آیه ی قرآن کریم بر تحقق آن دلالت می کند که هر یک نیز مطالب آموزنده‌‏ی فراوانی را در برگرفته است.

  ثبت همه ی اعمال

نامه ی عمل، در بردارنده ی همه ی کارهای خوب و بد آدمی است و چیزی در آن فروگذار نمی گردد؛

«وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ * كُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ»[۱۹]

«و هر چه كرده اند در كتاب ها[ى اعمال شان درج] است و هر خُرد و بزرگى [در آن] نوشته شده است.»

خداوند متعال در سوره ی مبارکه ی کهف به نقل از گنه کاران می فرماید:

«وَ يَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا»[۲۰]

«و مى گويند: اى واى بر ما، اين چه نامه اى است كه هيچ [كار] كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته، جز اين كه همه را به حساب آورده است.»

امام صادق علیه السلام نیز در تفسیر آن می گویند:

«إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ دُفِعَ إلَى الإنسانِ كِتابُه، ثُمَّ قيلَ لَهُ اقرَأهُ. قالَ الرّاوي: قُلتُ: فيَعرِفُ ما فيهِ؟ فقالَ: إنَّهُ يَذكُرُهُ فَما مِن لَحظَةٍ و لا كَلِمَةٍ و لا نَقْلِ قَدَمٍ و لا شَيءٍ فَعَلَهُ إلاّ ذَكَرَهُ؛ كأنَّهُ فَعَلَهُ تِلكَ السّاعَةَ، فلِذلكَ قالوا: يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها»[۲۱]

«چون روز قيامت شود، كارنامه انسان به او داده مى شود و گفته می شود: آن را بخوان. [راوى مى گويد:] عرض كردم: آن چه را در آن كارنامه هست، مى شناسد؟ حضرت فرمود: هيچ نگاهى نكرده و هيچ كلمه اى نگفته و هيچ قدمى برنداشته و هيچ كارى انجام نداده است، مگر اين كه در آن نامه ذكر شده است و او آن ها را به ياد آورد، به طورى كه گويى همان لحظه آن ها را انجام داده است. به همين دليل مى گويند: واى بر ما، اين چه نامه اى است كه هيچ ريز و درشتى را از قلم نينداخته است.»

نامه ای که دارای این مرتبه و درجه از شفافیت است، به طور قطع نیازی به حساب و بررسی نخواهد داشت، زیرا هم چون بیماری که آثار زردی و کسالت در چهره اش مشهود است، بر وضعیت نابسامان انسان گواه است؛ اما با این وضعیت دادگاه الهی برپا می گردد تا بهانه ای برای کسی باقی نماند.

 مراحل ثبت

اعمال و رفتار انسان‏، سه گونه ثبت و نگارش را به خود می بیند که در قیامت نیز بر طبق آن قضاوت می گردد؛ این سه مرحله عبارتند از:

  •     نامه ی فرد

اولین جایی که اعمال مختلف آدمی و جزئیات کارهای او در آن درج می گردد، پرونده ی شخصی انسان است که برای یکایک افراد در نظر گرفته شده است:

«وَ كُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا * اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا»[۲۲]

«و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته ايم و روز قيامت براى او نامه اى كه آن را گشاده مى بيند، بيرون مى آوريم؛ نامه ات را بخوان. كافى است كه امروز خودت حسابرس خود باشى.»

تعبیر «طائر» به معنای پرنده برای نامه ی عمل در آیه ی شریفه، از آن جهت است که اعراب به وسیله ی پرندگان، فال نیک و بد می زدند و با اعتقاد به این که برخی از پرندگان نشانه ی نیک بختی و برخی علامت بدبختی هستند، به هنگام خروج از خانه و روبرو شدن با پرنده ی سعادت، آن را نشانه ی خوش بختی و در صورت مشاهده ی پرنده ی شوم، آن را علامت بداقبالی خویش می دانستند. قرآن کریم در برابر این پندار باطل، عامل خوش بختی و بدبختی را اعمال خود انسان می داند و از مفهومی خرافی و پوچ، این واقعیت را نمایان می سازد که اگر عمل آدمی پسندیده باشد، مایه ی زینت اوست و اگر بد باشد، سبب رسوایی و بی آبروی اش می گردد.

بر اساس آیه ی مبارکه، نامه ی عمل به گردن هر فرد آویزان است و از انسان جدا نمی شود تا هنگامی که قدم به دادگاه الهی می گذارد که در این زمان، پرونده ی انسان گشوده می‏‏شود و او را رسوا می سازد.

  •     پرونده ی امّت ها

امت ها نیز هم چون یکایک افراد، دارای نامه ی عمل هستند و کارهای خوب و بدشان در آن ثبت می گردد:

«كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا»[۲۳]

«هر امتى به سوى كارنامه ی خود فراخوانده مى شود.»

بدین خاطر پرونده ی انسان در ضمن عملکرد امتش در نظر گرفته می شود که باید نسبت به آن پاسخ گو باشد.

  •     کتابی جامع

هم چنین نامه‏ و کتابی جامع وجود دارد که اعمال همه ی امّت ها از اوّلین و آخرین در آن ثبت می گردد؛

«وَ وُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ»[۲۴]

«و كارنامه ی [عمل در ميان] نهاده مى شود. آن گاه بزهكاران را از آن چه در آن است، بيمناك مى بينى.»

 رقیب و عتید

ثبت اعمال مختلف انسان، توسط دو فرشته ی‌ الهی رقم می خورد، به نام های رقیب و عتید؛

«مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»[۲۵]

«[آدمى] هيچ سخنى را به لفظ در نمى آورد، مگر اين كه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى كند].»

در این زمینه از برخی احادیث معصومین علیهم السلام استفاده می شود که رقیب، مأمور ثبت اعمال خوب و عتید، مأمور ثبت اعمال زشت و ناپسند انسان است؛ چنان چه از سخن گران بهای پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیث ذیل این مطلب استفاده می گردد:

«إِنَّ صَاحِبَ الْيَمِينِ أَمِيرٌ عَلَى صَاحِبِ الشِّمَالِ فَإِذَا عَمِلَ حَسَنَةً كَتَبَهَا لَهُ صَاحِبُ الْيَمِينِ بِعَشْرٍ أَمْثَالِهَا وَ إِذَا عَمِلَ سَيِّئَةً فَأَرَادَ صَاحِبُ الشِّمَالِ أَنْ يَكْتُبَهَا قَالَ لَهُ صَاحِبُ الْيَمِينِ أَمْسِكْ فَيُمْسِكُ عَنْهُ سَبْعَ سَاعَاتٍ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهَا لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ إِنْ لَمْ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ كُتِبَتْ لَهُ سَيِّئَةٌ وَاحِدَةٌ»[۲۶]

«فرشته جانب راست، بر فرشته جانب چپ، امیر است. پس چون بنده ای کار نیک انجام دهد، ده برابرش بنویسد و چون عمل زشتی انجام دهد و فرشته جانب چپ اراده کند که آن را بنویسد، فرشته جانب راست او را گوید: از نوشتن عملش دست نگه دار؛ عتید نیز هفت ساعت صبر می کند؛ اگر در این مدت از خداوند طلب بخشش کند، بر او چیزی ننویسد و اگر چنین نکند، تنها یک عمل زشت بر او نوشته شود.»

از بعضی روایات نیز استفاده می شود، علاوه بر رقیب و عتید، فرشتگان روز و شبی وجود دارند که پس از پایان مأموریت هر یک، کار ثبت اعمال فرد به دیگری واگذار می گردد. رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز در حدیثی می فرماید:

«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ كَانَ عَلَى كُلِّ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ مَلَائِكَةٌ يَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ فَإِذَا جَلَسَ الْإِمَامُ طَوَوُا الصُّحُفَ وَ جَاءُوا يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»[۲۷]

«وقتى روز جمعه فرا مى رسد، بر هر درى از درهاى مسجد، فرشتگانى نشسته اند و نام مردم را به ترتيب ورود، اول، دوم و سوم… مى نويسند، تا آن گاه كه امام جمعه در جايگاه خود قرار گرفت، پرونده ها را پيچيده و براى شنيدن ذكر (خطبه ها) مى نشينند.»

هم چنین در روایات، سخن از فرشتگانی به میان آمده است که با مأموریت و قلم ویژه از عصر پنج شنبه به زمین می آیند و تا عصر جمعه، صلوات مؤمنین را بر محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله می نویسند و یا در مجالس عزای امام حسین علیه السلام اشک های گریه کنندگان بر سیّدالشهدا را در ظرف های بلورین جمع می کنند؛ گریه هایی که خاموش کننده ی آتش جهنم برای صاحبان شان خواهد بود.

امام عسکری علیه السلام در این باره می فرماید:

«[أَلَا] إِنَّ اللَّهَ لَيَأْمُرُ الْمَلَائِكَةَ الْمُقَرَّبِينَ أَنْ يَتَلَقَّوْا دُمُوعَهُمُ الْمَصْبُوبَةَ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عَلَیهِ‏السَّلامُ إِلَى الْخُزَّانِ فِي الْجِنَانِ، فَيَمْزِجُونَهَا بِمَاءِ الْحَيَوَانِ، فَيَزِيدُ فِي عُذُوبَتِهَا وَ طِيبِهَا أَلْفَ ضِعْفِهَا»[۲۸]

«بدان خدا امر می فرماید، فرشتگان مقربین خود را که اشک های مصیبت زدگان به قتل حسین، یعنی آن هایی که در عزاداری و مصیبت آن حضرت می گریند را گرفته و ببرند در نزد خزینه دارهای بهشت تا ممزوج کنند با آب حیات بهشتی تا گوارایی و خوش بویی آن هزاران برابر زیاد شود.»

یمین و شِمال

در روز رستاخیز، پرونده ی اعمال خوبان در دست راست آن ها و نامه ی عمل گنه کاران در دست چپ آن ها قرار داده خواهد شد؛ اگر چه نسبت به گنه کاران دو تعبیر وجود دارد که قابل توجه و تأمّل است. در تعبیر اول، سخن از دریافت نامه ی عمل با دست چپ است:

«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ»[۲۹]

«و اما كسى كه كارنامه اش به دست چپش داده شود.»

و در تعبیر دیگر سخن، پیرامون دریافت آن از پشت سر مطرح گردیده است:

«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ»[۳۰]

«و اما كسى كه كارنامه اش از پشت‏ سرش به او داده شود.»

برخی از بزرگان نیز بر این عقیده هستند که تعبیر راست و چپ، تعبیری کنایی است و مقصود از آن، عمل حق و باطل انسان و یا اهل سعادت و شقاوت بودن اوست.

امید به لطف الهی

همان طور که از آیات و روایات وارده پیرامون نامه ی عمل معلوم گردید، پرونده ی انسان، چنان متقن و کامل است که جای انکاری را برای فرد باقی نمی گذارد و او را ملزم به اعتراف می نماید؛ پس در این زمان تنها راه پیش روی خویش را عفو و گذشت خداوند متعال می بیند؛ چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند:

«إِنَّ آخِرَ عَبْدٍ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ فَيَلْتَفِتُ فَيَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: أَعْجِلُوهُ فَإِذَا أُتِيَ بِهِ قَالَ لَهُ عَبْدِي: لِمَ الْتَفَتَّ؟ فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! مَا كَانَ ظَنِّي بِكَ هَذَا فَيَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: عَبْدِي مَا كَانَ ظَنُّكَ بِي؟ فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! كَانَ ظَنِّي بِكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي وَ تُدْخِلَنِي جَنَّتَكَ قَالَ: فَيَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: مَلَائِكَتِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ آلَائِي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي مَا ظَنَّ بِي هَذَا سَاعَةً مِنْ حَيَاتِهِ خَيْراً قَطُّ وَ لَوْ ظَنَّ بِي سَاعَةً مِنْ حَيَاتِهِ خَيْراً مَا رَوَّعْتُهُ بِالنَّارِ أَجِيزُوا لَهُ كَذِبَهُ وَ أَدْخِلُوهُ الْجَنَّة.»[۳۱]

«(در روز قیامت) آخرین بنده اى که فرمان آتش را در مى یابد و به سوى دوزخ روانه مى گردد، روى خود را به عقب بر مى گرداند، پس خداوند (به فرشتگان خود) فرمان مى دهد که او را بازگردانید و سپس از او مى پرسد: بنده من، چرا چنین کردى؟! بنده پاسخ مى دهد: پروردگارا، چنین گمانى نسبت به تو نداشتم. خداوند بزرگ از او مى پرسد: بنده من، درباره من چه گمان مى کردى؟! مى گوید: گمان مى کردم که از گناهم درگذرى و مرا در بهشت خود جاى دهى. پس خداوند می فرماید: اى فرشتگان من! به عزت و جلال و نعمت ها و بلاها و والایى مقامم، سوگند که این بنده هیچ گاه در طول زندگى خود نسبت به من گمان خیرى نداشت و اگر ساعتى در تمام عمرش نسبت به من گمان خیر داشت، او را به آتش دوزخ هراسناک نمى کردم، (اینک) از سخن دروغش درگذرید و او را وارد بهشت کنید.»

زید بن صوحان که از یاران بزرگ امیرالمؤمنین علیه السلام است و در جنگ جمل، در رکاب آن‏ حضرت به شهادت رسیده است، در فرازی از دعای خویش در قنوت نماز شب، به درگاه حضرت حق عرضه می دارد:

«إِلَهِي قَدْ جَلَسَ الْمُسِي‏ءُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُقِرّاً لَكَ بِسُوءِ عَمَلِهِ وَ رَاجِياً مِنْكَ الصَّفْحَ عَنْ زَلَلِه‏‏»[۳۲]

«اى خدا، اين بنده گنهکار در پيشگاه حضرتت، مقرّ و معترف به بدكارى خود می باشد و از لغزش و خطاهايش به عفو تو اميدوار است.»

لطف و کرم و شفاعت‏ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که با عنایت حضرت حق جل جلاله محقق می گردد، نیز سبب امیدواری شیعیان و محبان این بزرگوارن می گردد. امام رضا علیه السلام با توجه به دشواری توقف گاه نامه ی عمل، در روایتی دل نشین به زائرین مرقد خویش این گونه بشارت می دهند:

«مَنْ زَارَنِي عَلَى بُعْدِ دَارِي أَتَيْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي ثَلَاثِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَايَرَتِ الْكُتُبُ يَمِيناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمِيزَان‏»[۳۳]

«هر كس مرا در فاصله دورى كه دارم زيارت كند، روز قيامت سه جا به فریادش مى رسم و او را از شدت و سختی آن ها آسوده می سازم: زمانی كه نامه ی عمل به دست راست و چپ انسان ها تحويل داده مى شود، هنگام عبور از صراط و هنگام سنجش اعمال.»

 

 

[۱]. أنبياء/۴۷

[۲]. أعراف/۸

[۳] . بحارالانوار، ج۷، ص۲۴۷

[۴] . اعراف/۸

[۵] . منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۳۵۶

[۶] . انبیاء/۴۷

[۷] . بحارالانوار، ج۷، ص۲۴۳

[۸] . بحارالانوار، ج۷، ص۲۴۳

[۹] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۲۸۷

[۱۰] . کهف/۱۰۵

[۱۱]. کهف/۱۰۵

[۱۲] . القارعه/۶-۱۱

[۱۳] . بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۹۱

[۱۴] . بحارالانوار، ج۹۰، ص۱۶۹

[۱۵] . بحارالانوار، ج۹، ص۲۹۴

[۱۶] . الکافی، ج۲، ص۴۹۴

[۱۷] . صحیفه الامام رضا علیه­السلام، ص۱۰۹

[۱۸] . نورالثقلین، ج۵، ص۶۶۰

[۱۹]. قمر/۵۲و۵۳

[۲۰]. کهف/۴۹

[۲۱]. تفسير العياشي، ج‏۲، ص۳۲۸

[۲۲]. إسراء/۱۳و۱۴

[۲۳]. جاثیه/۲۸

[۲۴]. کهف/۴۹

[۲۵]. ق/۱۸

[۲۶]. بحار الأنوار، ج‏۵، ص۳۲۱

[۲۷]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۶، ص۳۸

[۲۸]. التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص۳۶۹

[۲۹]. حاقّه/۲۵

[۳۰]. انشقاق/۱۰

[۳۱]. وسائل الشيعة، ج‏۱۵، ص۲۳۱

[۳۲]. بحار الأنوار، ج‏۹۷، ص۴۴۴

[۳۳]. عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۲، ص۲۵۵

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *