يُحْشَرُ الْمُتَكَبِّرُونَ فِي صُورَةِ الذَّرِّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ

زاد راه/ تقوا، پیوندها و پیوست ها [ بخش سوم]

تقوا و پرهیزکاری برترین و مهم ترین ویژگی اخلاقی انسان به شمار می رود و در بردارنده ی همه ی نیکی ها و خوشبختی هاست و او را در دنیا و آخرت به والاترین مراتب کمال و فضیلت نایل می سازد…

*******************************************************

«زاد راه/ تقوا، پیوندها و پیوست ها [ بخش سوم]»

پدید آورنده: سید محمد شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

 

تقوا و اصلاح ذات البین

در بین فضایل بی شمار انسانی، تقوا و پرهیزکاری برترین و مهم ترین ویژگی اخلاقی انسان به شمار می رود و در بردارنده ی همه ی نیکی ها و خوشبختی هاست و او را در دنیا و آخرت به والاترین مراتب کمال و فضیلت نایل می سازد، بدین جهت حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام در خطبه ی متّقین، قبل از بیان اوصاف برجسته ی پرهیزکاران می فرمایند:

«فَالْمُتَّقُونَ فيها هُمْ اَهْلُ الْفَضائِلِ»[۱]

«در میان خلایق، تنها بندگان با تقوا و پرهیزکار، صاحب فضیلت‌ و برتری هستند.»

آن حضرت هم چنین در سخنی دیگر، تقوا را ستون محکم کمال انسان برشمرده و می فرمایند:

«التَّقوى أقوى أساسٍ»[۲]

«تقوى و پرهيزکارى محكم ترين بنياد است.»

تقواپیشگان علاوه بر این که خود از گوهر ارزشمند تقوا بهره‌مند شده و به سعادت و نیک بختی دست‌ می یابند، دیگران را نیز از نور تقوا و پرهیزکاری بهره مند ‌می سازند؛ همین امر سبب شده است تا یکی از زیباترین اقدامات مؤمنان و مهم ترین رفتارهای اجتماعی صاحبان فضیلت، اصلاح ذات البین، آشتی دادن و از بین بردن کینه و دشمنی بین مردم باشد. خداوند متعال در قرآن کریم با ذکر این مهم در کنار تقوا و پرهیزکاری، بین تقوا و اصلاح ذات‌ البین پیوندی ناگسستنی برقرار ساخته و در نخستین آیه از سوره ی مبارکه ی انفال به آن اشاره می نماید:

«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ  قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ  وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[۳]

«از تو درباره ی انفال [غنایم و هرگونه مال بدون مالک مشخص‌] سؤال می کنند؛ بگو انفال مخصوص خدا و پیامبر است؛ پس، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید! و خصومت هایی را که در میان شماست، آشتی دهید و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، اگر ایمان دارید.»

خداوند سبحان در آیه ای دیگر با مخاطب قرار دادن مردان مسلمان، آنان را به رعایت تقوا و خویشتن داری در برخورد با همسران خود و اصلاح در امر زندگی توصیه نموده و می فرماید:

«وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»[۴]

«و اگر راه صلاح و پرهیزکاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.»

رفع کدورت ها و ایجاد آشتی در بین مسلمانان، از جمله مسائلی است که در سیره پیشوایان معصوم علیهم السّلام نیز مورد توجه فراوان قرار گرفته است و نسبت به آن اهتمام ویژه‌ نموده اند؛ چنان که سید الأوصیاء حضرت علی علیه السّلام در آخرین وصایای خود با تأکید بر اهمیت اصلاح و آشتی دادن مردم و برشمردن این مهم در کنار آموزه های اساسیِ دین هم چون نماز، قرآن، حج، تقوی و …، به فرزندان و شیعیان خویش فرمودند:

«أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ‏»[۵]

شما را و تمام فرزندان و خاندانم و كسانى را كه اين وصيّت به آن ها مى رسد، به ترس از خدا و نظم در امور زندگى و ايجاد صلح و آشتى در ميان تان سفارش مى كنم.»

سپس با اشاره به فرمایش رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:

«فَإِنِّي سَمِعْتُ جَدَّكُمَا صلّی‌الله علیه و آله يَقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَام»[۶]

«زيرا من از جدّ شما صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه ی يك سال برتر است.»‏

  • بیت المال و اصلاح ذات البین

ائمه هدی علیهم السّلام در این راستا و با هدف رفع کدورت ها و منازعات بین مردم، مبالغی از بیت المال را معیَن می کردند تا با پرداخت آن، نزاع بین دو برادر دینی خاتمه یافته و قهر و دشمنی به صلح و دوستی مبدّل شود که با توجه به دقت و حساسیت بسیار زیاد پیشوایان دین در مصرف بیت‌المال، اهمیت اصلاح ذات البین و برقراری آشتی بین مسلمانان دانسته می شود. در این باره در کتاب ارزشمند کافی به نقل از شخصی به نام ابوحنيفه که در زمان امام صادق علیه السّلام پیشتاز حج و راهنمای حجاج بوده، چنین آمده است: من و دامادم بر سر ارثى ستيزه داشتيم كه مُفضّل به ما رسيد و ساعتى نزد ما ايستاد؛ سپس گفت: به منزل من بیایید. پس به خانه ی او رفتیم و با چهار صد درهم ميان ما آشتى داد و از هر يك از ما تعهد گرفت كه نسبت به ديگرى ادعایی نكنيم، سپس گفت:

«أَمَا إِنَّهَا لَيْسَتْ مِنْ مَالِي وَ لَكِنْ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَرَنِي إِذَا تَنَازَعَ رَجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِنَا فِي شَيْ‏ءٍ أَنْ أُصْلِحَ بَيْنَهُمَا وَ أَفْتَدِيَهَا مِنْ مَالِهِ فَهَذَا مِنْ مَالِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع»[۷]

«بدانيد كه اين پول از مال من نبود. بلكه امام صادق عليه السّلام به من دستور داده كه هرگاه دو نفر از شیعیان در موضوعى نزاع كردند، ميان آنان آشتى دهم و از مال آن حضرت، عوض دهم، پس اين مبلغ از امام صادق عليه السّلام است.»‏

تقوا و وفای به عهد

پیشوایان معصوم علیهم السّلام همواره مؤمنان را به تحصیل صفات حمیده ی الهی و آراستن روح و جان خویش به اخلاق خداوندی توصیه نموده و با معرفی صفات نیکوی خدای بزرگ، به تربیت و پرورش‌ معنوی شیعیان و دوست داران خود اهتمام ورزیده اند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در این زمینه می فرمایند:

«تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ»[۸]

«در جان و سرشت خود، اخلاق الهي را ايجاد كنيد.»

  • وفای به عهد، صفت الهی

در میان صفات سراسر جمال و زیبای پروردگار منّان، وفای به عهد و پرهیز از خُلف وعده از برجسته ترین ویژگی های اخلاق خداوندی به شمار می رود که در آیات متعدد قرآن کریم بدان اشاره شده است؛

«وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏»[۹]

«این وعده خدا است و وعده ی الهی هرگز تخلف نمی پذیرد، ولی اکثر مردم نمی دانند.»

و نیز این آیه ی مبارکه‌:

«رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعاد»[۱۰]

«پروردگارا! تو مردم را برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد، زیرا خداوند از وعده ی خود تخلف نمی کند.»

  • وفای به‌ عهد، صفت پرهیزکاران

خداوند متعال در آیه ی هفتاد و ششم سوره ی مبارکه ی آل عمران با برشمردن این ویژگی مهم در کنار فضیلت تقوا، وفاداری به عهد را از مهم ترین نشانه های پرهیزکاری بر می شمارد:

«بَلى‏ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقين‏»[۱۱]

«آری، کسی که به پیمان خود وفا کند و پرهیزکاری پیشه نماید؛ پس همانا خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.»

در این آیه ی مبارکه که به ردّ تفکر برتری طلبانه ی یهود و انکار سخن آن ها مبنی بر امتیاز ایشان نسبت به پیروان دیگر مذاهب و در نتیجه اباحه تصرف اموال و امانات غیر یهودیان اختصاص یافته است، معیار شخصیت و ارزش آدمی وفای به عهد و پرهیز از خیانت در امانت و نیز رعایت تقوا و پرهیزکاری دانسته شده و افرادی که دارای چنین ویژگی ارزشمندی باشند، محبوب پروردگار معرفی گردیده اند؛ چنان که در بخش پایانی سوره ی مبارکه ی بقره نیز مؤمنان به ادا امانت و رعایت تقوا و خویشتن داری سفارش می شوند:

«… فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ»[۱۲]

«… اگر به یکدیگر اطمینان کامل داشته باشید، باید کسی که امین شمرده شده، امانت و بدهی خود را به موقع بپردازد و از خدایی که پروردگار اوست، بپرهیزد.»

و در آیاتی دیگر از وفای به عهد و ادا امانت به عنوان یکی از برجسته ترین شاخصه های نیکوکاران و بندگان با ایمان سخن به میان آمده است؛

«… وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا»[۱۳]

«… و آن نیکوکاران کسانی هستند که چون پیمان بندند، بدان وفا کنند.»

و یا آیه ی هشتم سوره ی مبارکه ی مؤمنون که می فرماید:

«… وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُون‏»[۱۴]

«… و مؤمنان کسانی هستند که امانت ها و عهد خود را مراعات می کنند.»

  •  وفای به عهد، وظیفه ا‌ی بین المللی

اهمیت این امر موجب شده تا پیشوایان دین در روایات بسیاری با تبیین جایگاه آن، مسلمانان را از خُلف وعده و زیر پا گذاردن عهد و پیمان، حتی در برابر کفار و دشمنان دین برحذر دارند. در این باره از رسول خدا صلوات الله علیه و آله نقل شده است:

«العِدَةُ دَينٌ؛ وَيلٌ لِمَن وَعَدَ ثُمَّ أَخلَفَ! وَيلٌ لِمَن وَعَدَ ثُمَّ أَخلَفَ! وَيلٌ لِمَن وَعَدَ ثُمَّ أَخلَفَ»[۱۵]

«وعده دادن هم چون به گردن گرفتن دَين است؛ واى بر آن كه وعده دهد و تخلف كند! واى بر آن كه وعده دهد و تخلف كند! واى بر آن كه وعده دهد و تخلف كند!»

پیشوای پرهیزکاران حضرت علی علیه السّلام در این زمینه، ضمن سفارشاتی حکیمانه به کمیل بن زیاد می فرمایند:

«يَا كُمَيْلُ افْهَمْ وَ اعْلَمْ أَنَّا لَا نُرَخِّصُ فِي تَرْكِ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ لِأَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ فَمَنْ رَوَى عَنِّي فِي ذَلِكَ رُخْصَةً فَقَدْ أَبْطَلَ وَ أَثِمَ وَ جَزَاؤُهُ النَّارُ بِمَا كَذَبَ أُقْسِمُ لَسَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ لِي قَبْلَ وَفَاتِهِ بِسَاعَةٍ مِرَاراً ثَلَاثاً يَا أَبَا الْحَسَنِ أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ فِيمَا جَلَّ وَ قَلَّ حَتَّى الْخَيْطِ وَ الْمِخْيَط»[۱۶]

«اى كميل، بفهم و بدان كه ما براى هيچ يك از افراد بشر اجازه اى در عدم پرداخت امانت نمى دهيم؛ پس هر كس كه از من در اين موضوع اجازه اى را نقل كند بيهوده بافته و گناه كرده و به جهت دروغى كه ساخته سزايش دوزخ است. سوگند مى خورم که شنيدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ساعتى پيش از وفات سه بار به من فرمود: اى ابا‌الحسن! سپرده و امانت – چه زياد و چه كم، حتی نخ و سوزن- را به صاحبش بازگردان، چه نیكوكار باشد و چه تبهكار.»

بنابر این بر یکایک مسلمانان لازم است، ضمن برخورداری از این گوهر ارزنده، وفای به عهد را سرلوحه ی رفتار خویش ساخته و بر وعده و پیمان خود وفادار باشند.

تقوا و دانش

بر اساس آیات نورانی قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السّلام تقوا و پرهیزکاری تأثیر بسزایی در آگاهی و روشن بینی انسان و فزونی علم و دانش وی دارد، زیرا آن هنگام که قلب آدمی پاک و پیراسته شود، هم چون آینه حقایق عالم را منعکس می سازد. از این رو خداوند متعال در آیه ی یکصد و هشتاد و دوم سوره ی مبارکه ی بقره – که طولانی ترین آیه ی قرآن لقب گرفته است – مؤمنان را به رعایت تقوا و خویشتن داری به ویژه در تعاملات اقتصادی با یکدیگر فراخوانده و فراگیری علم و دانش را نتیجه و ثمره ی آن دانسته است؛

«… وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم»[۱۷]

«… و از خدا بپرهیزید که خداوند به شما تعلیم می دهد و خداوند به همه چیز آگاه است.»

مرحوم فیض کاشانی در کتاب ارزشمند الوافی با استناد به این آیه ی کریمه می فرماید:

«طريق معرفة العلم التحقيقي اللدني تفريغ القلب للتعلم و تصفية الباطن بتخليته من الرذائل و تحليته بالفضائل و متابعة الشرع و ملازمة التقوى كما قال اللَّه تعالى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ‏ اللَّهُ‏»[۱۸]

«یگانه راه یافتن علم حقیقی و دانش خداداد آن است که انسان برای علم آموزی قلب خویش را از دیگر امور فارغ نماید و جان خود را از رذایل اخلاقی پیراسته و به فضیلت ها آراسته نماید و با پیروی از دستورات شریعت، پیوسته به تقوا و پرهیزکاری ملازمت نماید، ‌چنان که خداوند متعال می فرماید: و از خدا بپرهیزید که خداوند به شما تعلیم می دهد.»

به دیگر سخن، آن چه را انسان در مراکز حوزوی و دانشگاهی فرا می گیرد، تنها عبارات و اصطلاحاتی است که از آن به علم حصولی تعبیر می شود؛ در حالی که حقیقت علم، امری غیرمادی است و از سوی پروردگار مهربان، ‌چون نور در قلب انسان پرهیزکار می تابد، حقیقتی که امام صادق علیه السّلام درباره آن فرمودند:

«لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعَلُّمِ وَ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَه‏»[۱۹]

«علم و دانش به علم‌آموزی فراوان نیست، بلکه همانا علم نوری است که خداوند متعال در قلب هر کسی که اراده بر هدایت و راهنمایی او نماید، قرار می دهد.»

نیک باید دانست که آدمی برای بهره مند شدن از چنین علمی که در روایات اسلامی از آن به علم الوِراثه تعبیر شده است، ‌باید با اجتناب از گناه و دوری گزیدن از صفات رذیله، همراهی و هم نشینی مداوم با دین داران پرهیزکار و پایبندی به آموزه های دینی و احکام الهی، زمینه ی حصول آن را فراهم نموده و روح و جان خویش را در معرض درخشش انوار علم و معرفت قرار دهد؛ از این رو ابی الجارود از امام باقر علیه السّلام چنین روایت کرده است:

«سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَیهِ‌السَّلامُ يَقُول‏ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا الْعِلْمَ قَالَ قُلْتُ وَ مَا إِحْيَاؤُهُ قَالَ أَنْ يُذَاكِرَ بِهِ أَهْلَ الدِّينِ وَ أَهْلَ الْوَرَعِ»[۲۰]

«از امام باقر علیه السّلام شنیدم که می فرمود: خداوند رحمت کند، بنده ای که علم و دانش را حیاتی دوباره بخشد، پس آن حضرت در پاسخ به این پرسش که منظور از إحیا و زنده کردن علم چیست، فرمودند: گفتگوی پیوسته با دین داران و پرهیزکاران.»

رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله نیز با اشاره به لزوم پایبندی و عمل به دستورات دینی برای برخورداری از نور علم و دانش می فرمایند:

«مَنْ عَمِلَ بِمَا يَعْلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلْمَ مَا لَمْ يَعْلَم»[۲۱]

‏«هر کس به آن چه از دستورات دینی فرا گرفته عمل نماید، خداوند آنچه را که نمی داند، بر وی افاضه خواهد نمود.»

نکته ی قابل توجه در این باره تأثیر متقابل علم و تقوا بر یکدیگر است، زیرا همچنان که تقوا و پرهیزکاری سبب علم‌آموزی و دانش افزایی می گردد، فراگیری دانش صحیح نیز از ارکان اصلی تقوا برشمرده شده است؛ بدین سبب پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:

«تَمَامُ‏ التَّقْوَى‏ أَنْ‏ تَتَعَلَّمَ مَا جَهِلْتَ وَ تَعْمَلَ بِمَا عَلِمْت‏»[۲۲]

«تمام تقوا آن است که آنچه را نمی دانی، بیاموزی و به آنچه می دانی، عمل کنی.»

بر اساس این کلام نورانی، از بین بردن حجاب جهل و نادانی و فراگیری آن چه برای برخورداری از زندگی سعادت مندانه در دنیا و آخرت مورد نیاز آدمی است، از ارکان مهم تقوا و خویشتن داری محسوب می‌شود.

تقوا و حُسن خلق

خداوند سبحان در وجود یکایک انسان ها غریزه ی کمال جویی و برتری طلبی را قرار داده است تا آدمی را به سوی کمال و سعادت راهنمایی نموده و او را به موفقیت و برتری سوق ‌دهد، زیرا هدف از آفرینش بشر همانا یافتن فلاح و رستگاری و رسیدن به سرمنزل سعادت و خوشبختی است تا در جهان واپسین نیز از حیات انسانی برخوردار باشد؛ اما بر اساس آموزه های دین، همگان از حیات انسانی و سعادت جاودانه بهره مند نخواهند بود، بلکه انسان ها در قیامت به اقتضای اعمال و رفتار خود با شکل های گوناگون محشور می شوند. بنابر این کسی که در دنیا در مسیر سعادت گام بر نداشته و به کمال انسانی دست‌ نیافته، در قیامت نیز از سیمای انسانی برخوردار نخواهد شد؛ هم چون انسان های‌ مغرور و متکبر که نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه در مورد کیفیت حضور آنان در عرصه ی قیامت فرمودند:

«يُحْشَرُ الْمُتَكَبِّرُونَ فِي صُورَةِ الذَّرِّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»[۲۳]

«در روز قيامت متكبران به شکل مورچه محشور خواهند شد.»

نکته ی حایز اهمیت در این باره، شناخت کمال حقیقی انسان و تشخیص سعادت واقعی بشر از برتری های کاذب و غیرحقیقی است که در پیشرفت و تعالی انسان نقش تعیین کننده‌ دارد و آدمی را از انحراف و جدایی از مسیر سعادت باز می دارد.

پیشوایان معصوم علیهم السّلام با تبیین نقش تقوا و حُسن خُلق در کمال و سعادت انسانی، پرهیزکاری و اجتناب از گناهان و نیز خوش رفتاری با مردم و حُسن معاشرت با آن‌ها را مهم ترین ارکان کمال و موفقیت انسان دانسته اند. جابربن عبدالله انصاری در بیان سیره ی عملی رسول خدا صلّی الله علیه و آله روایت کرده که روزی عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله بر آن حضرت وارد شد؛ پس رسول خدا با مشاهده ی عموی خود که انسانی بلند قامت و خوش سیما بود، تبسم نموده و فرمودند: «ای عمو! به‌راستی شما چه زیبا روی هستید!» عباس از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا! جمال و زیبایی حقیقی انسان به چیست؟ رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه در پاسخ فرمودند:

«بِصَوَابِ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ»[۲۴]

«جمال و زیبایی انسان به حق‌گویی و گفتن سخن صحیح است.»

عباس بار دیگر پرسید: کمال و سعادت انسان در چیست؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:

«تَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حُسْنُ الْخُلُق»[۲۵]

«تقوا و پرهیز از مخالفت با خداوند عزیز و بلند مرتبه و خوش اخلاقی.»

آن حضرت در حدیثی دیگر، خویشتن داری و خوش اخلاقی را دو عامل مهم برای ورود به بهشت و دست یافتن به سعادت ابدی انسان دانسته و در پاسخ به سؤالی درباره ی اسباب بهشتی شدن انسان ها فرمودند:

«تَقْوَى اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ»[۲۶]

«بیشترین عامل ورود به بهشت، پرهیزکاری و خوش‌ رفتاری است.»

پیشوای پرهیزکاران حضرت علی علیه السّلام نیز در سخنی گران بها با برشمردن این دو فضیلت ارزنده در کنار یکدیگر فرمودند:

«أَكْثَرُ مَا يُدْخِلُ النَّاسَ الْجَنَّةَ تَقْوَى اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ خَيْرُ مَا أُعْطِيَ الْإِنْسَانُ الْخُلُقُ الْحَسَنُ وَ خَيْرُ الزَّادِ مَا صَحِبَهُ التَّقْوَى»[۲۷]

«تقوا و حُسن خُلق بيشترین چيزى است كه مردم به سبب آن داخل بهشت مي شوند و بهترين چيزى كه به آدمی عطا شده اخلاق نيكو است و بهترين توشه ی آخرت، عملی است که توأم با تقوى و خویشتن داری بوده باشد.»

بهشت، سرزمین پاکی ها و جایگاه افراد پاکیزه و پیراسته از بدی ها است و از آنجا که تقوا و خویشتن داری آدمی را از ارتکاب گناهان باز داشته و اخلاق نیک، انسان را از رذایل اخلاقی دور نگاه می دارد، انسان‌ پرهیزکار و خوش رو در بهشت برین مأوی خواهد گزید؛

«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ»[۲۸]

«در آن روز بهشت براى پرهيزکاران نزديك مى شود.»

مؤمنان پرهیزکار با فرمان برداری از خداوند و پرهیز از عصیان و مخالفت پروردگار متعال، رابطه ی خود را با خداوند اصلاح کرده و با برخورداری از حُسن خُلق و خوش رفتاری با دیگران، رابطه ی خود با مردم را نیز اصلاح می نمایند و در پرتو حُسن رفتار با خدا و مردم به کمال و سعادت حقیقی و نهایی دست می یابند.

[۱]. نهج البلاغه، ص ۳۰

[۲]. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم و درر الكلم، ج‏۱، ص ۲۰۶

[۳]. انفال / ۱

[۴]. نساء / ۱۲۹

[۵]. نهج البلاغه، ص ۴۲۱

[۶]. همان

[۷]. الكافي، ج‏۲، ص ۲۰۹

[۸]. بحار الأنوار، ج‏۵۸، ص۱۲۹

[۹]. روم/ ۶

[۱۰]. آل عمران/ ۹

[۱۱]. آل عمران/ ۷۶

[۱۲]. بقره/ ۲۸۳

[۱۳]. بقره/ ۱۷۷

[۱۴]. مؤمنون/ ۸

[۱۵]. نهج الفصاحه، ص۵۷۸

[۱۶]. تحف العقول، ص۱۷۵

[۱۷] . بقره/ ۲۸۲

[۱۸] . الوافي، ج‏۱، ص۱۰

[۱۹] . منية المريد، ص۱۶۷

[۲۰]. الكافی، ج‏۱، ص۴۱

[۲۱]. الفصول المختارة، ص۱۰۷

[۲۲]. مجموعة ورام، ج‏۲، ص ۱۲۰

[۲۳]. بحار الأنوار، ج‏۵۳، ص ۱۳۱

[۲۴]. بحار الأنوار، ج‏۲۲، ص۲۸۵

[۲۵]. همان

[۲۶]. عيون أخبار الرضا عليه السّلام، ج‏۲، ص۳۸

[۲۷]. إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏۱، ص۱۹۴

[۲۸]. شعراء/ ۹۰

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *