سه گانه ی حیات/ مهیای سفر

کسی که به معاد و حیات پس از مرگ اعتقاد دارد، نه تنها از مرگ غفلت نمی ‏ورزد، بلکه به منظور فراهم ساختن توشه ‏ای مناسب، به بایدها و نبایدها، حلال ها و حرام ‌ها و اوامر و نواهی الهی پایبند است و کسب رضایت خداوند را در نظر می ‏گیرد؛ زیرا تقوا…

*********************************************************************

پدید آورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

«سه گانه ی حیات/ مُهیای سفر»

در زندگی انسان معتقد به قیامت و شکل گیری معاد، کسب آمادگی و تحصیل مقدمات سفر ابدی از ضرورری ‏ترین امور می ‏باشد؛ زیرا قدم گذاشتن به عالم برزخ و منزل‏ گاه قیامت، بدون برخورداری از توشه‏ ی مناسب، عامل اضطراب و رنج و مواجه شدن با دشواری‏ های قبر و قیامت خواهد بود؛ بدین خاطر امیرالمؤمنین علیه ­السلام به یکایک انسان ‏ها سفارش می­ کند:

«وَ تَرَحَّلُوا فَقَدْ جُدَّ بِكُمْ وَ اسْتَعِدُّوا لِلْمَوْتِ فَقَدْ أَظَلَّكُمْ» [۱]

«بار بربنديد كه اين­ كار بر شما سخت خواهد بود و آماده ‏ی مرگ شويد كه سايه ‏ی خود را بر سر شما ­گسترانیده است!»

و در بیانی دیگر ثمره‏ ی آمادگی و برگرفتن توشه ‏ی مناسب را شادمانی و روشنی دیدگان معرفی می ‏نماید:

«مَن اسّتَعَدَّ لِسَفَرِه قُرَّ عَيناً بِحَضرِهِ‏»[۲]

«كسى كه براى سفر خویش آماده گردد، در حضرش شادمان باشد.»

نیازی ضروری و دارای اهمیت که سفارش امام مجتبی علیه ­السلام نیز به آن تعلق گرفته است:

«اسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِك‏»[۳]

«مهياى مسافرت (آخرت) شو و توشه‏ آن را پيش از رسيدن اجل فراهم نما.»

در این راستا و به منظور آمادگی هر چه‏ بهتر مؤمنین جهت ورود به مرتبه ‏ی دیگری از حیات ابدی، انجام کارهایی مورد سفارش واقع گردیده است که در ادامه به اهم آن اشاره‏ ‏می ‏گردد:

  • یاد مرگ

اولین گام ضروری جهت برخورداری از آسایش و آرامش در عالم برزخ و قیامت، عدم غفلت از مرگ و توجه مداوم نسبت به روبرو شدن با این واقعیت گریز ناپذیر می‏ باشد؛ امری که امیرالمؤمنین علیه ­السلام در بیان ذیل به آن رهنمون گردیده‏ اند:

«اذْكُرُوا هَادِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ دَاعِيَ الشَّتَاتِ. اذْكُرُوا مُفَرِّقَ الْجَمَاعَاتِ وَ مُبَاعِدَ الْأُمْنِيَّاتِ وَ مُدْنِيَ الْمَنِيَّاتِ وَ الْمُؤْذِنَ بِالْبَيْنِ وَ الشَّتَات‏»[۴]

«یاد کنید درهم کوبنده ‏ی لذات و تلخ­ کننده ‏ی شهوات و دعوت کننده ‏ی جدایی ‏ها را. یاد کنید مرگ را که جماعات را از هم می ‏پراکند و امنیت و آسایش را از انسان دور می ­کند و آرزوها و امیال انسان را فرو می ­برد.»

امام صادق علیه ­السلام نیز در این‏ باره می ‏فرماید:

«ذِكْرُ الْمَوْتِ يُمِيتُ الشَّهَوَاتِ فِي النَّفْسِ وَ يَقْطَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَ يُقَوِّي الْقَلْبَ بِمَوَاعِدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ يُرِقُّ الطَّبْعَ وَ يَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى وَ يُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ يُحَقِّرُ الدُّنْيَا»[۵]

«ياد مرگ، شهوات و تمايلات نفسانى را در قلب آدمى نابود كرده و ريشه‏ هاى غفلت را از دل كنده و قلب را به وعده‏­ هاى الهى تقويت نموده و طبيعت و فطرت انسانى را لطيف و نرم ساخته و نشانه‏­ هاى هوى و هوس را مى ‏شكند و آتش حرص و طمع را خاموش كرده و دنيا و زندگى دنيوى را در نظر انسان كوچك و خوار مى ‏كند.»

این امام همام در هنگام راز و نیاز با خداوند متعال نیز به درگاه الهی عرضه می ‏دارد:

«اللَّهُمَّ، بَارِكْ لِي فِي الْمَوْتِ اللَّهُمَّ، أَعِنِّي عَلَى الْمَوْتِ اللَّهُمَّ، أَعِنِّي عَلَى سَكَرَاتِ الْمَوْتِ اللَّهُمَّ، أَعِنِّي عَلَى غَمِّ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ، أَعِنِّي عَلَى ضِيقِ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ، أَعِنِّي عَلَى ظُلْمَةِ الْقَبْرِ اللَّهُمَّ، أَعِنِّي عَلَى وَحْشَةِ الْقَبْر»[۶]

«خدايا، مرگ را برايم مبارك گردان؛ خدايا، مرا در سختى ‏هاى مرگ كمك كن؛ خدايا، مرا در غم و اندوه عالم قبر يارى فرما؛ خدايا، مرا در تنگناى قبر حمايت فرما؛ خدايا، مرا در تاريكى قبر ياور باش؛ ‏خدايا، مرا در وحشت قبر يارى فرما.»

  • انجام دستورات الهی

کسی که به معاد و حیات پس از مرگ اعتقاد دارد، نه تنها از مرگ غفلت نمی ‏ورزد، بلکه به منظور فراهم ساختن توشه ‏ای مناسب، به بایدها و نبایدها، حلال ها و حرام ‌ها و اوامر و نواهی الهی پایبند است و کسب رضایت خداوند را در نظر می ‏گیرد؛ زیرا تقوا بهترین توشه در این سفر جاودانه خواهد بود:

«فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى»[۷]

«تقوی و پرهیزکاری بالاترین توشه‌ هاست»

امری که پیامبر اعظم صلوات ‏الله علیه و آله آن را چنین تبیین می ‏فرماید:

«مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ فِي الْخَيْرَات‏»[۸]

«و آن كس كه مرگ را انتظار مى ­كشد، در نيكى ­ها شتاب مى­ كند.»

براء بن عازب از اصحاب رسول خدا صلوات ‏الله علیه و آله می ‏گوید: روزی همراه رسول خدا، جماعتی را در حال حفر یک قبر مشاهده کردیم؛ حضرت به سرعت به طرف ‏شان رفته و بر آنان وارد شد؛ سپس گریست تا جایی که پیراهن‏ مبارکش از جاری شدن اشک خیس گردید؛ آن‏ گاه فرمودند:

«يَا إِخْوَتِي، لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ احْذَرُوا هَذَا وَ اعْمَلُوا لَهُ»[۹]

«اى برادرانم، براى چنين جايى عمل كنید؛ از اين مكان بترسيد و برايش كردار نيك انجام دهيد.»

و آن ‏هنگام که از امیرالمومنین علیه­ السلام درباره‏ ی چگونگی مهیا شدن برای مرگ پرسیدند، فرمود:

«أَدَاءُ الْفَرَائِضِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ الِاشْتِمَالُ عَلَى الْمَكَارِمِ ثُمَّ لَا يُبَالِي أَ وَقَعَ عَلَى الْمَوْتِ أَمْ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ مَا يُبَالِي ابْنُ أَبِي طَالِبٍ أَ وَقَعَ عَلَى الْمَوْتِ أَمْ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِ»[۱۰]

«آمادگی برای مرگ، انجام فرائض، اجتناب از محرمات و تخلق به مکارم اخلاق می ‏باشد؛ اگر انسان چنین وضعیتی داشت، دیگر باکی ندارد که او به سراغ مرگ برود یا مرگ به سراغ او بیاید. به خدا سوگند، پسر ابوطالب هيچ باك و دغدغه ­اى ندارد از اين كه به مرگ افتد، يا مرگ او را فرا گيرد.»

امام سجاد علیه ­السلام نیز در پاسخ به سئوالی درباره‏ ی بهترین چيزى كه عبد با آن از دنیا به سرای آخرت کوچ می ‏کند، می ‏فرماید:

«مَا خَيْرُ مَا يَمُوتُ عَلَيْهِ الْعَبْدُ قَالَ أَنْ يَكُونَ قَدْ فَرَغَ مِنْ أَبْنِيَتِهِ وَ دُورِهِ وَ قُصُورِهِ»

«اين كه از بناها و خانه ­ها و قصرهايش آسوده و آزاد گردد.»

به ایشان گفته شد: چگونه اين آسودگى ميسر می ‏شود؟ در جواب فرمودند:

«أَنْ يَكُونَ مِنْ ذُنُوبِهِ تَائِباً وَ عَلَى الْخَيْرَاتِ مُقِيماً يَرِدُ عَلَى اللَّهِ حَبِيباً كَرِيماً»[۱۱]

«این ­گونه که پيش از مرگش با توبه‏ ی واقعى از گناهان پاك شود و بر انجام خيرات پا برجا باشد و با دوستی خدا و کرامت، بر خدا وارد گردد.»

زینت عابدان و امام ساجدان علیه ‏السلام در بیانی دیگر در این خصوص می‏ فرماید:

«الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ تَجَنُّبُ الْحَرَامِ وَ بَذْلُ النَّدَى وَ الْخَيْر»[۱۲]

«همانا آمادگى براى سفر مرگ، اجتناب از كارهاى حرام و بخشش عطاياى نيك است.»

  • نماز و روزه 

انجام عبادات و تکالیف دینی هم ‏چون نماز و روزه از جمله اموری است که مشکلات و سختی ‏ها را در زندگی دنیوی، برزخی و اخروی برطرف ساخته و مسیر پیش ‏روی انسان را هموار و روشن می ‏سازد.

حضرت عیسی علیه ­السلام پس از رحلت حضرت مریم سلام ­الله علیها، مادر گرامیش را مخاطب قرار داده و فرمود:

«يَا أُمَّاهُ، كَلِّمِينِي هَلْ تُرِيدِينَ أَنْ تَرْجِعِي إِلَى الدُّنْيَا؟»

«ای مادر، با من سخن بگو؛ آیا می ­خواهی که به دنیا برگردی؟»

حضرت مریم سلام ‏الله علیها در جواب گفت:

«نَعَمْ، لِأُصَلِّيَ لِلَّهِ فِي لَيْلَةٍ شَدِيدَةِ الْبَرْدِ وَ أَصُومَ يَوْماً شَدِيدَ الْحَرِّ يَا بُنَيَّ فَإِنَّ الطَّرِيقَ مَخُوفٌ» [۱۳]

«بله، برای آن­که در شب بسیار سرد، برای خدا نماز گزارم و در روز بسیار گرم، روزه گیرم. ای پسرم، همانا این راه خطرناک است.»

  • تلاوت قرآن و …

رسول خدا صلی ­الله علیه و آله در حدیث ذیل از بین تکالیف دینی که در قبر به فریاد انسان می‏ رسد و او را از شدائد برزخ نجات می ‏بخشد، انجام پنج عمل را مورد سفارش و تأکید قرار داده ‏اند:

«اَلْقَبْرُ یُنَادِی فِی کُلِّ یَوْمٍ بِخَمْسِ کَلِمَاتٍ، اَنَا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ اَنِیساً، وَ أَنَا بَیْتُ الظَّلَمَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ سِرَاجاً اَنَا بَیْتُ التُّرَابِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ فِرَاشاً، اَنَا بَیْتَ الْفَقْرِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ کَنْزاً، وَ اَنَا بَیْتُ الْحَیَّاتِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ تَرْیَاقاً وَ اَمَّا الْاَنِیسُ فَتِلَاوَه الْقُرْآنِ، اَمَّا السِّرَاجُ فَصَلَوه اللَّیْلِ وَ اَمَّا الْفِرَاشُ فَعَمَلُ الصَّالِحِ وَ اَمَّا الْکَنْزُ فَلَا اِلَهَ اِلَّا الله وَ اَمَّا التَّرْیَاقُ فَالصَّدَقَه»[۱۴]

«قبر هر روز با پنج جمله ندا می ‌دهد: من خانه‏ ی تنهایی هستم، پس انیس و هم­ رازی به سوی من بیاورید. من خانه ‏ی تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ آورید. من خانه‏ ی خاکی هستم، پس فرش همراه داشته باشید. من خانه ‏ی فقر و ناداری هستم، پس (سرمایه و) گنج همراه بیاورید. من خانه‏ ی مارها هستم، پس پادزهر با خود حمل کنید. اما انیس و همدم انسان، تلاوت قرآن می‌ باشد. اما چراغ، نماز شب است. اما فرش، عمل نیک است. اما گنج، لا اِله اِلّا الله است و اما پادزهر سموم، صدقه است.»

  • وصیت‏ نامه

از کارهای مهمی  که در آستانه‏ ی مرگ سبب کاهش نگرانی‌ آدمی می ‏گردد و از نشانه ‌های ایمان و اعتقاد به معاد محسوب می ‏شود، تنظیم وصیت نامه است؛ عملی که در قرآن و احادیث اهل بیت علیهم ­السلام تأکید فراوان بر آن شده است و در مباحث فقهی از جایگاه ویژه ‏ای برخوردار می ‏باشد، تا جایی که یکی از ابواب فقهی به آن اختصاص یافته است. اگرچه متأسفانه با وجود این همه تأکید و سفارش، برخی نسبت به تهیه و تنظیم آن تغافل می ‏ورزند و نوشتن آن را سبب فرا رسیدن مرگ و اجل می ‏دانند و بر این عقیده ‏ی باطل خویش نیز اصرار می‏ ورزند.

در فرهنگ غنی و پر بار اسلام، ضمن تأکید به انجام حساب و کتاب روزانه و بررسی کارهایی که توسط شخص انجام می ‏پذیرد، چنان ‏چه در روایت حضرت موسی بن جعفر علیه ­السلام کاملاً مشهود می ‏باشد:

«لَيْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ لَمْ‏ يُحَاسِبْ‏ نَفْسَهُ‏ فِي‏ كُلِ‏ يَوْمٍ»‏[۱۵]

«نیست از ما کسی که هر روز نفسش را محاسبه نمی کند.»

آماده ساختن وصیت ‏نامه به عنوان احترام به حقوق دیگران و عامل رعایت حق ورثه معرفی می‏ گردد و انجام آن فرصتی برای انسان خواهد بود تا نسبت به کارهای انجام نشده اقدام نماید و یا درباره‏ ی آن سفارش نموده و از فرزندان و بستگان بخواهد، در مقام جبران برآیند.

اهمیت وصیت در روایات

پیامبر اعظم صلوات ‏الله علیه و آله در حدیث ذیل نسبت به جایگاه خاص وصیت در اسلام می ‏فرماید:

«مَا يَنْبَغِي‏ لِامْرِئٍ‏ مُسْلِمٍ‏ أَنْ‏ يَبِيتَ‏ لَيْلَةً إِلَّا وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ»[۱۶]

«سزاوار نیست برای مرد مسلمان، شبی را سحر کند، مگر این ­که وصیّت او زیر سرش باشد.»

آن‏ حضرت در حدیثی دیگر نسبت به ضرورت وصیت و آماده کردن آن می ‏فرماید:

«مَن مَاتَ بِلَا وَصِیَّةٍ مَاتَ میتَةً جَاهِلَّیَهً» [۱۷]

«کسی که بدون وصیّت بمیرد، به نادانی و جهالت از دنیا رفته است.»

هم‏ چنین در روایتی، نتیجه ‏ی عدم توجه به این دستور الهی را ننگ دنیوی و آتش اخروی معرفی می‏ کند:

«تَرْكُ الْوَصِيَّةِ عَارٌ فِي الدُّنْيَا وَ نَارٌ فِي الْآخِرَةِ»[۱۸]

«وصيت نكردن، مايه ‏ی ننگ در دنیا و آتش در آخرت است.»

از امام سجاد علیه ­السلام نیز در همین زمینه نقل شده است:

«وَ الذُّنُوبُ الَّتِي تُورِثُ النَّدَمَ تَرْكُ‏ الْوَصِيَّةِ»[۱۹]

«و از گناهانی که ندامت و پشیمانی را در پی دارد، ترک وصیت است.»

عدالت در وصیت

تنظیم وصیت ‏نامه بر اساس عدالت و در نظر گرفتن حقوق معین شده در دین مبین اسلام برای وراث، اقدامی بایسته و لازم می ‏باشد؛ بر این اساس وصیت کننده در زمان تنظیم وصایای خویش باید به جای در نظر گرفتن کینه‌ ها، دشمنی ‌ها، تبعیض ‏ها و اموری از این قبیل بر طبق عدالت رفتار نماید و با رأفت و عطوفت به گونه ‏ای وصیت نماید که کسی را از حق خویش محروم نگرداند.

در برخی از روایات آمده است: مردی از انصار با وجود داشتن چند دختر خردسال، اموالش را در راه خدا بخشید و چیزی از ارث برای آنان باقی نگذاشت. پیامبر صلی ­الله علیه و آله هنگامی که خبر دفن او را در قبرستان مسلمین  شنیدند، فرمودند:

«لَوْ عَلِمْتُ مَا دَفَنْتُهُ مَعَ أَهْلِ الْإِسْلَامِ تَرَكَ وُلْدَهُ يَتَكَفَّفُونَ النَّاس‏»[۲۰]

«اگر قبلاً به من اطلاع می ­دادید، اجازه نمی ­دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن نمایند، زیرا با داشتن اموال، ارثی را برای فرزندان خود باقی نگذاشته است!.»

ثلث اموال

همان ‏طور که در رساله ­‏ی مراجع تقلید آمده است، وصیت در یک سوم اموال نافذ می ‏باشد و بیش از آن اعتبار ندارد؛ بنابر این وصیت کننده می ‏تواند نسبت به ثلث اموالش سفارش و وصیت نماید تا جهت انجام کارهای خیر، از قبیل احداث بیمارستان، مدرسه، خانه‏ ی سالمندان و یتیمان و … استفاده گردد. البته این مطلب منافی اختیار انسان در دوران حیات خویش نخواهد بود؛ زیرا هر فرد می ‏تواند بر اساس تصمیم معقول و مشروع خود خدماتی را بنا نهند تا پس از مرگ از ثواب آن بهره‏ مند گردد. هم ‏چنین وصیت کننده از این حق برخوردار است که تا زنده است در وصیت خویش تغییراتی ایجاد نماید و نیز بر عهده‏ ی ورثه است، بر طبق وصیت عمل نمایند و از دست بردن در وصیت که از گناهان کبیره محسوب می ‏گردد، اجتناب نمایند و در عمل بر طبق آن شتاب ورزند.

تحصیل رضایت مردم

از نکات بسیار مهم در تنظیم وصیت ‏نامه، توجه به حقوقی است که در گذر زمان بر گردن شخص آمده است که می ‏باید تا زمان مرگ جبران شود و رضایت و حلالیت صاحبان حق تحصیل گردد؛ چون کسی که در مسیر کسب رضایت مردم قدم بر ندارد، به امر خداوند متعال مجبور می ‏گردد در صحنه‏ ی قیامت، رضایت خُصماء را به دست آورد که البته کاری سخت و دشوار خواهد بود؛ زیرا چه بسا مجبور شود تمام اعمال خوب خویش را داده و حتی گناهان فرد طلبکار را بر گردن گیرد، تا او را راضی سازد. بنابر این تنها راه نجات، کسب رضایت صاحبان حق می ‏باشد و در این مسیر نباید دچار غفلت و سهل ­انگاری شد و یا به اشتباه تصور نمود، با استغفار و توبه به درگاه الهی می ‏توان این وظیفه را از دوش برداشت.

حق ‏النّاس

به جهت اهمیت مسأله‏ ی حق الناس و غفلت گسترده‏ ی انسان ‏ها از آن، در ادامه به نکاتی در این زمینه اشاره می ‏نماییم تا تأکید مجددی باشد بر لزوم توجه به این امر بسیار مهم و غیر قابل اغماض.

امیرمؤمنان علی علیه ­السلام در روایتی از پیامبر صلی ­الله علیه و آله نقل می ‏کند که ایشان فرمودند:

«الدَّوَاوِينُ عِنْدَ اللَّهِ ثَلاثَةٌ: دِيوَانٌ لا يَعْبَأُ اللَّهُ بِهِ شَيْئًا وَ دِيوَانٌ لا يَتْرُكُ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئًا وَ دِيوَانٌ لا يَغْفِرُهُ اللَّهُ، فَأَمَّا الدِّيوَانُ الَّذِي لا يَغْفِرُهُ اللَّهُ فَالاشراکُ بِاللهِ وَأَمَّا الدِّيوَانُ الَّذِي لا يَعْبَأُ اللَّهُ بِهِ شَيْئًا فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ رَبِّهِ مِنْ صَوْمِ يَوْمٍ تَرَكَهُ وَ صَلاةٍ تَرَكَهَا، فَإِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ ذَلِكَ إِنْ شَاءَ وَيَتَجَاوَزُ وَ أَمَّا الدِّيوَانُ الَّذِي لا يَتْرُكُ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئًا فَمَظالِمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضًا، الْقِصَاصُ لا مَحَالَةَ»[۲۱]

«براى اعمال بندگان سه دفتر هست: دفترى كه خدا بدان اهميت نمي ­دهد و دفترى كه خدا چيزى از آن را  فروگذار نمی ‏کند و دفترى كه چيزی از آن را نمی ‏آمرزد. اما دفترى كه خدا چيزى از آن را نمى آمرزد، شرك به خداست و دفترى كه خدا بدان اهميت نمي ­دهد، ستمى است كه بنده ميان خود و خدا به خويشتن كرده است، همانند روزه ‏اى كه خورده و يا نمازى كه ترك كرده است؛ خداوند اگر بخواهد، آن را می ‏بخشاید و از آن در می ‏گذرد. اما دفترى كه خداوند از هيچ چيز آن نمي ­گذرد و فرو گذار نمی ‏کند، ستم ­هائى است كه بندگان نسبت به يكديگر نموده ‏اند و بايد تلافى گردد.»

از امام باقر علیه ­السلام نیز در اهمیت حق ­الناس نقل شده است:

«كُلُ‏ ذَنْبٍ‏ يُكَفِّرُهُ‏ الْقَتْلُ‏ فِي‏ سَبِيلِ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ إِلَّا الدَّيْنَ لَا كَفَّارَةَ لَهُ إِلَّا أَدَاؤُهُ أَوْ يَقْضِيَ صَاحِبُهُ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي لَهُ الْحَقُّ»[۲۲]

«کسی که در راه خدا شهید شد، از هر گناهی پاک می ­شود، مگر بدهکاری شخص (حق ­الناس) که کفاره ندارد؛ یا باید این دِین پرداخت شود و یا طلبکار ببخشد.»

نگاهی گذار به کتب فقهی نظیر تحریر ‏الوسیله و بررسی ابواب متعدد آن، حکایت از این دارد که موضوعات این ‏گونه کتب به صورت مستقیم و یا غیر­مستقیم با موضوع حق الناس ارتباط دارد؛ به عنوان مثال در بخش عبادات و مسائل مربوط به لباس و مکان نمازگزار با حکم به بطلان نماز در لباس و مکان غصبی مواجه هستیم تا جایی که برخی از بزرگان به بطلان وضو در صورت ریختن آب در مکان غصبی حکم کرده ‏اند؛ هم‏ چنین در مباحث بیع، اجاره، مشارکت، قرض، ضمان، وکالت، وقف، وصیت و…  این بحث جاری و ساری می ­باشد؛ چنان ‏چه در اولین مسئله از کتاب وصیت تحریر ­الوسیله می ‏خوانیم:

«إِذَا ظَهَرَت لِلإِنسانِ أَمَاراتُ المَوتِ يَجِبُ عَلَيهِ إيصَالُ مَا عِندَه مِن أَموالِ النَّاسِ – مِنَ الوَدَائِعِ وَ البَضَائِعِ وَ نَحوِهَا – إِلى أَربَابِهَا؛ وَ كَذا أَداءُ مَا عَلَيهِ خَالِقيّاً كَقَضَاءِ الصَّلَواتِ وَ الصِّيامِ وَ الكَفَّاراتِ وَ غَيرِهَا- أَو خَلقِيّاً إِلَّا الدُّيونَ المُؤَجَّلَةَ»[۲۳]

«همين­ كه امارات و علامات مرگ انسانى ظاهر شود، بر فرد واجب مى ­شود، كليه اموالى كه از خلق در دستش می‏ باشد و نیز امانت ­هائى كه پيش اوست را به صاحبانش برگرداند و آن­ چه از خالق به عهده‏ اش می ‏باشد را اداء كند، اگر نماز يا روزه ­اى از او فوت شده است، قضاء نمايد و اگر كفاره و چيز ديگرى نظير آن بدهكار شده است، بپردازد و نيز واجب است آن­ چه از خلق بر ذمه ‏اش آمده است را بپردازد، مگر قرض مدت­ دار( که در مهلت مشخص شده پرداخت می ‏گردد).»

توجه به این مطلب نیز ضروری است که حق الناس، مشتمل بر حقوق متعدد و مختلفی است که بر عهده‏ ی انسان آمده است، از حق پدر و مادر گرفته تا حق زن و شوهر، فرزندان، بستگان، همسایگان و یا سایر مؤمنین. هم‏ چنین بخشی از این حقوق به خاطر عدم توجه به واجبات و تکالیف برگردن انسان می ‏آید، نظیر غیبت، سوء ظن، تهمت، دروغ و… که تنها با طلب استغفار به درگاه خداوند رهایی از آن محقق نمی ‏گردد و نیز بخش دیگر مربوط به حقوق مالی است که به واسطه ‏ی رشوه، ربا، غِشّ در معامله، احتکار، کم فروشی، سرقت، اشیاء پیدا شده، خیانت در امانت، خوردن مال یتیم، ضرر به اموال عمومی و خصوصی و… به گردن انسان آمده است که رضایت صاحبانش را می ‏طلبد. بنابر این در تمامی این موارد لازم است، ضمن پشیمانی از گناه، در صدد طلب رضایت و حلالیت­ برآمد و حقوق مالی را با پرداخت حقوق پایمال شده ‏ی مردم و یا ورثه‏‏‏ ی ایشان و نیز حقوق دیگر را با کسب رضایت، جبران نمود.

[۱]. نهج البلاغه ، ص ۹۵

[۲]. غرر الحکم و درر الکلم ، ص ۶۶۸

[۳]. بحارالانوار، ج ۴۴ ، ص ۱۳۹

[۴]. عیون الحکم و المواعظ ، ص ۸۸

[۵]. مصباح الشریعه ، ص ۱۷۱

[۶]. تهذیب الاحکام ، ج ۳ ، ص ۹۳

[۷]. بقره/۱۹۷

[۸]. کتاب سلیم بن ققیس هلالی ،ج ۲ ، ص ۶۱۴

[۹]. ارشاد القلوب الی الصواب ، ج۱، ص ۶۴

[۱۰]. الامالی، ص ۱۱۰

[۱۱]. بحارالانوار ، ج ۶۸ ، ص ۲۶۷

[۱۲]. علل الشرایع ،  ج ۱ ، ص ۲۳۱

[۱۳]. مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل ، ج ۶ ، ص ۳۳۸

[۱۴]. مواعظ العددیه ، ص ۲۴۰

[۱۵]. کافی، ج۴، ص ۲۶۹

[۱۶]. مکارم الاخلاق ، ص ۳۶۲

[۱۷]. علل الشرایع، ترجمه مسترحمی ، ص ۲۱۱

[۱۸]. نهج الفصاحه ، ص ۳۸۳

[۱۹]. بحار الانوار ، ج ۷۰ ، ص ۳۷۵

[۲۰]. علل­ الشرایع، ج۲، ص۵۶۷

[۲۱]. نهج الفصاحه ، ص ۴۸۹

[۲۲]. الکافی(ط- اسلامیه) ، ج ۵ ، ص ۹۴

[۲۳]. تحریر الوسیله امام خمینی، کتاب الوصیه ، مسأله ۱

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *