پس به زوی حسابرسی می شود حسابی آسان

سه گانه ی حیات/ نام ‏های قیامت (بخش اول)

از مطالب مهمی که پیرامون حضور در پیشگاه الهی وجود دارد و برای صاحبان عقل و خرد، تأمل در آن ضروری است، ویژگی ‏ها و خصائص این قیام است که از دشواری و اهمیت آن حکایت می ‏کند…

**********************************************************************

پدید آورنده: سید علی شاهچراغی

دسته بندی: خطبه

 

«سه گانه ی حیات/ نام ‏های قیامت (بخش اول)»

اگر چه دانشمندان علوم دینی، هفتاد اسم را برای قیامت برشمرده ‏اند؛ اما آیت الله جوادی آملی حفظه ‏الله نسبت به این واقعه ‏ی دهشت ‏انگیز و غیر قابل توصیف، صد اسم را مطرح کرده ‏اند؛ نام‏ هایی که هر یک از منظر و زاویه ‏ای به حوادث قیامت اشاره دارد و حوادث مختلف آن را آشکار می ‏سازد؛ نکات ارزشمند و مهمی که در بردارنده آثار تربیتی فراوانی است و در بیداری انسان از غفلت و واداشتن آدمی به حرکت در مسیر اصلاح، نقش مؤثری ایفا می ‏کند و طهارت قلب و دوری از زشتی‏ ها را برای او به ارمغان می ‏آورد؛ همین امر موجب گردیده است تا مرحوم فیض کاشانی رضوان ‏الله علیه در کتاب ارزشمند مهجّۀ البیضاء نسبت بدان این ‏گونه سفارش نماید:

«در زیر هر یک از این نام‏ ها سرّی نهفته شده و در هر توصیفی معنای مهمی بیان گشته، باید کوشید تا این معانی را درک کرد و این اسرار را یافت.»[۱]

بر این اساس و در ادامه‏ ی سلسله مقالات سه گانه ‏ی حیات، به منظور آشنایی و بیان مطالبی پیرامون نام‏ های قیامت، به برخی از این اسامی اشاره می ‏گردد:

«یوم ‏القیامۀ»

معروف ‏ترین نامی که در خصوص معاد به چشم می ‏خورد و همگان با آن مأنوس هستند، واژه‏ ی «قیامت» است؛ اسمی که تنها در قرآن کریم هفتاد بار آمده است و عنوان یکی از سور این کتاب شریف می ‏باشد.

وجه نام‏ گذاری «قیامت»

فلسفه ‏ی نامگذاری حادثه ‏ی عظیم معاد به قیامت این است که در هنگام پدیدار شدن واقعه‏ ی سهمگین معاد، همگان در پیشگاه عدل الهی قیام کرده و در انتظار رسیدگی به وضعیت خویش قرار می ‏گیرند؛ امری که خداوند متعال در قرآن کریم نسبت به آن می ‏فرماید:

«يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ»[۲]

«روزى كه مردم در برابر پروردگار جهانيان به پاى ايستند.»

هم ‏چنین در آن روز «روح» که اعظم ملائکه ‏ی الهی است، به همراه دیگر فرشتگان، در صفی واحد قرار گرفته و به منظور اجرای فرمان خدا قیام می ‏نمایند:

«يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا»[۳]

«روزى كه روح و فرشتگان به صف مى ‏ايستند.»

قیامی که برای گواهان و شاهدان اعمال انسان‏ ها نیز ضروری است:

«وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ»[۴]

«و روزى كه گواهان بر پاى مى ‏ايستند.»

هم‏ چنین برپایی میزان و حساب در صحنه ‏ی قیامت، به منظور رسیدگی به اعمال انسان‏ ها و روشن شدن وضعیت آنان، نکته ‏ی دیگری است که قرآن کریم به آن رهنمون گردیده است:

«يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ»[۵]

«روزى كه حساب بر پا مى ‏شود.»

ایستادنی دشوار

از مطالب مهمی که پیرامون حضور در پیشگاه الهی وجود دارد و برای صاحبان عقل و خرد، تأمل در آن ضروری است، ویژگی ‏ها و خصائص این قیام است که از دشواری و اهمیت آن حکایت می ‏کند. برخی از مطالب وارده در این خصوص عبارتند از:

  • گِرد آمدنی همگانی

یکی از مهم ‏ترین ویژگی ‏های برپایی قیامت و حضور در آن، اجتماع همگان در مکان و زمانی خاص است؛ حضوری یک ‏پارچه که فردی را یارای ترک آن نخواهد بود:

«قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ»[۶]

«بگو در حقيقت اولين و آخرين * قطعاً همه در موعد روزى معلوم، گرد آورده شوند.»

  • مطیع امر پروردگار

حضور در پیشگاه خداوند متعال به امر پروردگار عالمیان، ویژگی دیگری است که از آیه‏ ی هفتم سوره‏ ی مبارکه ‏ی قمر استفاده می‏ گردد:

«خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ»[۷]

«در حالى كه ديدگان خود را فروهشته‏ اند، چون ملخ ‏هاى پراكنده از گورها[ى خود] بر مى ‏آيند.»

مطلبی که آیه ‏ی ذیل نیز شاهد بر آن است:

«يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ»[۸]

«روزى كه مردم در برابر پروردگار جهانيان به پاى ايستند.»

  • قیامی متواضعانه

امیرمؤمنان علی علیه ­السلام در خطبه‏ ی یکصد و دوم نهج ‏البلاغه می ‏فرماید:

«وَ ذَلِكَ يَوْمٌ يَجْمَعُ اللَّهُ فِيهِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لِنِقَاشِ الْحِسَابِ وَ جَزَاءِ الْأَعْمَالِ خُضُوعاً قِيَاماً»[۹]

«قيامت روزى است كه خداوند همه انسان‏ هاى گذشته و آينده را براى رسيدگى دقيق حساب و رسيدن به پاداش اعمال گرد آورد، در حالی که قیامی فروتنانه دارند.»

  • سختی و فشار

حضرت علی علیه ‏السلام در بیان ذیل به ویژگی دیگری از چگونگی این حضور و ایستادن اشاره می ‏نماید:

«فَأَحْسَنُهُمْ حَالًا مَنْ وَجَدَ لِقَدَمَيْهِ مَوْضِعاً وَ لِنَفْسِهِ مُتَّسَعا»[۱۰]

«نیکو حال ‏ترین آنان کسی است که جای نهادن دو پای بیابد و برای جان خود جایی فراخ تهیه کند.»

  • جاری شدن عرق‏

اگر چه از سخن ارزشمند امام زین العابدین علیه السلام که می ‏فرماید:

«أَشَدُّ سَاعَاتِ ابْنِ آدَمَ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ السَّاعَةُ الَّتِي يُعَايِنُ فِيهَا مَلَكَ الْمَوْتِ وَ السَّاعَةُ الَّتِي يَقُومُ فِيهَا مِنْ قَبْرِهِ وَ السَّاعَةُ الَّتِي يَقِفُ فِيهَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏»[۱۱]

«سخت ‏ترين ساعت ‏ها براى فرزند آدم، سه ساعت است: ساعت اول، ساعتى است كه در آن ملك الموت را مى بيند و ساعت دوم، ساعتى است كه در آن از قبر خود بر مى ‏خيزد و ساعت سوم، ساعتى است كه در برابر خداى متعال مى ‏ايستد.»

به روشنی می ‏توان دشواری و سنگینی لحظات قیامت را درک نمود، اما سخن امیرالمؤمنین علیه ‏السلام در نهج ‏البلاغه به گونه ‏ای است که ترس را بر جان آدمی مستولی می ‏سازد:

«وَ ذَلِكَ يَوْمٌ يَجْمَعُ اللَّهُ فِيهِ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِينَ لِنِقَاشِ الْحِسَابِ وَ جَزَاءِ الْأَعْمَالِ خُضُوعاً قِيَاماً قَدْ أَلْجَمَهُمُ الْعَرَقُ وَ رَجَفَتْ‏ بِهِمُ‏ الْأَرْضُ»[۱۲]

«روزی که حق تعالی پیشینیان و پسینیان را در آن گرد آورد، برای رسیدگی به حساب کار و پرداخت پاداش کردار. آنان فروتنانه بر پا باشند؛ عرق تا گوشه ‏ی دهان ‏شان روان و زمین زیر پای ‏شان لرزان است.»

امری که عقبۀ بن عامر از پیامبر اکرم صلی ‏الله علیه وآله نسبت به آن چنین نقل می ‏کند:

«تدنو الشمس من الأرض يوم القيامة فيعرق الناس، فمنهم من يبلغ نصف ساقه، و منهم من يبلغ ركبتيه، و منهم من يبلغ فخذه، و منهم من يبلغ خاصرته، و منهم من يبلغ منكبيه، و منهم من يبلغ فاه و أشار بيده ألجمها فاه، و منهم من يغطيه عرقه، و ضرب بيده على رأسه»[۱۳]

«روز قیامت خورشید به زمین نزدیک می ‌شود و بر اثر آن مردم عرق می ‌کنند، عرق برخی به نصف ساق‏، برخی تا زانو، گروهی به بالای ران، بعضی به کمر، برخی به شانه و بعضی به دهان ‏شان می ‌رسد؛ آن حضرت به دستش اشاره و آن را لجام دهان خویش کرد و [فرمود:] برخی را عرق از سر می‌ گذرد و دستش را همین گونه بر سر گذاشت.»

  • بازگشت به سوی پروردگار

البته مهم ‏ترین نکته در زمینه ‏ی این قیام همگانی و فراگیر، حرکت انسان ‏ها و بازگشت ایشان به سوی خداوند متعال است که در سوره مبارکه ‏ی مریم درباره ‏ی آن می ‏خوانیم:

«وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا»[۱۴]

«و روز قيامت، همه ‏ی آن ‏ها به سوى او خواهند آمد، تنها.»

«یوم ­الحساب»

از اسامی معروف قیامت که در منابع دینی، شاهد آن هستیم «یوم ‏الحساب» است؛ واقعه ‏ی مهمی که نکات متعددی را در بر دارد و نیز سؤالات زیادی را موجب گردیده است؛ پرسش‏ هایی این ‏چنین: مقصود از حساب چیست؟ آیا حساب برای همگان است؟ چه چیزی مورد حساب واقع می ‏گردد؟ حسابرس چه کسی است؟ سوء ‏الحساب به چه معنا است؟ آیا در هنگام حساب، حجت بر همه تمام می ‏شود؟ تفاوت بندگان در حساب به چه دلیل است؟ حساب چه کسانی راحت و آسان خواهد بود و چه کسانی بدون حساب وارد بهشت می ‏شوند؟ سریع ‏الحساب بودن خداوند چیست؟ در هنگام حسابرسی، آیا می ‏توان به عفو الهی امید داشت؟.

حسا‏ب رسی اعمال

همان ‏طور که اشاره گردید، یکی از سؤالات مهم در زمینه‏ ی حسابرسی این است که کار رسیدگی به پرونده‏ ی مخلوقات در صحنه ‏ی قیامت توسط چه کسی و یا کسانی انجام می ‏پذیرد. در پاسخ به این پرسش، با مراجعه‏ به آیات و نیز روایات که از سرچشمه ‏ی علم بی ‏پایان الهی نشأت گرفته و توسط معصومین علیهم ‏السلام به دست ما رسیده است، با مطالب ارزشمندی روبرو هستیم که برخی از آن‏ ها این چنین ‏اند:

  • خداوند متعال

کار حسابرسی اعمال در آیاتی از قرآن کریم به خداوند متعال اسناد داده می ‏شود:

«فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ»[۱۵]

«جز اين نيست كه بر تو رساندن [پيام] است و بر ما حساب [آنان]»

در این ‏باره در آیه ‏ای دیگر آمده است:

«إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ»[۱۶]

«در حقيقت بازگشت آنان به سوى ماست * آن ‏گاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست.»

  • معصومین (ع)

همان ‏طور که به اذن خداوند متعال، کار تدبیر امور دنیوی بر عهده‏ ی کسانی قرار می ‏گیرد:

«فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا»[۱۷]

«و كار [بندگان] را تدبير مى ‏كنند.»

بر اساس برخی از روایات، حسابرسی اعمال و رفتار بندگان خداوند در صحنه‏ ی قیامت، بر عهده ‏ی فرشتگان، انبیاء و امامان علیهم ‏السلام می ‏باشد؛ چنان‏ چه امام صادق علیه‏ السّلام در این خصوص می ‏فرماید:

«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَكَلَنَا اللَّهُ بِحِسَابِ شِيعَتِنَا»[۱۸]

«روز قيامت، خداوند رسيدگى به حساب شيعيان را به ما واگذار مى ‏كند.»

در همین زمینه از صفوان و طبق برخی نقل‏ ها سماعۀ‏ بن مهران از امام کاظم علیه ‏السلام روایت شده است که آن‏ حضرت فرمودند:

‏«إِلَيْنَا إِيَابُ‏ هَذَا الْخَلْقِ‏ وَ عَلَيْنا حِسابَهُم»‏[۱۹]

«همانا بازگشت و حساب مردم بر عهده ماست.»

امام رضا علیه ‏السلام نیز در روایتی از پدران بزرگوار خویش از امیرمؤمنان علیهم ‏السلام به نقل از نبی مکرم صلوات ‏الله علیه و آله ‏می ‏فرماید:

«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وُلِّينَا حِسَابَ‏ شِيعَتِنَا»[۲۰]

«در روز قیامت حساب پیروان ما به عهده ما نهاده شده است.»

البته بر اساس توحید افعالی، روشن و بدیهی است که بدون اذن الهی، هیچ کسی را یارای انجام کاری و برداشتن قدمی نخواهد بود و امور دنیا و آخرت به دست خداوند متعال محقق می ‏گردد.

  • وجدان آدمی

وجدان آدمی در پذیرش و قبول حساب، نقش مؤثری دارد و بر درستی و صحت آن گواهی می ‏دهد؛ زیرا هنگامی که اشخاص در صحنه ‏ی قیامت با کارنامه ‏ی خویش مواجه می ‏گردند:

«وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا»[۲۱]

«و كارنامه هر انسانى را به گردن او بسته ‏ايم و روز قيامت براى او نامه ‏اى كه آن را گشاده مى ‏بيند، بيرون مى ‏آوريم.»

به یکایک انسان‏ ها فرمان داده می‏ شود:

«اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا»[۲۲]

«نامه ‏ات را بخوان؛ كافى است كه امروز خودت حسابرس خود باشى.»

و او آگاه است که چه کاری انجام داده و کدام یک از فرامین الهی را بر زمین نهاده و مخالفت کرده است.

حسابرسی سریع

نکته ‏ی دیگری که در زمینه‏ ی حسابرسی قیامت وجود دارد و باید مطالبی پیرامون آن طرح گردد، سریع ‏الحساب بودن پرودگار عالمیان است؛ امری که از سرعت در رسیدگی به وضعیت اهل بهشت و جهنم حکایت می ‏نماید. اگر چه در این باره نیز ممکن است، این سؤال به ذهن بیاید که اگر حسابرسی قیامت این گونه با سرعت انجام می ‏پذیرد، پس تعابیری هم‏ چون «پنجاه هزار سال» در خصوص روزهای قیامت به چه معناست؟!

طرح این سؤال باعث گردیده است تا مفسّران قرآن کریم به منظور ارائه ‏ی جوابی روشن و قانع کننده، نکات مفیدی را مطرح نمایند که به برخی از آن‏ ها اشاره می ‏گردد:

الف – مقصود از سرعت در حساب، سرعت وقوع معاد و دریافت جزای اعمال است؛ به این معنا که خداوند متعال پاداش و کیفر عمل خوب و بد را با برپایی سریع قیامت می ‏دهد.

«وَ مَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»[۲۳]

«و كار قيامت، جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديك ‏تر [از آن] نيست، زيرا خدا بر هر چيزى توانا است.»

ب – کثرت و زیادی محاسبه شوندگان، سبب طولانی شدن حسابرسی اعمال توسط خداوند متعال نخواهد شد؛ زیرا با توجه به احاطه و علم نامحدود الهی، انجام حسابرسی برای خداوند متعال، کاری سهل و آسان است و نباید حسابرسی خداوند را با کار بشر مقایسه نمود. اگر‏چه در این بین ممکن است به سبب طولانی بودن جواب ­ها زمان به درازا ‏کشد و صف‏ هایی طولانی نیز شکل گیرد؛ زیرا در هنگام قیامت به یکایک اشخاص فرصت داده خواهد شد تا نسبت به اعمال‏ و رفتار خویش از خود دفاع کنند و آن چه را می ‏خواهند بر زبان جاری سازند. در عین حال این مطلب نیز یقینی است که حسابرسی از نیکوکاران در کوتاه ‏ترین فرصت محقق می ‏گردد و به پاداش اعمال خویش نائل می ‏گردند.

ج- مطلب دیگری که در زمینه ‏ی سریع الحساب بودن خداوند متعال مطرح گردیده است، این نکته است که اعمال خوب یا بد انسان‏ ها در دنیا محاسبه گردیده و پاداش و کیفر آن در نظر گرفته می‏ شود؛ بنابر این سریع الحساب بودن خداوند را نباید تنها به معنای حسابرسی آخرت در نظر گرفت.

راحتی و سختی حساب

از جمله اموری که نسبت به حسابرسی قیامت باید از آن سخن گفت، سختی و آسانی حساب افراد است؛ مسأله ‏ای که توجه به آن از حیث تربیتی و گرایش بندگان به انجام اعمال صالح بسیار مهم می ‏باشد. قرآن کریم در این زمینه می ‏فرماید:

«فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا»[۲۴]

«پس به زودی محاسبه می ‏شود، حسابی آسان.»

در این‏ باره مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان از پیامبر صلی‏ الله علیه وآله نقل می ‏کند:

«ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فِیْهِ حاسَبَهُ اللّهُ حِساباً یَسِیْراً، وَ اَدْخَلَهُ الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِهِ. قالوا: وَ ما هِىَ یا رَسُولَ اللّهِ؟! قالَ: تُعْطِى مَنْ حَرَمَکَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَکَ»[۲۵]

«سه خصلت است كه در هر كسى باشد، خداوند حسابرسى آسان از او به عمل آورد و به رحمت خویش او را وارد بهشت كند. عرض كردند: آن سه چيست، اى رسول خدا؟. فرمود: به كسى كه تو را [از چيزى] محروم كرده عطا كنى، با كسى كه رابطه ‏اش را با تو قطع كرده، پيوند برقرار كنى و از كسى كه به تو ستم كرده است، درگذرى.»

هم ‏چنین از معاویۀ بن وهب نقل شده است که امام صادق علیه ‏السلام فرمود:

«إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ، تُهَوِّنُ الْحِسَابَ يَوْمَ الْقِيَامَة»[۲۶]

«پیوند برقرار کردن با خویشاوند، حساب روز قیامت را آسان می ‏کند.»

بدون حساب

مطلب مهم و قابل توجه دیگری که در این رابطه وجود دارد، ورود بدون حساب برخی افراد به بهشت جاودان است که فرشتگان الهی را به حیرت و تعجب وا می ‏دارد؛ چنان ‏چه شیخ صدوق رضوان ‏الله علیه در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الأعمال» از پیامبر اکرم صلی ‏الله علیه وآله نقل می ‏کند:

«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَنْبَتَ اللَّهُ تَعَالَى لِطَائِفَةٍ مِنْ أُمَّتِي أَجْنِحَةً فَيَطِيرُونَ مِنْ قُبُورِهِمْ إِلَى الْجِنَانِ يُسْرِعُونَ فِيهَا وَ يَتَنَعَّمُونَ كَيْفَ شَاءُوا فَتَقُولُ لَهُمُ الْمَلَائِكَةُ: هَلْ رَأَيْتُمُ الْحِسَابَ؟ فَيَقُولُونَ: مَا رَأَيْنَا حِسَاباً فَيَقُولُونَ: هَلْ جُزْتُمُ الصِّرَاطَ؟ فَيَقُولُونَ: مَا رَأَيْنَا صِرَاطاً. فَيَقُولُونَ: هَلْ رَأَيْتُمْ جَهَنَّمَ؟ فَيَقُولُونَ: مَا رَأَيْنَا شَيْئاً. فَيَقُولُ الْمَلَائِكَةُ: مِنْ أُمَّةِ مَنْ أَنْتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فَيَقُولُونَ: نَشَدْنَاكُمُ اللَّهَ حَدِّثُونَا مَا كَانَتْ أَعْمَالُكُمْ فِي الدُّنْيَا. فَيَقُولُونَ: خَصْلَتَانِ كَانَتَا فِينَا فَبَلَّغَنَا اللَّهُ تَعَالَى هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ بِفَضْلِ رَحْمَتِهِ. فَيَقُولُونَ: وَ مَا هُمَا؟ فَيَقُولُونَ: كُنَّا إِذَا خَلَوْنَا نَسْتَحْيِي أَنْ نَعْصِيَهُ وَ نَرْضَى بِالْيَسِيرِ مِمَّا قَسَمَ لَنَا فَيَقُولُ الْمَلَائِكَةُ حَقٌّ لَكُمْ هَذَا»[۲۷]

«روز قيامت، خداى متعال به طايفه ‏اى از امت من، بال‏ هایی عنايت مى ‏كند، به طورى كه از ميان گورهاى خود پرواز مى ‏كنند و به سرعت و آسانى داخل بهشت مى ‏شوند و آزادانه از نعمت‏ هاى گوناگون آن استفاده مى ‏كنند. ملائكه از ايشان مى ‏پرسند: آیا از شما حساب پس گرفتند؟ در جواب مى ‏گويند: خير. از ايشان مى ‏پرسند: آیا از صراط گذشتيد؟ مى ‏گويند: خير. از ايشان مى ‏پرسند: آيا جهنم را مشاهده کردید؟ مى ‏گويند: ما چيزى نديديم. از ايشان مى ‏پرسند: شما از امت كدام پيامبر هستید؟ در جواب می‏ گويند: از امت محمد صلّى ‏اللَّه عليه و آله هستیم. سؤال مى ‏كنند: شما را به خدا قسم، عمل ‏تان در دنيا چه بود؟ می ‏گويند: ما دو خصلت در دنيا داشتيم كه به واسطه‏ ی آن‏ ها به اين مقام رسيديم. مى‏ پرسند: آن دو صفت چه بود؟ در جواب مى ‏گويند: در خلوت ‏مان از خدا حيا مى ‏كرديم كه او را معصيت نماییم و دیگر این که به هر چه خدا براى ما مقدر كرده بود، راضى بوديم؛ اگر چه كم بود. سپس ملائكه مى ‏گويند: اين مقام و منزلت، حق شماست‏.»

هم‏ چنین نبی مکرم صلی ‏الله علیه وآله در روایتی دیگر می ‏فرماید:

«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ الْخَلَائِقَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ وَ نَادَى مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ يَسْمَعُ آخِرُهُمْ كَمَا يَسْمَعُ أَوَّلُهُمْ فَيَقُولُ: أَيْنَ أَهْلُ الصَّبْرِ؟ قَالَ: فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمْ زُمْرَةٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ. فَيَقُولُونَ لَهُمْ: مَا كَانَ صَبْرُكُمْ هَذَا الَّذِي صَبَرْتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: صَبَّرْنَا أَنْفُسَنَا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ صَبَّرْنَاهَا عَنْ مَعْصِيَتِهِ قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ: صَدَقَ عِبَادِي خَلُّوا سَبِيلَهُمْ لِيَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ. قَالَ: ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرَ يَسْمَعُ آخِرُهُمْ كَمَا يَسْمَعُ أَوَّلُهُمْ فَيَقُولُ: أَيْنَ أَهْلُ الْفَضْلِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمُ الْمَلَائِكَةُ فَيَقُولُونَ: مَا فَضْلُكُمْ هَذَا الَّذِي نُودِيتُمْ بِهِ؟ فَيَقُولُونَ: «ُنَّا يُجْهَلُ عَلَيْنَا فِي الدُّنْيَا فَنَحْتَمِلُ وَ يُسَاءُ إِلَيْنَا فَنَعْفُو. قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَى: صَدَقَ عِبَادِي خَلُّوا سَبِيلَهُمْ لِيَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ قَالَ: ثُمَّ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَسْمَعُ آخِرُهُمْ كَمَا يَسْمَعُ أَوَّلُهُمْ فَيَقُولُ: أَيْنَ جِيرَانُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ فِي دَارِهِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمْ زُمْرَةٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيَقُولُونَ لَهُمْ: «مَا كَانَ عَمَلُكُمْ فِي دَارِ الدُّنْيَا فَصِرْتُمْ بِهِ الْيَوْمَ جِيرَانَ اللَّهِ تَعَالَى فِي دَارِهِ؟» فَيَقُولُونَ: كُنَّا نَتَحَابُّ فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَتَبَاذَلُ فِي اللَّهِ وَ نَتَوَازَرُ فِي اللَّهِ قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَى: صَدَقَ عِبَادِي خَلُّوا سَبِيلَهُمْ لِيَنْطَلِقُوا إِلَى جِوَارِ اللَّهِ فِي الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ. قَالَ: «فَيَنْطَلِقُونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَاب‏»[۲۸]

«هنگامی که قیامت برپا شود، خداوند تمام مردم را در یک سرزمین جمع خواهد کرد و ندا دهنده ‌ای از جانب پروردگار صدا می ‌زند، به گونه ‌ای که هم ‌زمان تمام مردم خواهند شنید؛ می ‌گوید: صابران کجایند؟ در اين هنگام گروهى از جاى خود بر می ‏خیزند؛ پس گروهی از فرشتگان از ایشان استقبال مى ‌‏كنند و مى ‏‌گويند: صبر شما چه بود؟ آن ‏ها مى ‌‏گويند: ما نفس خود را در اطاعت خداوند به صبر واداشتيم و در معصيت او هم صبر كرديم. در اين هنگام منادى صدا مى ‌‏زند: راه آن ‏ها را باز كنيد تا وارد بهشت شوند و حسابى براى آن‏ ها نيست. پس از آن ندا دهنده‌‏ ی دیگری از جانب خداوند صدا می ‌زند، به گونه ‌‌ای که هم ‌زمان، تمام مردم خواهند شنید؛ می ‌گوید: اهل فضل کجایند؟ گروهى از جاى خود بر می‌ خیزند. در اين لحظه گروهی از فرشتگان از آن ‏ها استقبال مى ‌‏كنند، می ‌گویند: فضل شما چه بود که به آن خوانده شدید؟ می ‌گویند: در دنیا با ما جاهلانه رفتار می ‌کردند، ولی ما تحمل می ‌کردیم؛ به ما بدی می ‌شد، ولی ما گذشت می ‌نمودیم. ندا دهنده ‏ای از طرف خدا ندا می ‌دهد: بندگان من راست می ‌گویند، راه‏ شان را باز كنيد تا وارد بهشت گردند و برای آنان حسابى نيست. بعد از آن ندا دهنده‏ ی‌ دیگری از جانب خداوند صدا می ‌زند، به گونه ‌ای که هم‌ زمان، تمام مردم خواهند شنید؛ می ‏گوید: همسایگان خداوند کجایند؟ در اين لحظه عده ‌ای از جاى خود بر می ‏خیزند، گروهی از فرشتگان از آن‏ ها استقبال مى‏‌ كنند و مى‌‏ گويند: شما در دنیا چه کار کردید که امروز همسایه‏ ی‏ خدا شدید؟! آنان می ‌گویند: ما در راه خدا به یکدیگر محبت می ‏کردیم و در راه خدا به همدیگر بذل و انفاق می‌ نمودیم و در راه خدا کمک و پشتیبان هم بودیم. در این هنگام ندا دهنده ‌ای از طرف خدا صدا می ‏زند: بندگان من راست می‌ گویند، راه ‏شان را باز کنید تا بدون حساب به جوار خدا در بهشت وارد شوند. فرمود: پس به بهشت وارد می ‌شوند به غیر حساب.»

 

[۱]. تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۸۴

[۲]. مطففين/۶

[۳]. نبأ/۳۸

[۴]. غافر/۵۱

[۵]. ابراهیم/۴۱

[۶]. واقعه/۴۹-۵۰

[۷]. قمر/۷

[۸]. مطففین/۶

[۹]. نهج البلاغه، خطبه۱۰۲

[۱۰]. شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏۷، ص۱۰۲

[۱۱]. بحار الأنوار، ج‏۷، ص۱۰۵

[۱۲]. شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏۷، ص۱۰۲

[۱۳]. المواهب اللدنیه بالمنح المحمدیه، ج۳، ص۶۳۵

[۱۴]. مریم/۹۵

[۱۵]. رعد/۴۰

[۱۶]. غاشیه/۲۵و۲۶

[۱۷]. نازعات/۵

[۱۸]. الأمالي (للطوسي)، ص۴۰۶

[۱۹]. بحار الأنوار، ج‏۷، ص۲۰۲

[۲۰]. بحار الأنوار، ج‏۸، ص۴۰

[۲۱]. إسراء/۱۳

[۲۲]. إسراء/۱۴

[۲۳]. نحل/۷۷

[۲۴]. انشقاق/۸

[۲۵]. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۱۰، ص۶۹۹

[۲۶]. بحار الأنوار، ج‏۷۱، ص۱۰۲

[۲۷]. مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص۸۴

[۲۸]. بحار الأنوار، ج‏۷۱، ص۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *